به نام خداوندی که به قلم سوگند خورده است

 

 

  گسترش اطلاعات علوم مختلف وتوسعه روز افزون آن،شرایطی را بوجود آورده که هر روز شاهد تحولات اساسی وچشمگیردرسطح 

جهان هستیم.

سرعت گسترش وپیشرفت علم وتکنولوژی یکی از عوامل توسعه وصنعتی شدن کشور ها قلمداد می شود.به همین دلیل هر کشور برای رسیدن به افق های روشن توسعه نیازمند فراهم شدن بستر های لازم برای این مهم می باشد  رکن اصلی بوجود آمدن توسعه وپیشرفت بهره مندی از نیروی انسانی متخصص،متعهد وکارآمد می باشد که برای داشتن چنین نیروهایی باید آموزشهای مورد نیاز وکاربردی به طور صحیح وعلمی صورت گیرد.به گونه ای که در جهان امروز اهمیت مسأله دانش و به ویژه دانش فنی و مراحل علمی و کاربردی آن بر هیچ کس پوشیده نیست .علاوه بر این در دین مبین اسلام نیز توجه خاصی به فراگیری دانش وبه ویژه به کار بستن آن شده است ودر آیات واحادیث مختلف این مسأله مورد تأکید قرار گرفته است.حضرت علی (ع)می فرمایند:

 

 علمی که در آن کار جلوه کند برترین نوع دانش است

 

به همین منظور وبه منظور بالا رفتن کیفیت آموزش ،استفاده راحت فراگیران (اطلاعات طبقه بندی شده)، تشویق فراگیران به استفاده از فن آوری نوین آموزشی و کار با رایانه ،این وبلاگ   طراحی و نوشته شده است .

امید است که مفید بوده و مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

 

   

 

       

            برای استفاده از مطالب وبلاگ ازقسمت آرشیو موضوعی استفاده کنید

 

 

 

طبقه بندی الیاف

طبقه بندی الیاف

الیافی که در صنعت نساجی مورد استفاده قرار می گیرند به دو طبقه اصلی الیاف طبیعی و الیاف مصنوعی (ساخت انسان) تقسیم می کنیم . که هریک از این دو طبقه شامل گروههای فرعی دیگری می شوند ، الیاف طبیعی مانند پشم و پنبه ، الیافی هستند که به طور طبیعی فراهم می آیند . الیاف مصنوعی ، به الیافی اطلاق می شود که به خودی خود وجود ندارد و با استفاده از مواد خام اولیه و یا سایر مواد شیمیایی و به کار بردن روشهای صنعتی تهیه می شوند  الیاف طبیعی بر حسب منشاء طبیعی به سه گروه فرعی تقسیم می شوند . الیاف معدنی ، الیاف گیاهی و الیاف حیوانی .

 

الیاف معدنی :

مصرف این نوع الیاف در صنعت نساجی محدود است و آسبست (asbestes) که در اصلاح عامیانه ، پنبه کوهی یا پنبه نسوز نامیده می شود، نمونه ای از این الیاف است . این الیاف مصارف صنعتی دارد و در پارچه های ضد حریق نیز به کار می روند.

 

الیاف گیاهی

الیاف گیاهی شامل مهمترین الیاف نساجی ، یعنی پنبه و سایر الیاف مانند کتان ، کنف است . این الیاف از طریق کاشتن تهیه می شوند و پنبه سلولزی دارند که ماده سازنده گیاهان است . الیاف گیاهی به چهار گروه فرعی تقسیم می شوند:

 1- الیاف دانه ای مانند پنبه

 2- الیاف میوه‌ای مانند نارگیل

 3- الیاف ساقه ای مانند کتان ، کنف

 4- الیاف برگی مانند سیسال

 

 

الیاف حیوانی

الیاف حیوانی عبارت از ابریشم است که از کرم ابریشم تهیه می شوند همچنین سایر الیاف مانند مو ، کشمیر و سایر الیاف را در بر می گیرد . این الیاف پایه پروتئینی دارد که ساختمان پیچیده ای دارد و قسمت عمده ساختمان بدن جانداران را تشکیل می دهد این الیاف به سه گروه فرعی تقسیم می شوند : 1- پشم ، 2- ابریشم ، 3- مو ، مانند موی بز ، خرگوش ، شتر ، اسب .

 

 

الیاف مصنوعی می توانند بر حسب ماده تشکیل دهنده الیاف ، به دو گروه فرعی متمایز از یکدیگر یعنی ، الیاف رژنر و الیاف سنتیک تقسیم شوند :

 

الیاف رژنر

اینها الیافی هستند که ماده تشکیل دهنده آنها قبلاً در طبیعت موجود بوده است . به عنوان مثال می توان سلولز موجود در گیاهان را ذکر کرد که به مقدار زیادی در گیاهان وجود دارد ولی فقط مقدار کمی از آن در پنبه و کتان و سایر الیاف سلولزی طبیعی به کار می رود . در تنه درختان ، ساقه و قسمتهای دیگر گیاهان مقدار زیادی سلولز وجود دارد که با سایر مواد آغشته است ، ولی قریب نیم قرن است این سلولز با جدا شدن از ناخالصی و با اجرای عملیات شیمیایی و صنعتی به صورت الیاف قابل استفاده برای مصارف نساجی تبدیل شده است . گروههای فرعی زیر جزء الیاف رژنره به شمار می آیند :

- پروتئین بازیافته نظیر کازئین موجود در شیر

- سلولز بازیافته نظیر ویسکوزریون

- استر سلولز نظیر استات

 

 

الیاف سینتیک

این الیاف صرفاً از مواد شیمیایی تهیه می شوند که دارای ساختمان لیفی نیستند و از طریق سنتز مواد اولیه و با اجرای پروسهای شیمایی لازم ، ساختمان لیفی به آنها داده می شود و طبیعت در ساختن آنها و یا در قسمتی از فرآیند تهیه آنها نقشی ندارد و کاملاً سینتیک هستند. گروههای فرعی الیاف سینتیک شامل پلی آمیدها (نظیر نایلن) ريال پلی استرها (نظیر تریلین) و مشتقات پلی وینیل ها هستند .

الیاف مصنوعی به سه طریق ذوب ریسی ، تر ریسی ، خشک ریسی تهیه می شوند و سطح مقطع الیاف با توجه به نوع رشته ساز دستگاه ریسندگی آن ، به شکلهای مختلفی وجود دارد .

 

ساختمان داخلی الیاف

همانطور که از مجموع الیاف در نتیجه عملیات ریسندگی ، نخ ساخته می شود ، یک لیف نیز از مجموع رشته های کوچکتری که آن را اصطلاحاً «فایبریل» (Fibril) می نامند ، به وجود
می آید و هر فایبریل نیز مرکب از ملکولهای زنجیری (ماکرومولکول) است که کم و بیش به موازات همدیگر در محور طولی فایبریل قرار دارند و به وسیله زنجیرهای عرضی در بعضی نقاط به همدیگر متصل می شوند . اگرچه به طور کلی ، ماکرومولکول در محور طولی الیاف قرار دارند ولی الزاماً به موازات همدیگر قرار نمی گیرند ، بلکه در بعضی از قسمتها به صورت آرایش یافته ، منظم و بلورین قرار دارند و در قسمتهای دیگر ممکن است بی نظم باشند .

باید توجه داشت که موازی قرار گرفتن مولکولها ، بین الیاف مصنوعی و طبیعی متفاوت است . الیاف مصنوعی نسبت به الیاف طبیعی معمولاً دارای آرایش مولکولی بیشتری هستند . در الیاف طبیعی نیز این گونه آرایش ها یکسان نیست ، به عنوان مثال اگر الیاف سلولزی پنبه و کتان را در نظر بگیریم هر دو از نظر شیمیایی شبیه به هم هستند ، ولی از نظر فیزیکی بکلی متفاوت هستند .

بوسیله کشش آرایش مولکولی الیاف را افزایش می دهند بنابراین الیاف در طول محور لیف به موازات یکدیگر قرار می گیرند و همچنین چون مولکولها نزدیک به هم قرار می گیرند در جهت محور طولی لیف موازی شده و مقداری کریستالیتی می شوند که این باعث پیوند در بین زنجیرها شده و مقاومت لیف را افزایش می دهد .

 

پلیمریزاسیون

الیاف مصنوعی نساجی به طور کلی پلیمر هستند . پلیمر ماده ای است متشکل از یک سری واحدهای (منومر) کوچکتر ، ممکن است خود منومر بتواند دارای ترکیبی ساده ، یا پیچیده باشد . اندازه مولکولی ماده پلیمر به شناسائی خواص مکانیکی ماده پلیمر کمک می کند و ممکن است ماده پلیمر از چند صد واحد و یا چند صد هزار واحد منومر تشکیل شده باشد .

 

سلولز

سلولز که جزء اساسی مواد گیاهی است تقریباً ثلث مواد تشکیل دهنده سلولهای دیواره گیاهان عالی را شامل می شود . در طبیعت سلولز هرگز به صورت خالص یافت نمی شود ، به طوری که در چوب 50-40 و در کتان 85-60 و در پنبه حدود 90 درصد وزن لیف را تشکیل می دهد لذا پنبه مهمترین منبع سلولز طبیعی است . در گیاهان علاوه بر سلولز مقداری مواد دیگر که ما آن را ناخالصی می نامیم وجود دارد . از آنجا که گرفتن ناخالصی ها به کمک مواد شیمیایی انجام می‌شود متأسفانه این کار با مقداری تجزیه مولکولی و آسیب رساندن به لیف همراه است .

لذا برای تهیه سلولز خالص در حد استاندارد ، باید سعی شود که این آسیبها به حداقل ممکن برسد. پنبه مناسبترین منبع سلولزی است که ناخالصیهای آن با جوشانیدن پنبه در محلول قلیایی و سفیدگری برطرف می شود . موادی نظیر پکتین ، واکس یا موم ، پروتئین و مواد کافی ناخالصی‌های موجود در پنبه است .

 

طبقه بندی گیاهی پنبه

طبقه بندی گیاهی مختلفی برای پنبه وجود دارد ، ولی مقدار متداولترین آنها پنبه را به دو نوع آسیایی و آمریکایی تقسیم می کند که اصطلاحاً پنبه آسیایی را پنبه قدیم و امریکایی را پنبه دنیای جدید می گویند .

هرچه مواد خارجی و ناخالصیهای پنبه کمتر باشد آن پنبه مرغوب تر است ، دقت در تهیه الیاف و صاف موازی بودن آنها و کم بودن گره خوردگی دلیل بر مرغوب بودن الیاف است .

 

زراعت پنبه

بهترین زمین برای رشد پنبه زمینهای رستی است که دارای شن و آهک هستند . ترکیبات آهن و پتاسیم برای تقویت زمین زراعتی بسیار مناسب است . کاشتن بذر پنبه زمانی آغاز
می شود که خطر سرمای بهاری در بین نیست . پنبه در حین رشد احتیاج به آب فراوان دارد ولی پس از رسیدن میوه نباید آب داده شود . برداشت محصول زمانی آغاز می شود که دیواره
غوزه ها خشک شوند و شکاف بردارند و تارهای پنبه از میان شکافها بیرون زده باشد . در جمع آوری پنبه رسیده نباید تأخیر شود زیرا باد آنها را پراکنده می کند . نظر به اینکه رسیدن غوزها در یک زمان صورت نمی‌گیرد باید برداشت محصول تدریجی صورت گیرد . پس از جمع آوری پنبه ، دانه های آن را که به تخم پنبه معروف است توسط «ماشین جین» جدا می کنند و پنبه حاصل را عدل بندی می‌کنند. الیاف پنبه همگی دارای طول یکسان نیستند و طول آنها بر حسب نژاد ، شرایط اقلیمی و نحوه کشت تغییر می کند .

 

معرفی پنبه

پنبه ماده نساجی منحصر به فردی است که تاکنون هیچ لیفی نتوانسته است جای آن را بگیرد. این لیف دارای خصوصیات ویژه ای از جمله سهولت کشت و زرع ، قیمت مناسب ، سبکی ،نرمی ، خنکی ، دوام و استحکام آن نام برد همچنین در صنایع دریانوردی و ماهیگری از طنابها و تورهای پنبه ای استفاده زیاد به عمل می آید . از پنبه در انواع بیشماری از پارچه های دکوراسیون و چادرهای صحرایی و قالی و مشابه آن نیز به کار می رود .

 

کتان

الیاف کتان از ساقه گیاهی به نام فلاکس تهیه می شود کشت این گیاهان به طور سالیانه انجام می‌گیرد . قسمت بالای ساقه این گیاه ، دارای گلهایی به رنگهای سفید ، قرمز ، بنفش ، لاجوردی و آبی دیده می شود . کیفیت الیاف به مرغوبیت زمین و شرایط جوی بستگی دارد . این گیاه در هوای نسبتاً سرد و رطوبتی و  وجود باران نسبتاً زیاد بهتر به عمل می آید . ساختمان شیمیایی کتان ، نظیر پنبه ، سلولزی است ولی ساختمان داخلی آن متفاوت است و آرایش ملکولی آن به مراتب بیشتر از پنبه است . همچنین دارای مواد غیر سلولزی بیشتری نسبت به پنبه است . پرورش آن در کشورهای فرانسه ، بلژیک ، ایرلند ، شوروی و هلند است . درجه سختی کتان زیاد است و در برابر خم شدن مقاومت می کند . گرچه پارچه کتانی چروک پذیر است ولی با اجرای تکمیلهای ضد چروک می توان این عیب را برطرف کرد .

 

کنف

کنف از الیاف ساقه ای است که از گیاه شاهدانه استخراج می شود . از زمانهای قدیم در اکثر کشورهای آسیایی این گیاه را می شناختند و از الیاف آن برای مصارف پوششی استفاده
می کردند .

 

الیاف برگی

همان طور که از اسم آنها پیداست الیافی هستند که در داخل برگ گیاهان تک لپه ای وجود دارند که به صورت رشته هایی در جهت طولی برگ قرار گرفته اند و سبب استحکام برگ در جهت طول آن می شوند . این نوع الیاف از نظر تجارتی دارای اهمیت هستند و به مقدار زیادی در ساختن طناب ، ریسمان و پارچه های نساجی به کار می روند . سیسال که از انواع الیاف برگی است . سیسال از گیاهی به نام آگا وسیسالانا به دست می آید که از گیاهان بومی آمریکای مرکزی است . تا قبل از جنگ جهانی دوم مقدار زیادی از این لیف ، به عنوان طناب در صنایع حمل و نقل استفاده می شود ولی امروزه با پیشرفت تکنولوژی نساجی از این لیف در برخی از پارچه های تزیینی و قالیها و موکتها و بویژه کلاه و کیف خانمها استفاده می شود .

 

پشم

بخشی از الیاف نساجی از رویش مویین حیوانات تهیه می شود که در میان آنها پشم گوسفند مهمترین الیاف حیوانی است و بقیه الیاف حیوانی به طور عموم از انواع بز ، شترها ، لاماها تأمین می شود . پشم خام گوسفند مقادیری مواد ناخالصی مانند واکس و عرق بدن حیوان و غبار و خرده‌های گیاهی همراه دارد . قبل از تهیه نخ ، پشم را به حالت خام شستشو می دهند و در برخی مواد سفیدگری کرده و سپس استفاده می کنند .

موهر

اگرچه پشم مهمترین الیاف حیوانی است ، ولی الیاف دیگر حیوانی در نوع خود اهمیت فراوانی دارند. الیاف موهر از بز آنگورا تهیه می شوند و دارای ارزش تجارتی زیاد است . موی حیوان در سال دوبار تراشیده و مرغوبیت آن به شرایط محیط زیست حیوان بستگی دارد . حدود یک سوم وزن کالا را ناخالصیها تشکیل می دهد ، همچنین موهر مانند الیاف پشمی در سطح طولی الیاف دارای فلس است . این الیاف برای لباسهای زمستانی بسیار مناسب است .

 

کشمیر

این حیوان در تبت ، هندوستان ، افغانستان پرورش می یابد . کشمیر مانند شتر دارای
مویی ضخیم و دراز است که پوست حیوان را پوشانده و همچنین دارای موهای نازکی است که دارای فرمی خاص است . محصول کشمیر ، فوق العاده کم و گران است و به علت نرمی و نازکی یکی از مهمترین الیاف نساجی است . پارچه های کشمیر احساس گرما و راحتی ایجاد می کند . کشمیر ایرانی دارای الیاف ضخیمی است که قطر آن حدود 20 میکرون است .

 

ابریشم

سابقه تاریخی ابریشم به 2500 سال قبل از میلاد می رسد . ابریشم گرانترین لیفی است که مصرف پوششی دارد . در حال حاضر کشور ژاپن بزرگترین تولید کننده ابریشم و صادر کننده آن است کشورهای چین و هند در مراحل بعدی قرار دارند و تولید ابریشم آنها بیشتر مصرف داخلی دارد . کرم ابریشم زندگی طبیعی خیلی حساسی دارد و خطرات ناشی از بیماریها ممکن است به سرعت آنها را از بین ببرد. دو نوع اصلی کرم  ابریشم وجود دارد : تربیت شده و وحشی .

نوع تربیت شده یا اصلاح شده آن ابریشم مرغوب تولید می کند و نگهداری آن حائز اهمیت است . کرم ابریشم وحشی الیاف محکمتر ، انعطاف پذیرتر و مقاومتر تولید می کند ، ولی عیب عمده آن نایکنواخت بودن الیاف است .

 

الیاف ساخت انسان

ویسکوزریون (رژنره)

ماده اولیه ویسکوزیون سلولز است که از پنبه تأمین می شود و یا از خمیر چوب که خود سلولز بازیافته است از چوب درختان مخروطی نظیر سرو و کاج و مشابه آنهاست . ریون بر حسب تعریف ، الیاف ساخته شده از سلولز بازیافته است . برای تهیه الیاف ویسکوزیون لازم است سلولز آنها را با دقت بازیابی کرد ، مقدار سلولزی که برای تهیه الیاف ویسکوزیون مصرف
می شود ، بیشتر از چوب درختان تهیه می شود .

 

نایلون 66

نایلون 66 که به نایلون مصنوعی معروف است از الیاف مصنوعی ، سنتیک است که از کندانسه شدن اسید اوپیک و هگزا متیلن دی آمین به دست می آید و چون از هرکدام از مواد فوق دارای 6 اتم کربن است به نایلون 6 6 معروف است . خصوصیات نایلون بستگی به نوع مصرف آن دارد . اگر برای صنعتی غیر نساجی به کار رود دارای استحکام بیشتری است . نایلون در مقابل مواد شیمیایی بسیار مقاوم است حلالهای خشک شویی آسیبی به آن نمی رساند ولی در مقابل اسید غلیظ و درجه حرارت بالا آسیب می بیند مقاومت آن در مقابل قلیاها بیشتر است .

 

 

نایلون 6

این گونه نایلون به وسیله ترکیبات آمینوکاپروئیک اسید به دست می آید . این ماده دارای 6 اتم کربن است که معروف به نایلون 6 است . تفاوت عمده نایلون 6 از 66 پایین بودن نقطه ذوب آن است که در مقایسه با نایلون 66 ضعیف است . مصرف عمده نایلون 6 در جورابهای نازک و لباسهای نازک و لباسهای نازک گوناگون بویژه لباسهای شنا و پارچه پرده ای و دکوراسیون است .

 

تفلون (پلی تترا فلورو اتیلین)

پلی تترا فلورو اتیلین ماده ای است که ابتدا از آن برای صنعت پلاستیک استفاده می شد و بعدها به عنوان الیاف پلیمری مورد توجه قرار گرفت. کثرت نیروهای واندروالز در ساختمان آن باعث شده که نقطه ذوب تفلون فوق العاده زیاد شود. چون جذب آن معادل صفر است. بنابراین در شرایط خشک و خیس یکسان است. مقاومت نخ در مقابل حرارت فوق العاده زیاد است و همچنین مقاومت آن در مقابل مواد شیمیایی استثنایی است.

چقدر پروتئين بخوريم

 

چقدر پروتئين بخوريم

پروتئين عنصر اصلى فعاليت هاى متابوليك بدن است كه براى رشد و بقاى بافت هاى سازنده مغز، عضلات، بافت همبند، پوست، مو، خون و ارگان هاى بدن و توليد سلول هاى مبارزه كننده با عفونت و آنتى بادى حياتى است.وقتى پروتئين به مقدار كافى مصرف شود در بدن تجزيه مى شود تا واحد هاى ساختمانى جديدى به نام آمينواسيد ها را بسازد كه براى توليد پروتئين هاى خود بدن مورد استفاده قرار مى گيرند.البته وقتى پروتئين ها بيش از حد لزوم وارد بدن شوند، آمينواسيد هاى اضافه به عنوان سوخت مصرف يا به صورت چربى ذخيره مى شوند. بهترين راه به دست آوردن پروتئين كافى استفاده از غذا هاى متنوع است. رايج ترين منبع پروتئين گوشت است. شير و لبنيات ديگر نيز به همراه حبوبات و سفيده تخم مرغ از ميزان پروتئين بالايى برخوردار هستند.بهترين و مناسب ترين ميزان مصرف پروتئين گوشتى بين ۶۰ تا ۹۰ گرم در هر وعده غذايى و ۶۰ تا ۹۰ گرم مصرف شير و انواع لبنيات است. با توجه به بالا بودن چربى هاى گوشت و لبنيات بهتر است قبل از طبخ گوشت تمامى چربى هاى زايد آن را گرفته و حتى الا مكان آنها را به شكل پخته، كباب شده يا آب پز استفاده نماييد. مصرف محصولات لبنى كم چرب نيز روش خوبى براى پيشگيرى از افزايش چربى در بدن به شمار مى رود.گياهخواران نيز مى توانند با اضافه كردن حبوبات به ويژه عدس و لوبيا و غلات و مغز ها به ژريم غذايى خود پروتئين كافى را به بدن برسانند. به طور كلى هر فرد به ازاى هر كيلو وزن خويش به ۸/۰ گرم پروتئين نياز دارد. اين ميزان در زنان باردار و شيرده فرق مى كند و به بيش از ۲۰ گرم در روز مى رسد.در هر حال پروتئين نيز همانند بسيارى از مواد ديگر خالى از خطر نيست و اگر بيش از حد لزوم مصرف شود عوارض خاصى به همراه خواهد داشت. رژيم پرپروتئين كار كليه ها را براى دفع اوره زيادى دشوار مى كند و در دراز مدت سلامت آنها را به خطر مى اندازد. افزايش مصرف پروتئين در بيماران مبتلا به ديابت وابسته به انسولين خطرساز بوده و خطر ابتلا به بيمارى هاى كليوى در آنها را دوچندان مى كند.نهايتاً به ياد داشته باشيد كه براى داشتن بدنى سالم هيچ غذايى را ممنوع نكنيد.

نانو ذرات نقره

نانو ذرات نقره

امروزه، به کمک علم پزشکی، هر روز به تعداد بیماریهای درمان شدنی افزوده می شود. این کار با داروهایی انجام می شود که عوامل بیماری را از بین می برد و سلامت را به انسان باز می گرداند

در راستای تحولات اخیر زندگی انسان، علم نانوفناوری توسعه یافته است و تقریبا در همه رشته های علمی نشانه هایی از آن یافت می شود. محققان نانوفناوری با فناوری جدیدی درباره نانو ذرات آشنا شده اند که ممکن است نقش بسیار زیادی در پزشکی آینده ایفا کند.

در فناوری نانوسیلور (Nano Silver )، یونهای نقره به صورت کلوئیدی در محلولی به‌ حالت سوسپانسیون قرار دارند که خاصیت آنتی باکتریال (ضد باکتری) و آنتی فونگاس (ضد قارچ) و آنتی ویروس دارند.

سوسپانسیون:

به مخلوط کلوئیدی جامد در مایع سوسپانسیون گفته می شود. سوسپانسیون ها در حالت عادی ناپایدارند و با گذشت زمان ذرات آنها ته نشین می شود و بر اثر این پدیده فاز مایع از جامد جدا می شود. آب گل آلود نمونه ای از سوسپانسیونی طبیعی است.

 هرچند این فناوری بتازگی مورد توجه زیادی قرار گرفته و رونق بسیاری پیدا کرده است، از آن در طب قدیم هم استفاده می شده، بدون آنکه علت تأثیر آن شناخته شود و حتی در جنگ برای درمان عفونت زخم سربازان از سکه های نقره استفاده می شد.

 محلولهای نانوسیلور از یونهای نقره در اندازه های 10 تا 100 نانومتر تشکیل شده اند و در مقایسه با محلولهای دیگر پایداری بیشتری دارند. يونهای نقره به سبب اندازه کمی که دارند سطح تماس بیشتری با فضای بیرون دارند و تأثیر بیشتری در محیط می گذارند.

نانو ذرات نقره:

   این محلول را می توان به عنوان داروی خوراکی استفاده کرد که در آن صورت محلول باید از 80% نقره عادی (فلز) و 20% یون نقره تشکیل شود؛ زیرا یونها در معده با اسید هیدروکلریک واکنش می دهد و نقره کلرید درست می شود که خاصیت خود را از دست می دهد.

برای مصرف این دارو به صورت خوراکی، بهتر است از محلولی با غلظت ppm 20 استفاده شود تا تأثیر بیشتری در بدن داشته باشد. از نانوسیلور به عنوان دارو می توان در درمان بیماریهای پوستی و جوش و ... ، انواع جراحات و سوختگی و بیماریهای باکتریایی و قارچی ، بیماریهای گوارشی ، بیماریهای جنسی، ... استفاده کرد .

نقره در ابعاد بزرگتر فلزی با خاصیت واکنش دهی کم است؛ ولی زمانی که به ابعاد کوچک در حد نانومتر تبدیل می شود، خاصیت میکروب کشی آن بیش از 99% افزایش می یابد. به حدی که می توان از آن برای بهبود جراحات و عفونتها استفاده کرد. نقره در ابعاد نانو در سوخت و ساز تنفس و تولید مثل ریز اندام واره اثر می گذارد. تاکنون، بیش از 650 نوع باکتری شناخته شده را از بین برده است.

دو فرایند عمده نانو نقره ها عبارت است از:

1- فرایندکاتالیستی : تولید اکسیژن فعال با نقره: این فرایند بیشتر در مورد کامپوزیت های نانو نقره ای صدق می کند که روی پایه های نیمه هادی مانند 2TiO یا 2SiO قرار می گیرد. در این وضعیت، ذره مانند پیلی الکتروشیمیایی عمل می کند و، با اکسید کردن اتم اکسیژن و یون اکسیژن با هیدرولیز کردن آب، یون OH - را تولید می کند که هر دو از بنیانهای فعال و از عوامل ضد میکروبی قوی نیز به شمار می رود.

2- فرایند یونی: دگرگون کردن ریز اندام واره با تبدیل پیوندهای SH - به Sag -: در این فرایند، ذرات نانونقره فلزی به مرور زمان یونهای نقره از خود ساطع می کنند. این یونها در طول واکنش جانشینی، باندهای SH- را در جداره ریز اندام واره به باندهای -SAg تبدیل می کنند که نتیجه واکنش تلف شدن ریز اندام واره است.

خصوصیات نانوسیلور:

1- تأثیر بسیار زیاد

2- تأثیر سریع

3- غیر سمی

4- غیر محرک برای بدن

5- غیر حساسیتزا

6- کارایی تحمل شرایط مختلف (پایداری زیاد)

7- آب دوست بودن

8- سازگاری با محیط زیست

9- مقاوم در برابر حرارت

10- ایجاد نکردن و افزایش ندادن مقاومت و سازگاری در ریز اندام واره

از دیگر کاراییهای نانوسیلور اضافه شدن به الیاف، پلیمر، سرامیک، سنگ، رنگ، ... ، بدون تغییر دادن خواص ماده است.

موارد استفاده پلیمرهای نانوسیلور:

1- شیشه شیر و پستانک نوزادان و مسواک و برسهای بهداشتی حمام و ...

2- ظروف پلاستیکی (غذایی ، دارویی ، آرایشی)

3- لوازم خانگی (یخچال، جارو برقی، ماشین ظرفشویی، سامانه تهویه و تصفیه هوا و رطوبت زا)

4- مواد بسته بندی برای تازه و بهداشتی نگه داشتن مواد غذایی

5- بدنه وسایلی که انسان مداوم با آن تماس دارد. (گوشی موبایل، کیبورد، ...)

خصوصیات پلیمرهای نانوسیلور ضد باکتری:

1- اندازه ذرات نقره کمتر از 20 نانومتر است

2- غلظت تقریبی 450  ppm است.

3- مطابق با شرایط مختلف جوی است.

4- آنتی اسید و آنتی آنیون است.

5- سازگار با محیط زیست و غیر سمی است.

6- بیضرر برای انسان است.

7- روی باکتریها و قارچها و ... تأثیر دارد و خوشبو کننده است.

8- کارایی از بین بردن ویروسها را دارد.

9- از نظر عملکرد با دیگر فراورده ها، صرفه اقتصادی و رقابت پذیری دارد.

این پلیمرها باید در محیط سرد و خشک و به دور از آفتاب نگهداری شود که تحت این شرایط تا دو سال می توان آن را نگهداری کرد.

ذرات نانوسیلور را می توان به صورت پودر در آورد و در مواد و وسایل مختلف استفاده کرد (مسواک ، خمیر دندان ). در آن صورت، به محض تماس ماده با آب، نقره فعال می شود و خاصیت ضد باکتری پیدا می کند.

 با آزمایشی که دانشمندان بتازگی برای درمان بیماران مبتلا به ایدز با نانوسیلور انجام داده اند، متوجه شدند که ویروسهای HIV نوع1 به طور کامل از بین رفته اند و بدین ترتیب دانشمندان امیدوار شده اند که شاید بتوان این ویروس را به طور کامل از بین برد.

نانوسیلور دستاورد شگرف علمی از نانو فناوری است که در عرصه های مختلف پزشکی و صنایع مختلف مثل کشاورزی و دامپروری و بسته بندی و لوازم خانگی و آرایشی و بهداشتی و نظامی کاربرد دارد. این فناوری با بررسی فعالیت عوامل بیماریزا در خدمت بشر است. از این رو، به لحاظ بازدهی بالا و عملی بودن و افزایش ظرفیتها و مقرون به صرفه بودن از نظر اقتصادی و سازگاری با محیط زیست و ماندگاری بسیار زیاد در مقایسه با دیگر روشهای بهبود فراوری و تولید ارجحیت دارد .

واکسیناسیون کودکان

نکات قابل توجه در واکسیناسیون کودکان

 

نکات قابل توجه در واکسیناسیون بر اساس برنامه و راهنمای ایمن سازی مصوب "کمیته کشوری ایمن سازی"

 


1- برنامه ایمن سازی کودکان نارس و یا کم وزن نیز مطابق جدول ایمنسازی عادی است و تجویز به موقع واکسنها اکیدا توصیه می شود .

2- شل بودن مدفوع یا سرماخوردگی مانع از انجام ایمنسازی نخواهد بود.

3- سوء تغذیه نه تنها مانعی برای ایمنسازی نیست ، بلکه ایمنسازی به موقع کودکان مبتلا به سوء تغذیه اکیدا توصیه می شود .

4- برای هیچ واکسنی جز سیاه سرفه محدودیت سنی وجود ندارد و درصورت عدم سابقه ایمنسازی باید مطابق برنامه عمل شود.

5- در اختلالات ایمنی چه اولیه و چه اکتسابی مثل لوسمی (سرطان خون ) و غیره واکسنهای ویروسی زنده و واکسن
BCG منع استعمال دارند.

6- در مورد واکسن های چند نوبتی مثل فلج اطفال ، سه گانه و هپاتیت ب در صورتیکه به هر علت ایمنسازی طبق فواصل تعیین شده انجام نشده باشد ، لزومی به از سرگرفتن واکسیناسیون نبوده و با احتساب واکسیناسیون قبلی ، برنامه ایمن سازی طبق جدول مربوطه ادامه داده می شود .

7- اگر در تزریق واکسن سه گانه به کودک ، تب بالای 40 درجه (درجه مقعدی) و یا تشنج عارض شود ، در نوبتهای بعدی بایستی از واکسن دوگانه استفاده شود . همچنین اگر به علتی در سن زیر 7 سال واکسن دوگانه به جای سه گانه مصرف شود ، لازم است جمعا سه نوبت تکرار شود و سه گانه اولی به جای یک نوبت محسوب خواهد شد.

8- تزریق واکسن سه گانه در کودکانیکه دچار ضایعات مغزی پیشرونده می باشند ممنوع است و باید از واکسن دوگانه استفاده شود .

9- فاصله بین نوبت سوم واکسن سه گانه و یادآوری سه گانه نبایستی از 6 ماه کمتر باشد .

10- پس از پایان 6 سالگی تلقیح واکسن سه گانه مجاز نیست و در صورت لزوم بایستی به جای آن از واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان استفاده نموده .

11- در صورتیکه واکسنهای زنده ویروسی بطور همزمان مورد استفاده قرار نگیرد ، بایستی بین آنها حداقل یکماه فاصله باشد .

12- حتی المقدور از تزریق گاماگلوبولین به اطفال خود داری شود مگر در مواردی که پزشک جایز بداند در اینصورت فاصله تجویز واکسنهای ویروسی زنده ضعیف شده (به جز تب زرد و پولیو خوراکی)، با گاماگلوبولین و فرآورده های خونی لااقل سه ماه خواهد بود .

13- چناچه تا 2 هفته بعد از تلقیح واکسنهای زنده ویروسی (به جز تب زرد و پولیو خوراکی) به هر علت – گاماگلوبولین و فرآورده های خونی تزریق شود پس از سه ماه واکسن تکرار شود .

14- بعلت ریشه کنی آبله در جهان ، تلقیح این واکسن به هیچ وجه لازم نمی باشد .

15- واکسن فلچ اطفال تزریقی در افرادی که دارای نقص سیستم ایمنی می باشند مطابق دستورالعمل کارخانه سازنده تلقیح گردد .

16- تغذیه با هر نوع شیر ازجمله شیر مادر با خوراندن واکسن فلج اطفال مغایرتی ندارد و لزومی به ندادن شیر قبل یا بعد از ایمنسازی نخواهد بود ، همچنین استفراغ مختصر پس از خواراندن قطره فلج اطفال مسئله مهمی نبوده ، نیازی به تجدید واکسن نمی باشد .

17- پولیو صفر باید هرچه زودتر پس از تولد ودر نوزادانی که در زایشگاه بدنیا آمده اند هنگام خروج از زایشگاه تجویز شود درصورتیکه بهر دلیل تجویز واکسن در روزهای اول مقدورنباشد در اولین فرصت ممکن بایستی واکسن راتجویز نمود و محدودیت زمانی خاصی بین نوبت صفر و اول وجود ندارد .

18- سابقه حساسیت به تخم مرغ – مانع ایمنسازی علیه سرخک نیست .

19- تزریق همزمان واکسن سرخک وب ث ژ هیچگونه اشکالی نداشته و بایستی در دو محل جداگانه انجام گردد .

20- چناچه واکسن دوم سرخک در سن 15 ماهگی بهرعلتی تلقیح نشده باشد در اولین فرصت ممکن تلقیح شود .

21- بهترین سن برای تلقیح ب ث ژ بدو تولد می باشد .

22- در صورتیکه کودکی در بدو تولد نوبت اول واکسن هپاتیت خود را دریافت نکرده باشد . باید نوبت اول آنرا همراه سه گانه اول ، نوبت دوم را همراه سه گانه دوم و نوبت سوم را همراه سرخک دریافت نماید .

23- در صورت تاخیر شیرخواران تا سه ماهگی می توان همزمان با سه گانه دوم دوز اول ، همزمان با سه گانه سوم دوز دوم ، همزمان با سرخک دوز سوم ، واکسن هپاتیت ب را تجویز نمود (بهر صورت فواصل تزریق واکسنهای هپاتیت نباید کمتر از یکماه باشد )

24- واکسیناسیون هپاتیت ب هیچگونه موارد منع تلقیح ندارد حتی اگر فرد
HBsAg مثبت یا HBsAb مثبت باشد .

25- در صورتیکه نوزاد از مادر
HBsAg مثبت بدنیا آمده باشد بایستی تزریق همزمان ایمونوگلوبولین اختصاصی هپاتیت B با واکسن هپاتیت B در دو عضله جداگانه در اسرع وقت و ترجیحا درظرف 12 ساعت پس از تولد انجام گیرد . در صورت عدم دسترسی به ایمونوگلوبولین اختصاصی ، تزریق واکسن هپاتیت ب به تنهایی نیزدر ساعات اولیه پس از تولد حدود 75 در صد تا 95 در صد ایمنی ایجاد می کند .

26- در صورتیکه یک از زوجین
HBsAg مثبت باشد زوج دیگر و فرزندان ساکن در منزل آنها بایستی بر علیه بیماری هپاتیت ب واکسینه شوند .

27- در افراد مبتلا به هموفیلی واکسن هپاتیت زیر جلدی تزریق گردد .

28- در کودکان دارای نقص سیستم ایمنی ، کودکان تحت درمان با داروهای پایین آورنده قدرت دفاعی بدن نظیر کورتیکواسترویید ها ویا تحت درمان با اشعه و مبتلایان به لوسمی، لنفوم و سرطانهای ژنرالیزه استفاده از واکسن پولیو زنده خوراکی قدغن میباشد و به جای آن از واکسن کشته تزریقی باید استفاده شود .

هپاتیت

هپاتیت حاد ویروسی, بوسیله یکسری ویروس ایجاد و به نامهای هپاتیت A, هپاتیتB, هپاتیت C و هپاتیت D خوانده می شود. این نوع از هپاتیت یک عفونت شایع ویروسی است که می تواند خطرناک هم باشد, بدن را درگیر کند و منجر به التهاب و از بین رفتن بافت و عملکرد طبیعی کبد شود
علائم ابتلا به هپاتیت در تمامی انواع آن مشابه است به این صورت که اول علائم عمومی مثل بی اشتهایی ,ضعف, خستگی, تهوع ,استفراغ و درد مبهم در قسمت فوقانی و راست شکم بروز می کند. گاهی در این مرحله تب هم وجود دارد. بعد از این مرحله زردی پیش رونده بروز می کند که ملتحمه (پرده داخلی چشم),مخاط ها و پوست تمام بدن زرد می شود.

هپاتیت نوع
A:

این نوع هپاتیت توسط یک ویروس شدیدا آلوده کننده و مسری ایجاد می شود و از طریق تماس های نزدیک قابل انتقال است. عمده ترین انتقال آن از طریق دهانی- مدفوعی می باشد یعنی در مناطقی که بهداشت رعایت نشده و پس از دستشویی دستها با آب و صابون شسته نمی شود و با همان دست غذا خورده می شود این ویروس به راحتی انتقال می یابد. همچنین در اثر آب, غذاها و شیر آلوده و همچنین در اثر خوردن صدف و گوشت نپخته ماهی انتقال می یابد.

در زمانی که علائم بیماری و زردی بروز کرد فرد فقط باید استراحت کند تا ویروس توسط دفاع سیستم ایمنی بدن مهار شود و به تدریج التهاب کبدی به وضعیت سابق برگردد.
نکته قابل ذکر این است که هپاتیت
A به هیچ نوع درمان دارویی احتیاج ندارد.

هپاتیت نوع
B:

ابتلا به این نوع هپاتیت عوارض بی شماری دارد. از این رو اهمیت شناخت آن بسیار بالاست.

راههای انتقال این ویروس عبارتند از:

_مادر به جنین : به ویژه اگر مادر در ماه سوم بارداری آلوده شده باشد احتمال انتقال بیماری به جنین بسیار بالا است.

_تماس جنسی : از راه خون, استفاده از سرنگ مشترک در معتادان تزریقی و یا فرو رفتن سوزن آلوده به ویروس به طور اتفاقی در پوست افراد سالم و استفاده از تیغ های آلوده است.

_ترشحات بدن : از جمله بزاق ,مدفوع, صفرا, اشک و مایع منی به عنوان یکی از منابع انتقال ویروس مطرح هستند .

بعد از آلوده شدن به ویروس هپاتیت
B سه مشکل بالینی رخ می دهد. اولا علائم دیده نمی شود. ثانیا مانند هپاتیت A علائم به صورت حاد یعنی ضعف, بی اشتهایی و زردی پیش رونده بروز می کند. ثالثا آنتی ژن ویروس در بدن باقی می ماند و اشکال مزمن بیماری اتفاق می افتد و بعدا با فعالیت مجدد ویروس علائم هپاتیت بروز می کند. گاهی باعث ایجاد سرطان در کبد می شود. گاهی با بروز علائم هپاتیت حاد, زردی آنقدر زیاد می شود که روی عملکرد طبیعی مغز تاثیر گذاشته و باعث علائم خواب آلودگی و عدم هوشیاری می شود و به علت تخریب سلولهای کبدی زمان انعقاد خون به شدت طولانی می شود و خونریزی های مختلف در نواحی متفاوت بدن مثل خونریزی لثه, مخاطها و پوست اتفاق می افتد که وضعیت بیمار بسیار خطرناک و مرگبار می شود.

ویروس هپاتیت
B در افراد بدون علامت, که به صورت مزمن و طولانی ویروس را در خون خود حمل می کنند از راههای گفته شده به افراد سالم انتفال می یابد.
نکته مهم آن است که درمان خاصی برای این بیماری هنوز کشف نشده است و ابتلا به این نوع از بیماری ویروسی مرگبار است.

هپاتیت
C:

راه انتقال این نوع ویروس به وسیله تزریق است. این بیماری غالبا در گیرندگان خون و فراورده های خونی و معتادان تزریقی بروز می کند. البته در کشور ما انتقال این نوع از هپاتیت از طریق فراورده های خونی بسیار کم شده است زیرا کنترل می شوند. پیشگیری از این نوع از هپاتیت این است که معتادان تزریقی یا اعتیاد خود را ترک کنند و یا از روش دیگری برای استفاده از مواد مخدر استفاده کنند. قانونمندی و عدم تجاوز به حریم خانواده و فعالیتهای جنسی سالم نیز از راههای پیشگیری است.

هپاتیت
D:

فقط در بیمارانی که به صورت طولانی ناقل ویروس هپاتیت
B هستند بروز می کند. علائم این بیماری مشابه سایر هپاتیت های ویروسی است؛ با این تفاوت که سیر شدیدی دارد و گاهی سبب تخریب کامل کبد و مرگ می شود.

از آنجایی که در قرن حاضر ایدز و هپاتیت
B دو بیماری لاعلاج هستند باید به آنها توجه بیشتری کرد. زیرا ویروس ایدز در خارج از بدن تنها ۳۰ ثانیه زنده می ماند اما ویروس هپاتیت Bدر خارج از بدن ۲ الی ۳ ساعت زنده است. از این رو احتمال آلودگی به این ویروس بیشتر خواهد بود. اما نکته مهم اینجاست که اگر درمانی برای این دو بیماری نیست اما برای بیماری هپاتیت B واکسنهایی در سه نوبت وجود دارد که انسان را از این بیماری خطرناک مصون می سازد.

 

ایدز

مقدمه

همچنان كه وارد هزاره جديد ميشويم، ويروس ازبين برنده
سيستم ايمني بدن انسان يا همان
HIV به ايفاي نقشي
بـرجستـه در بـه خـطر انـداختـن سـلامتي بشر در سراسر
جهان ادامه مي دهد. آمـارهـاي ارائـه شـده اخـير از سوي 
سـازمـان مـلل نـشان ميـدهـد كه تقريبا 34 ميليون نفـر از
مردم جهان به اين بيماري مبتلا هستند و هر ساله تعـداد
5.6 ميلون نفر به اين مقدار افزوده ميگردد. فاجعه انساني
مربوط به ايدز بي مانند است
.

بيشتر موارد راه هاي انتقال ويروس HIV ميـتـواند بـه طرق مخـتلف بـه  رفـتـار بشر مربوط گردد؛ مانند مواد مخدر و فعاليتهاي جنسي. درحالي كـه ايـنگونه رفتارها در بـرخي از جوامع رواج بسياري يافته است، اغلب آنها را مي تـوان بــا آموزش و مشاوره منـاسب تـغيـير داده و يا اصـلاح نـمـود.  چـندين كشور از قبيل تايلند و اوگاندا توانسته اند با سعي بسيار در اين زمينه با موفقيت ميـزان انتشار ايــن بـيـماري را كاهش دهند.

در كشـور آمـريـكـا بـا ايـنكه رفتارهاي مخاطره انگيز در برخي از گروه ها هـمانـنـد مــردان همجنس گرا بطور قابل توجـهـي كـاهش يـافـتـه اسـت، گزارشهاي اخير حاكي از طغيان مجدد بيماري ايدز ميباشند. اين تجديد فعاليت قطعا بصـورت چند عاملي بوده و بخشي از آن بدليل حمايت عمومي و سياسي متزلزل مي باشـد. روشـهـاي مـبـارزاتي عـمــده ماننده تلاشهـاي آمـوزشـي "روابط جنسي ايمن تر"، ترويج كاندوم و برنامه هاي تعويض سوزن سـرنگ براي تغيير دادن رفتارها در طول زمان داراي نتايجي متغير و متناقض بوده است. بعلاوه توان بالقوه پزشكان ( يا متخصصان باليني ) در جهت تاثير گذاري بر اعمال و رفـتار بـيـماران، متاسفانه عمدتا فراموش شده است. برخلاف كشيدن سيگار، كـه مـا نقشي شناخته شده در انجام تلاش براي ممانعت از سلامتي عمومي ايفا مي كنـيم، مشاوره و اطلاع رساني درباره پيشـگيـري از ايـدز در كـمـتـر از يـك درصـد مـوارد مـراجعه بـيـماران بـه پـزشـك عـمومي خـود ارائـه مي گردد. درنهايت، دستيابي علم پزشكي به معالجات جديد، كه باعث حفظ جان و سلامتي و جلوگيري از ابتلا به بسياري از بيماري هاي ويروسي مي شود نـيـز مـمـكن اسـت تـرس از دچـار شـدن به ايدز را كاهش دهد. متـاسـفانه اين روشهاي درماني براي همه جواب نداده، انجامشان مشكل بوده و منوط به داشتن پتانسيل پاد زهري و عوارض بلند مدت خواهد بود.

از آنجايي كه احتمال توليد يك دارو و يا واكسن در آينده نزديك كم مي باشد، تلاش براي كاستن بيماري مسري ايدز بايد به عـنوان هدفي اوليه بر پيشگيري از اين بيماري تمركز يـابد. پــزشكان و  ارائه كنندگان اقلام بـهداشتي بايد نقش عمـده اي در ارائه مشـاوره و اطلاع رساني هاي پيشگيرانه ايفا نمايند. براي پزشكان مهم است كه بدانند پيشگيري از ايدز نيازي به مهارتهاي مشاوره اي و مداخلات روانشناختي گسترده ندارد. پيشگيري بـعنوان بخشي از آموزش سلامتي روزمره بوده و با تشخيص و سنجش ريسك و فراهم آوردن اطلاعات ميتوان رفتارهاي پرخطر را اصلاح نمود.

چه افرادي در معرض خطر ابتلا به اين بيماري قرار دارند؟

تنها در كشور آمريكا، گفته ميشود بيش از يك ميليون نفر مبتلا به ايدز بـوده و هر ساله از 40 تا 80 هزار نفر به اين تعداد افزوده مي گردد. بطور قابل توجهي ملاحـظه شد كه در بـيـن مـردان هـمـجنس گرا و معتادان تزريقي همچنان كه بيماري مسري ايدز گـستـرش يافته، گروههاي در مـعـرض خـطـر و راه هـاي انـتـقـال تـغـيير يـافـته است. زنان، جوانان و نـوجـوانـان و اقــليتهـاي نژادي سريع ترن جمعيت درحال گسترش مبتـلا بـه ويـروس ايـدز بشمار مي روند. در ايران پيش از اين الگوي انـتـقـال، بيماري معتادين تزريقي محسوب مي شد، اما اكنون اين الگو به رفتارهاي پرخطر جنسي مبدل گشته است.

با اينكه زماني تعداد مبتلايان در بين آنها اندك بود، جوانان و زنــان نـوجوان 20 درصد كل تعداد بيماران آلوده را در سراسر جهان تشكيل مي دهـنــد. مهمترين و سريعترين عامل انتقال ويروس HIV از طريق رفتارهاي مخاطره انگيز جنسي ميباشد. در حاليكه  بصورت سنتي در مراكز شهـري متمـركـز شـده، مـوارد بـيـماري بتـدريج به حومه شهرها درحال انتقال ميباشد.

بنابراين در جواب سؤال، "چه افرادي در معرض خطر اين بيماري قرار دارند؟" در يك كلمه-همه! پزشكان فرض را بـر اين ميگيرند كه تمامي بيمارانشان -- نوجوانان و جوانان -- در معرض خطر ابتلا قرار دارنـد. آنـها از هـر كـدام سـؤالاتي خاص درباره رفتارهاي جنسي و رفتارهاي پر خطر ديگر پرسيده، و بر اين اساس مشاوره و آموزش خود را ارائه مينمايند. تصور اينكه فردي در خطر ابتلا قرار ندارد، يك عمل خطرناك و گمراه كننده است.

پيشگيري از HIV و رفتارهاي جنسي

به منظور ارائه مشاوره و آموزش مؤثر در مورد ايدز، يك پزشك ابتدا بايد بتواند از سابـقـه و گـذشته جنـسي فـرد به صـورتي جـامع و فراگير آگاهي حاصل نمايد. اين هدف زماني عملي مي گـردد كه مباحث مربوط به مسائل جنسي براحتـي مـطرح شـده، تـفـاوتهاي فردي محترم شمرده شده، از واژه هاي عاميانه قابل فهم توسط همه بيماران استفاده شده و سؤالاتي واضح در مورد رفتـارهـاي بـخصوص پرسيده شود - نه اينكه فقط سؤال شود، "آيا روابط جنسي داشتي؟"

پرهيز
با تك تك افراد بايـد مـحـدوده اي از گـزيـنـه هـاي جنسي در رابطه با انتقال ويروس HIV و رفتارهاي پر خطر به بحث گذارده شود -- از قبيل پرهيز. هـمه مردم (بخصوص نوجوانـان) بـايـد در تـصميمشان بـراي خـودداري از روابـط جـنـسـي حمـايـت شــونــد. بـا ايــن حـال بسياري از افراد جوان داشتن روابط جنسي را انتخاب ميكنند. راهكار پيـشگيـري از HIV كه صرفا بر اساس پرهيز باشد، گزينه اي گمراه كننده و غير واقعي است. بنابـرايـن بـايـد همه با پيامهاي غير قضاوتي كه بر رعـايـت مسـؤليـتهاي شخصي براي محافظت از HIV تاكيد دارد، راهنمايي و هدايت شوند. بخـصوص، بـا ايـنكه راهبرهاي روابط جنسي ايمن در گـذشتـه بر مـحدود نمودن تعداد شريك هاي جنـسي و دوري از اشخاصي كه احتمال ابتلا به ويروس ايدز در آنها وجود دارد تاكيد مي شد، بـه نـظر بـرخي پـزشكان مسائل تر عبارتند از:

  • از خـود بوسيله اسـتـفـاده از كـانـدومـهاي لاســتيكي و بندهاي دندان مناسب و مستحكم محافظت نماييد
  • خود را به فعاليتهاي جنسي كم خطر تر محدود كنيد

اشخاصي كه بـه لاسـتيك حساسيت دارند ميتوانند كاندومهاي پلي اورتان را بكار ببرند. نحوه استفاده صحيح و مناسب از كاندوم بايد آموخته شود. استفاده نادرست از كاندوم ممكن است باعث پارگي آن شده و عـلاوه بـر بـارداريـهـاي نـاخـواسته، مـنـجـر به انتقال بيماري ايدرز گردد.

مباني HIV
ويروس HIV از طريق عمل جـنسي با در مـعـرض قـرار گـرفتـن غشـاءهـاي مـخـاطي آلت تناسلي مرد، دهان، مهبل و مقعد با مني مبتلا به ويرس ايدز، پيش انزال، ترشـح هـاي مـهبـلي يـا خـون انـتـقال مـي يـابد. چنين راه انتقال ويروس HIV غير قابل پيش بــيـنـي ميباشد. بعبارت ديگر شخصي ممكن است با يكبار عمل جنسي مبتلا شـود، و شخص ديگري چندين بار روابط جنسي داشته باشد و هرگز مبتلا نگردد. به عـلاوه، تعيين درصد احتمال ابتلا هنگام رفتارهاي جنسي خاص قابل برآورد نميباشد. فقط مي توان در مورد هر رفتار، از واژه هاي پرخطر و كم خطر استفاده نمود.

اعمال كم خطر و پر خطر
استمناء متقابل، نوازش و بوسيدن پايين ترين خطر را دارا ميباشند. مقاربتهاي مـهبلي و مقعدي محافظت نشده (بدون كاندوم) بطور واضح پر خطرترين اعمال جنسي هستند. پزشكان سعي نموده اند كج فهمي هاي متداول را برطرف نمايند -- از قبيل اينكه مردان از طريق مقاربت مهبلي يا مقعدي دچار HIV نميشوند. اين واضح است كه صحيح نمي باشد. شايد بزرگترين محدوده خاكستري در ذهن افراد در خصوص انتقال جنسي HIV از طـريـق سـكس دهـانـي بـاشد. انـتقال ويروس ايدز بر اثر سكس دهـانـي ثـابـت شـده و اطلاعات جديد نشان مي دهند كه سكس دهاني بيشتر از آنچه كه قبلا تصور مي شد ميتواند خطرساز باشد. بنابراين، با اينكه در گذشته مباحثاتي راجـع بـه مـيـزان خـطرات سكس دهاني وجود داشته است، موضوع استفاده مناسب از كاندومهاي لاستـيـكي و بندهاي دنداني در حين سكس دهاني بسيار حائز اهميت ميباشد.

پيشگيري از HIV و مواد مخدر، HIV و بارداري، روش معالجه بعد از ابتلا...
پيشگيري از
HIV و مواد مخدر

يك سوم مبتلايان به HIV گفته مي شود كه معتادان تزريقي هسـتـنـد. ايـن آمار شامل تـعـداد افـرادي كـه هـم زمـان با اعتياد به مواد مخدر (تزريقي و غير تزيرقي) يـا الـكـل، از طريق رفتارهاي پر خطر جنسي دچار HIV مي شوند، نميـگردد. افرادي كه آلوده به مواد مخدر هستند بايد نكات زير را رعايت نمايند:

  • پرهيز كلي از مصرف مواد مخدر
  • مراجعه به برنامه هاي درمان و ترك اعتياد
  • استفاده از سرنگهاي تميز و خودداري از بكارگيري شراكتي سرنگ
  • دوري از ارتباط جنسي خطرناك يا هر نوع عملي كـه ديـگران را در مـعـرض خـطــر قرار دهد.

متاسفانه اين هدف هميشه عملي نمي شوند. بيماران خيلي اوقات مـايـل يـا قـادر بـه تغيير دادن اعمال و رفتار، پـذيـرش درمـان يــا دستـيابي بــه خـدمات بـكارگيري روشهاي مناسب نيستند. از آنجايي كه اين سناريو اغلب تكرار ميشود، راهبرد پيشگيري از HIV بيشتر شبيه يك مدل كاهش آسيب مي بـاشـد. اين مدل مي پذيرد كه استفاده از مواد مخدر وجود داشته و اتفاق مي افتد، امـا ســعي در به حداقل رساندن پي آمدهاي مضر آن رفتار مي نمايد.

مباني HIV در خصوص مصرف مواد مخدر
اولين قدم آموزش صحيح است.درمورد بيماراني كه مرتبا از مواد مخدر تزريقي استفاده مي كنند نيز نحوه انتقال را شرح ميدهيم -- ويروس HIV هنگـامي از طـريق مصرف مواد منتقل مي شــود كه خون يا ديگر مايعات بدن از يك فرد مبتلا به شخصي كه هنوز مبتلا نشده انتقال يابد. بايد دانست كه سوزنها يا سرنگهـاي مشـتـرك متداول ترين راه انتقال بيماري ايدز در بين معتادان تزريقي محسوب مي گردد. آـنها بايد از چنين رفتارهاي جدا پرهيز كنند. براي هر تزريق بايد از سرنگهاي استريل شده استـفاده نمود. اشخاصي كه همچنان به استفاده اشتراكي از سرنگ مبـادرت مـي ورزند، بـايد از جـزئيات كامل نحوه ضدعفوني نمودن وسايل خود آگاهي يابند.

ويروس HIV بطور مؤثر از طريق شستشوي مناسب وسايل استعمال مواد بـا آب تميز از بين مي رود. بعد از آب كشيدن، آن را حداقل به مدت يك دقيقه در يك مـايع ضـد عفوني كننده قوي بـايد خيـسانـد يا شستشو داد. در برخي كشورها محل هايي وجود دارد كه در معتادان تزريقي مي تـوانند سوزن هاي مستعمل و آلوده خود را با سوزنهاي استريل تعويض كنند. مطالعات نشان داده كه برنامه هاي تعويض سوزن انتقال بيماري را در بين معتادان تزريقي كاهش داده و يك ايده مفـيـد بـراي هـر بـرنامـه فـراگير پيـشگيري از ايـدز است. اگرچـه، بــرخــي نـقـادان بيم دارند كه چنين برنامه ها معتادان تزريقي را از يافتن راههاي درمان بازداشته و مــمكن است بــر استـفاده از مــواد مــخدر صحه بگذارد. هيچ مـدركي ايـن ادعـاهـا را تـصديــق نمي كند. با حمايتهاي شديد انجنهاي علمي، مذاكره درباره برنامه تعويض سوزن ظاهرا بيشتر جنبه سياسي پـيـدا كرده تا جـنـبـه سلامـتـي همگاني. 

 

پيشگيري از HIV و بارداري

هيچ كدام از برنامه هاي  پيشگيري از HIV به اندازه برنامه هاي پيشگيري در زنان باردار موفق نبوده است. 90 درصد از مـوارد بـيـماري ايـدز در كـودكان بـدليل انتقال آن از طريق مـادر-فـرزنـدي روي ميـدهد. در آمريكا سالانه 7000 كودك از طريق مادران مبـتـلا بـه HIV متولد ميشوند،ولي تعداد نادري از اين كودكان حامل ويروس ايدز نيستند. در كشورهاي در حـال تـوسـعـه ايـن تــعداد بسيار بسيار بيشتر است. در خلال بارداري يـا زايـمـان اگـر درمانهاي مناسبي صورت نگيرد، ويروس HIV ميتواند در بيش از يـك سـوم موارد از مـادر به فرزند انتقال يابد. در سالهاي اخـير معالجات دارويـي در خصـوص مبــارزه با HIV موارد ميزان انتقال بيماري را كاهش داده اند. يك داروي خاص بنام  AZT يا zidovudine، وقتي هم به مادر باردار و هم به كـودك تـازه بـدنيا آمده داده ميشود، ميتواند به ميزان 8 درصد انتقال بيماري را كاهش دهد. داروهاي ديگر HIV نـيـز مـمـكن اسـت مـؤثر باشند ولي در اين خصوص مطالعات كافي صورت نگرفته است.

زناني كه در سنين بچه آوري قرار دارنـد بـايد تـست HIV را حتما انجام داده و از مشاوره صحيح در اين زمينه برخوردار گردند. زنــاني كه مبتلا به HIV هستند بايد اطلاعات كافي در مــورد جـلوگيــري از بــارداري، خطر انــتقـال ويــروس HIV از مادر به فرزند، و بكارگيري داروهـــاي ضـد ايدز جهت كاستن احتمال انتقال از پزشك خود كسب نمايند. همـچنـيـن بـراي زنـان مـبــتلا به HIV بخصوص كساني كه شوهرشان HIV - منـفـي هسـتـنـد لازم است تا مشاوره اي صحـيـح در مـورد رفـتـارهاي جنــسي ايـمن دريافت كنند، و اگر قصد بارداري دارند، جايگزينهاي آميزش محافظت نشده را بياموزند.

در كشورهايي كه داروهاي ضد ايدز ازقبيل AZT بسادگي در دسترس است برنامه هاي پيشگيري در زنان باردار در كاهش تعداد كودكان مبتلا به HIV كاملا موفــق بــوده اسـت. اين وضعيت در كشـورهاي درحال توسعه بسيار بـد مـي بـاشد چـرا كـه فـقـدان مـنـابــع دستـيابي بـه داروهـاي ضد ايدز را محدود كرده و امكان انجام تستهاي مربــوط به HIV را كاهش داده است.

پيشگيري از HIV بعد از در معرض قرار گرفتن

تا قبل از اين، مردم بعد از دچار شدن به HIV، مثلا بدليل پارگي كاندوم و يــا استفاده از سرنگهاي آلوده، انگيزه كمي براي يافتن مراقبتهاي پزشكـي داشـتـنـد. مطالـعات نشان داده اند كه استفاده از AZT بلافاصله بعد از استفاده از سرنگ آلوده، مي تـواند تا ميزان 80 درصد احتمال ابتلا به HIV را كاهش دهد. پيشگيري پس از پيدايش (PEP) مسـتـلزم استفاده از داروهاي ضد HIV بلافاصله بعد از در معرض ويروس قرار گرفتن مي بـاشد. اگر اين روش براي معتادان تزريقي مفيد بوده باشد، منطقي بنظر مي رسد كه براي افرادي كه از طريق تماس جنسي در معرض ابتلا قرار دارند نيز مفيد واقع گردد.

نظريه اصلي در مورد PEP بعنوان يـك راهبرد پيشگيري كننده از HIV اين است كه مصرف داروهاي ضد ايدز بعد از اينكه فرد در معرض HIV قرار ميگيرد، ممكن است بتواند از طريق متوقف نمودن تكثير عفونت و يا تقــويت سيستم ايمني بدن براي از بين بردن ويروس از ابتلا به بيماري جلوگيري نمايد.

تا به امـروز مـدرك آشـكاري كه PEP را بعد از رفتارهاي پر خطر جنسي مؤثر بداند، وجـود نـداشـتـه و بـراي PEP فعـلا رهنمودهاي ملي و يا موافقت نامه اي در اين شرايـط تـهـيـه نشده است. با اينحال در بسياري از كشورها پـزشــكان و متخصصان باليني PEP را بعد از رفتارهاي پرخطر جنسي به افراد پيشنهاد مي كنند.

اغلب مردم ( و بسياري متخصصان باليني ) تا بحـال چـيـزي در مــورد PEP به گوششان نخورده است. براي پياده سازي راهبردهاي فراگير پيـشگيـري از HIV،  بـالابـردن سـطــح آگاهي جامعه ضروري است. ببينيد آيا PEP در محل زندگي شما ارائه مي شــود. مـردم بايد بدانند كه PEP يك خط مشي اوليه براي پيشگيري از HIV نمي بـاشد. اســتفــاده از كاندوم، اعمال جنسي ايمن و پرهيز از رفتارهاي پـرخــطر ديـگر، "استانداردهاي طلايي" راهبردهاي پيشگيري از ايدز محسوب مي شـوند. با اين حال در صورتيكه متدهاي اوليه پيشگيري دچار نقصان شد، مي توان از PEP براي كاهش احتمال ابتلا به بيماري در فرد استفاده نمود.  مـيزان تـاثير پـذيـري PEP در كـاهـش خـطر ابـتـلا بعد از رفتارهاي پر خطر جنسي كماكان ناشناخته مانده است.

اگر چه رهنمودهاي پذيرفته شده جهـانـي بـراي PEP وجـود ندارد، اين متد براي كساني كه داراي تماسهاي جنسي محافظت نشده مقعـدي، مـهـبلي و يـا دهـاني بـا انـزال فرد مبتلا به HIV يا محتمل به آن (مانند معتادان تزريقي) بوده اند، توصيه ميـگردد. PEP بايد حـداكثر سه روز (72 ساعت) بعد از در مـعرض قـرار گـرفتن شروع شود. PEP براي افرادي كـه از طـريق اعـمال جـنسي ايـزوله در مـعرض ويـروس HIV قـرار گرفته، يـا در آيـنده قصد انجام رفتارهاي ايمن تر را دارند، بسيار مناسب مي بـاشد، امـا رهـنمودهـاي سـريـع و قطعي براي زمان بكارگيري PEP تحت اين شرايط وجود ندارد.

نتيجه

بـا نـبـودن واكسـن و درمان قطعي تلاش ما براي غلبه بر بيماري مسـري HIV بـايـد روي پيشگيري از آن تمركز يابد. چـه اعـمـال جـنـسي بـاشـد، چـه مـصـرف مـواد مخـدر و چه  رفتارهاي ديگري كه فرد را در معرض خطر ابتلا قرار دهد، لازم اسـت مـردم از آموزشها و مهارتهاي صحيح براي محافظت از خودشان بهره مند گردند.

 

کاغذ

 

با اين همه، از كاغذ براي بسته‌بندي، آرايش دروني ساختمان، صافي‌هاي صنعتي و پژوهشي و كارهاي ديگر نيز بهره مي‌گيرند. چيني‌ها نخستين مردماني بودند كه بيش از 2 هزار سال پيش كاغذهايي مانند كاغذهاي امروزي ساختند. ايرانيان مسلمان شيوه‌ي ساختن كاغذ را از چيني‌ها آموختند و آن را بهبود بخشيدند. شهر سمرقند براي سال‌ها بزرگ‌ترين مركز ساختن و خريد و فروش كاغذ بود. سپس، در شهرهاي ديگر، از جمله بغداد، دمشق، قاهره، مغرب، جزيره‌ي سيسيل و شهرهاي مسلمان‌ نشين اسپانيا، كارخانه‌هاي كاغذسازي به راه افتاد .

نوشتن پيش از كاغذ

پيش از ساختن كاغذ، مردمان باستان براي ماندگار كردن نظرهاي خود از كنده‌كاري روي سنگ و چوب و لوح‌هاي گلي بهره مي‌گرفتند. سومري‌ها از هزاره‌ي چهارم پيش از ميلاد بر لوح‌هاي گلي مي‌نوشتند. بابلي‌ها اين روش را از سومري‌ها آموخته و كتاب‌خانه‌ي بزرگي از لوح‌هاي گلي درست كرده‌ بودند. آن‌ها گل را به صورت ورقه‌اي كلفت در مي‌آوردند و پيش از آن كه خشك شود، دانسته‌هاي خود را به خط ميخي روي آن كنده‌كاري مي‌كردند. سپس، آن را در آفتاب خشك مي‌كردند يا در كوره‌‌هاي سفال‌پزي، مي‌پختند. از اين لوح‌هاي گلي پخته، شمار زيادي از ويرانه‌هاي شهرهاي باستاني ميان‌رودان، به‌ويژه بابل، به دست آمده است. نوشتن روي ورقه‌هاي مسي، برونزي و گاهي طلا نيز انجام مي‌شد كه لوح‌هاي زرين دوره‌ي هخامنشي‌ها از نمونه‌هاي آن‌هاست.

دست‌كم از هزاره‌ي دوم پيش از ميلاد، آدميان آموختند كه مي‌توانند از پوست جانوران كاغذ چرمي(پارشمن) بسازند. ايرانيان روي پوست گاو، گاوميش و گوسفند و رومي‌ها بر پوست خر وحشي مي‌نوشتند. پوست‌ها پس از دباغي و صيقل‌كاري به اندازه‌ي نازك و نرم از كار در‌ مي‌آمدند كه در زيبايي و نيكويي شاهكار به شمار مي‌آمدند. پارشمن ايراني ويژگي‌هاي بهتري داشت. براي نمونه، ايرانيان براي از بين بردن بوي ناخوشايند چرم، در روند ساختن پارشمن، به آن گلاب مي‌افزودند.  اوستا را نخستين‌بار روي 12 هزار پوست گاو نوشته بودند. عرب‌ها نيز روي پوست مي‌نوشتند، اما چون گران بود، تنها براي نوشتن چيزهاي بسيار مهم، مانند قرآن و قراردادها و پيمان‌نامه‌ها از آن بهره مي‌گرفتند. آن‌ها نوشته‌هاي خود را بيش‌تر بر استخوان شانه‌ي شتر يا سنگ‌هاي نازك سفيد يا شاخه‌هاي پوست كنده‌ي درخت خرما مي‌نوشتند.

مصريان باستان از نزديك 2 هزار سال پيش از ميلاد ، از گياه پاپيروس، كه گونه‌اي از ني است، كاغذي مي‌ساختند كه به همان نام پاپيروس شناخته ‌شد و امروزه به صورت واژه‌ي Paper در زبان انگليسي ماندگار شده است. مصري‌ها ساقه‌هاي پاپيروس را به صورت نوارهاي باريكي مي‌بريدند و آن‌ها را به گونه‌اي كنار هم مي‌گذاشتند كه مانند رشته‌هاي پارچه در هم فرو مي‌رفتند. سپس، پاپيروس را در آفتاب خشك مي‌كردند. به‌زودي، پاپيروس در تمدن‌هاي ديگر، از جمله يونان، روم و ايران، نيز به كار گرفته شد، اما چون آن گياه در همه‌جا نمي‌روييد، كاغذ پاپيروس به فراواني در دست نبود. البته، به نظر مي‌رسد پاپيروس به دليل ديگري در ايران چندان به كار نمي‌رفت، چرا كه ابن‌عبدوس جهشياري از بيان ابوجعفر منصور، خليفه‌ي عباسي، نوشته است كه:" ايرانيان حق داشتند كه جز بر پوست كلفت و نازك بر چيز ديگري نمي‌نوشتند و مي‌گفتند كه ما جز بر آن‌چه در سرزمين ما فراهم مي‌شود بر چيز ديگري نمي‌نويسيم."

مردم هندوستان روي برگ و پوست برخي درختان مي‌نوشتند. ابوريحان بيروني در اين‌باره نوشته است كه مردم بخش‌هاي جنوبي هند برگ‌هاي درختي به نام تاري را، كه مانند درخت نخل و نارگيل است، به هم مي‌چسباندند و روي آن‌ها مي‌نوشتد و سپس آن برگ‌ها را با نخ به هم مي‌چسباندند. شايد به همين دليل باشد كه امروزه به صفحه‌هاي كتاب يا دفتر، برگ مي‌گويند. در سرزمين‌هاي شمالي هند پوست درخت توز را صيقل مي‌دادند و روي آن مي‌نوشتند. سپس برگه‌هاي نوشته شده را شماره مي‌گذاردند و در پارچه‌اي مي‌پيچيدند و نگهداري مي‌كردند. نامه‌اي كه پادشاه هند به انوشيروان نوشته بود و مسعودي در مروج‌الذهب به آن اشاره كرده است، بر پوست درخت بوده است. ايرانيان نيز برخي از نوشته‌هاي خود را بر توز، يعني پوست گياه خدنگ، مي‌نوشتند. ابن‌نديم از بيان ابومشعر بلخي نوشته است كه:" ايرانيان براي آن‌كه نوشته‌هايشان پايدار بماند روي توز مي‌نوشتند كه از درخت خدنگ به دست مي‌آمد و خدنگ همان گياهي است كه چوب محكم دارد و از چوب آن تير براي كمان مي‌سازند." به نظر مي‌رسد رومي‌ها نيز بخشي از نوشته‌هاي خود را روي پوست درختان ماندگار مي‌كردند. چرا كه واژه‌ي لاتين Liber ، به معناي پوست دروني درخت، براي كتاب به كار مي‌رفت. اكنون نيز به جايي كه كتاب‌ها در آن نگهداري مي‌شود، Library ، يعني كتاب‌خانه، مي‌گويند.

از كاغذ چيني تا كاغذ ايراني

چيني‌هاي باستان نخست روي پارچه‌ي ابريشم مي‌نوشتند، اما از نزديك 150 سال پيش از ميلاد، آموختند كه مي‌توانند پوست درخت توت را خرد كنند، به صورت خمير درآورند و از آن كاغذ بسازند. آن‌ها به كاغذهاي خود ساقه‌هاي كتان و رشته‌هاي تور ماهي‌گيري كهنه نيز مي‌افزودند تا محكم‌تر شود. هر چند گياهان در بيش‌تر جاها يافت مي‌شدند، اما چيني‌ها شيوه‌ي ساختن كاغذ را به صورت راز نگه داشته بودند. اين راز زماني فاش شد كه عرب‌هاي مسلمان در سال 133 هجري/751 ميلادي، اسيراني را از چين با خود به سمرقند، از بزرگ‌ترين و شناخته‌شده‌ترين شهرهاي ديرين ايران، آوردند. از جمله‌ي اسيراني كه صالح‌بن‌زياد از چين با خود به سمرقند آورد، كساني بودند كه در كار ساختن كاغذ مهارت داشتند. ايرانيان مسلمان شيوه‌ي ساختن كاغذ را از آنان ياد گرفتند و آن را بهبود بخشيدند و به‌زودي سمرقند بزرگ‌ترين مركز خريد و فروش كاغذ در جهان شد.

ايرانيان مسلمان براي ساختن كاغذ از پنبه و كتان و ديگر مواد گياهي نيز بهره گرفتند و گونه‌هايي از كاغذهاي نازك، كلفت، شفاف و بادوام ساختند. كاغذ ايراني را تا نزديك يك قرن از سمرقند و خراسان به جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي مي‌بردند. سرانجام پس از نزديك يك سده، به سال 794 ميلادي، به فرمان فضل‌بن‌يحيي برمكي ، وزير هوشمند ايراني، نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي را در بغداد بر پا كردند. سپس، جعفربن‌يحيي‌برمكي فرمان داد كه در ديوان‌ها به جاي پوست از كاغذ بهره گيرند. به اين ترتيب، بهره‌گيري از كاغذ به جاي پاپيروس در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي رونق گرفت و كارخانه‌هاي زيادي در شهرهاي سوريه، فلسطين، مصر، تونس، مراكش و مغرب ساخته شد.

با اين كه، كارخانه‌هاي كاغذسازي در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي ساخته شد، كاغذ ايراني همچنان بهترين كاغذ به شمار مي‌رفت و بارها در كتاب‌هاي تاريخي از كاغذ سمرقندي و خراساني سخن گفته شده است. براي نمونه، ابن‌نديم از شش گونه كاغذ، كه در روزگار او رواج داشته، سخن گفته است: "كاغذ خراساني را از كتان مي‌ساختند و به قولي ساختن آن از زمان بني‌اميه معمول شد و به قولي در عهد بني‌عباس. برخي مي‌گويند كه ساختن آن قديمي است و برخي آن را چيزي جديد مي‌دانند. مي‌گويند برخي از هنرمنداني كه از چين به خراسان رفته بودند، آن را بر اساس كاغذ چيني ساختند و اما گونه‌هاي آن عبارت‌اند از سليماني، طلحي، نوحي، فرعوني، جعفري و طاهري."

نام‌هايي كه ابن‌نديم بر مي‌شمارد، نام كاغذسازان ماهر يا فرمان‌وراياني است كه به ساختن كارخانه‌هاي كاغذسازي فرمان دادند كه بيش‌تر آن‌ها ايراني هستند. كاغذ جعفري منسوب است به جعفر برمكي، كاغذ طاهري به طاهر دوم از فرمان‌روايان خراسان(دودمان طاهري)، كاغذ نوحي به‌ نوح ساماني، از فرمان‌روايان ساماني، كاغذ طلحي به طلحه‌بن طاهر( از طاهريان)، كاغذ سليماني به سليمان راشد، فرمان‌رواي خراسان در زمان هارون‌الرشيد، كاغذ جعفري به جعفر برمكي و كاغذ فرعوني، كه با بهترين پاپيروس مصري رقابت مي‌كرده است و به نظر مي‌رسد به همين دليل به نام فرعوني شناخته شده است، اما سازنده‌ي آن مشخص نيست. از ديگر كاغذهاي شناخته شده‌ي آن زمان مي‌توان كاغذ جيهاني، ماموني و منصوري را نام برد. كاغذ جيهاني به شهر جيهان در خراسان بزرگ، كاغذ ماموني به مامون عباسي و كاغذ منصوري به ابوالفضل منصور‌بن‌نصربن‌عبدالرحيم از مردمان سمرقند، منسوب است.

شواهدي وجود دارد كه در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي شيوه‌ي كاغذسازي ايرانيان را در پيش مي‌گرفتند. براي نمونه، سمعاني در كتاب الانساب خود درباره‌ي كاغذ منصوري نوشته است: " از كساني كه به نسبت كاغذي شهرت كرده‌اند، يكي هم ابوالفضل‌منصوربن‌نصربن‌عبدالرحيم كاغذي است از مردم سمرقند كه به سال 423 هجري در سمرقند وفات يافت. كاغذ منصوري در تمام سرزمين ‌ه اي اسلامي شناخته شده است و شيوه‌ي ساختن آن را تقليد مي‌كنند." با اين همه، شواهدي نيز در دست است كه در ديگر سرزمين‌هاي اسلامي نيز در شيوه‌ي ساختن كاغذ پيشرفت‌هايي رخ داده بود. چنان‌كه ناصر خسرو، كه در سال 438 هجري/1047 ميلادي از شهر طرابلس ديدن كرده بود، درباره‌ي كاغذي كه در آن‌جا ساخته مي‌شده است مي‌گويد كه:" در نكويي و زيبايي مثل كاغذ سمرقند بلكه بهتر از آن است."

ايرانيان مسلمان در كار بهبود ساختن كاغذ به نوآوري‌هاي جالبي دست پيدا كرده بودند كه به چند مورد اشاره مي‌شود:

1. آهار زدن به كاغذ: ايرانيان كه در كار ساختن كاغذ پوستي(پارشمن) تجربه‌هاي زيادي داشتند كوشيدند آن تجربه‌ها را در ساختن كاغذ جديد نيز به كار گيرند. از اين رو، به كاغذ نشاسته‌ي گندم مي‌زدند كه سطح كاغذ را براي نوشتن با جوهر مناسب‌تر مي‌كرد.

2. بهره‌گيري از آب‌دنگ: اين دستگاه كوبه‌اي پتك‌مانند بود كه با چرخاب به جنبش در مي‌آمد و از آن براي خرد كردن تكه‌هاي بزرگ چوب بهره مي‌گرفتند. به گفته‌ي ابوريحان بيروني، در سمرقند از پتك‌هايي استفاده مي‌شد كه با نيروي آب به كار مي‌افتادند.

3.بهره‌گيري از قالب خيزران. نوارهايي از چوپ خيزران را مانند حصير به هم مي‌بافتند و برگه‌هاي كاغذ خيس را  براي آبكشي روي آن مي‌گذاشتند و پس از اين كه آب آن گرفته شد در حالي كه ورقه هنوز مرطوب بود، آن را برمي‌داشتند. اين كار به سازنده‌ي كاغذ امكان مي‌داد به طور پياپي ورقه‌هاي كاغذ را روي همان يك قالب آبكشي كند. پيش از آن، ورقه‌ي كاغذ را روي پارچه‌ي درشت‌بافي پهن مي‌كردند، اما تا زمان خشك شدن ورقه‌ي كاغذ، نمي‌توانستند آن را از روي پارچه بردارند.

4. بهبود كاغذ و بازيافت آن. افزودن موادي مانند بذرك، پنبه و كهنه پاره‌هاي كتان به تركيب كاغذ و هم‌چنين بهره‌گيري از خرده پاره‌هاي كاغذ و پارچه‌هاي كهنه كه در بهبود كاغذ سودمند بود و شيوه‌اي از بازيافت نيز بود. 

5. كاغذ رنگي. در برخي دست‌نوشته‌هاي نويسندگان مسلمان دستورهايي براي ساختن كاغذ به رنگ‌هاي قرمز، سبز، آبي، صورتي، زرد، پيازي و ارغواني وجود دارد و حتي نوشته شده است كه چگونه مي‌توان كاري كرد كه برگه‌هاي كاغذ كهنه و ديرين به نظر برسند.

كاغذ در اروپا

كاغذسازي از شمال آفريقا به سرزمين‌هاي مسلمان نشين اروپا، يعني جزيره‌ي سيسيل(صقليه) در ايتاليا و شهرهاي شاطبه و قرطبه در اسپانيا(اندلس) راه يافت و در سال 1276 ميلادي در ايتاليا و اسپانيا به فراواني به كار مي‌رفت. نخستين‌بار زايران مسيحي كه از زيارت‌گاهي در اسپانيا بازمي‌گشتند، چند تكه كاغذ ساخت مسلمانان را با خود به مركز اروپا بردند. پيش از آن، اروپايي‌ها از كاغذ پوستي و پاپيروس براي نوشتن بهره مي‌گرفتند. اما كاغذ مسلمانان بر آن دو ماده‌ي نوشتني برتري داشت. از اين رو، بازرگاني نورنبرگي در سال 1390 ميلادي نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي را در آلمان بر پا كرد و در اين كار از كاغذسازان ايتاليايي بهره گرفت كه خود آن‌ها از شاگردان مسلمانان بودند. نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي انگلستان نيز در سال 1490 كار خود را آغاز كرد كه البته چيزي نبود جز يك آسياب آبي از كار افتاده كه براي خرد كردن چوب به كار گرفته شد.

كاغذسازي آرام‌آرام در اروپا گسترش يافت، اما تا سده‌ي نوزدهم ميلادي ، مانند سرزمين‌هاي اسلامي، به صورت دستي انجام مي‌شد. كاغذسازان قالبي بزرگ و پهن داشتند كه شبكه‌اي توري مانند از سيم‌هاي نازك به هم بافته شده داشت. قالب را در ظرف بزرگي فرو مي‌بردند كه داراي خميري آبكي از چوب خرد شده‌ي درخت بود. سپس قالب را از ظرف بيرون مي‌آوردند، در حالي كه سطح آن را لايه‌ي نازكي از خمير چوب پوشانده بود. آن‌گاه قالب را چنان به راست و چپ و عقب و جلو تكان مي‌دادند تا لايه‌ي يك‌دست و همواري از خمير چوب به وجود آيد و آب آن نيز بيرون رود. برگه‌ي خيس كاغذ را روي پارچه‌ي پشمي مي‌گذاشتند و پارچه‌ي ديگري را روي آن برگه‌ي كاغذ مي‌گذاشتند و برگه‌ي كاغذ ديگري را روي آن پارچه دومي مي‌گذاشتند و همين طور برگه‌هاي كاغذي و پشمي را يك‌در ميان روي هم مي‌چيدند. در پايان، بسته‌ي به دست آمده را زير ابزار فشرده كننده مي‌گذاشتند تا آب آن بيرون بيايد. سپس كاغذها را در انباري آويزان مي‌كردند تا خشك شوند. سرانجام، كاغذها را در حمام ژلاتين فرو مي‌بردند و بار ديگر خشك مي‌كردند تا آب زيادي را به خود نگيرند.

در سال 1798 ميلادي، لوئيس رابرت فرانسوي دستگاه كاغذساز را اختراع كرد كه بسيار ساده بود و قالب كاغذسازي آن چيزي مانند نوار نقاله بود كه آن را با دست مي‌چرخاندند و در نتيجه كاغذسازي را به طور پيوسته انجام مي‌دادند. در سال 1804، هنري و سيلي فوردرينير نمونه‌ي بهبود يافته‌اي از آن را در انگلستان ساختند. پس از اين، دستگاه‌هاي ديگري ساخته شد كه در كار آماده‌سازي خمير كاغذ بسيار كارآمد بودند. سرانجام در سال‌هاي پاياني سده‌ي نوزدهم ميلادي، دستگاهي ساخته شد كه همه‌ي مرحله‌هاي آماده‌سازي خمير تا ساختن برگه‌هاي كاغذ را انجام مي‌دهد. نمونه‌هاي امروزي اين دستگاه‌هاي خودكار نزديك 100 متر داراز و 4 متر پهنا دارند و كاغذ را به صورت طاقه‌هاي استوانه‌اي بزرگي مي‌سازند كه ممكن است بيش از 20 تن وزن داشته باشند.

ساختن كاغذ

تكه‌اي كاغذ برداريد. آن را از ميان پاره كنيد و با دقت به لبه‌ي پارگي نگاه كنيد. در لبه‌ي پارگي، رشته‌هاي نازك و مو مانندي را مي‌بينيد كه همانند رشته‌هاي پشمي نمد، در هم تنيده‌اند. اين رشته‌‌ها از مولكول‌هايي به نام س لو ل ز ساخته شده‌اند. سلولز مولكولي نخ مانند و دراز است كه پيكر گياهان را مي‌سازد. هر يك از رشته‌هايي را كه درلبه‌ي پارگي كاغذ مي‌بينيد، از هزاران مولكول سلولز درست شده‌ كه مانند رشته‌هاي طناب به دور هم پيچيده‌اند. چوب درختان مقدار زيادي سلولز دارند. از اين رو، كاغذ را از چوب آن‌ها مي‌سازند.

براي ساختن كاغذ، درختان را مي‌برند و به كمك دستگاه‌‌هاي ويژه‌اي، تنه‌ي آن‌ها را ريز ريز مي‌كنند. سپس، تكه‌هاي كوچك چوب را با مواد شيميايي(از جمله سود، سولفات يا سولفيت) و مقدار زيادي آب داغ، مخلوط مي‌كنند. به اين ترتيب، خميري از رشته‌هاي سلولزي به دست مي‌آيد. آن‌گاه، خمير را روي يك توري فلزي مي‌ريزند تا آب اضافي خود را از دست بدهد. سپس خمير از لابه‌لاي چند غلطك مي‌‌گذرد و آب خود را بيش‌تر از دست مي‌دهد. پمپ‌هاي مكنده‌ي آب، به اين كار كمك مي‌كنند. سرانجام، خميري كه به صورت ورقه‌ي درازي درآمده است، با گذشتن از لابه‌لاي غلطك‌هاي داغ، كه در دستگاه‌هاي بزرگ بيش از 100 عدد است، خشك مي‌شود و به صورت كاغذ در مي‌آيد. در پايان كار، دستگاهي كه به رايانه ارتباط دارد، كلفتي كاغذ، اندازه‌ي آب و شمار سوراخ‌هاي احتمالي موجود در آن را بررسي مي‌كند. در صورتي كه كلفتي كاغذ در همه‌جا يكسان باشد، اندازه‌ي آب مناسب باشد و تعداد سوراخ‌ها چندان زياد نباشد، كاغذ برش مي‌خورد و به بازار فرستاده مي‌شود.

گاهي با بهره‌گيري از مواد ديگري، كاغذهاي بهتري ساخته مي‌شود. براي مثال، براي اين كه كاغذ سطح صاف‌تري داشته باشد و آب زيادي به خود نگيرد، نشاسته يا رزين به دست آمده از درخت كاج را به آن مي‌افزايند. براي ساختن كاغذهاي بسيار نرم و سفيد نيز كاغذ را از لابه‌لاي غلطك‌هايي مي‌گذرانند كه دماي بيش‌تري دارند و سطح آن كاغذ‌ها را با مخلوطي از خاك چيني و آب مي‌پوشانند. هم‌چنين، براي اين كه كاغذ محكم‌تر شود، به آن پنبه مي‌افزايند. اگر هم بخواهند از كاغذ، دستمال كاغذي درست كنند، به آن نرم‌كننده مي‌افزايند و با كمك مواد شيميايي، ميكروب‌هاي آن را از بين مي‌برند. بنابراين، با بهره‌گيري از مواد گوناگون مي‌توانيم كاغذهاي ويژه، مانند كاغذهاي صافي، كاغذهاي روغني، كاغذهاي خوش‌بو، كاغذ نقاشي، كاغذ خوش‌نويسي، كاغذهاي صنعتي، كاغذ دست‌شويي و گونه‌هاي ديگر، ساخت.

كاغذسازي در ايران امروز

هرچند ايرانيان از پيشگامان ساختن كاغذ بودند، اما پس از اختراع دستگاه كاغذساز در اروپا، انبوهي از كاغذهاي اروپايي به ايران و ديگر سرزمين‌هاي اسلامي وارد شد و بازار كاغذسازان دستي را كه از شاگردان خود پس افتاده بودند، كساد كرد. پس از زمان اندكي، كاغذهاي دستي براي هميشه برچيده شدند و زمان زيادي نگذشت كه حتي خاطره‌ي پيشگامي در كاغذسازي نيز از يادها رفت. پس از چندي، نخستين دستگاه‌هاي كاغذسازي به كشورهاي اسلامي وارد شد و ساختن كاغذ به شيوه‌ي نوين آغاز شد.

نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران پيش از جنگ جهاني دوم بنيان‌گذاري شد، اما چندان موفق نبود تا اين كه بيش از 50 سال پيش دستگاه كاغذساز دست دومي به ايران وارد شد و در كرج به كار انداخته شد. كاغذهاي ساخت اين كارخانه نيز نتوانست با كاغذ خارجي رقابت كند و آن كارخانه به‌زودي به‌صورت كارخانه‌ي مقواسازي درآمد. در سال 1326 خورشيدي نيز شركتي با سرمايه‌گذاري حسن‌علي حكمت، دكتر صلح‌دوست، عيسائيان و چند نفر ديگر، در ورامين بنيان‌گذاري شد كه كاغذهاي باطله‌ي ادراه‌ها و سازمان‌ها خوراك آن بود. سپس، در سال 1346 شركتي به نام شركت سهامي كاغذ پارس با سرمايه‌ي اوليه‌ي 550 ميليون ريال در هفت‌تپه بنيان‌گذاري شد و نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران در سال 1349 كار خود را آغاز كرد.

در سال 1352، بزرگ‌ترين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران به نام مجتمع صنايع چوب و كاغذ ايران(چوكا) با مشاركت وزارت صنايع(60 درصد سهام) وزارت شاورزي و عمران روستايي(40 درصد سهام) در كيلومتر شش جاده‌ي رضوان‌شهر به تالش بنيان‌گذاري شد و در سال 1357 كار خود را آغاز كرد. اوج‌ گيري انقلاب اسلامي و پيروزي مردم ايران بر نظام شاهنشاهي پهلوي به بسته‌شدن بسياري از كارخانه‌ها از جمله همين كارخانه‌ي كاغذسازي انجاميد كه بيش‌تر از سوي خارجي‌ها اداره مي‌شد. از سال 1361 تلاش‌هاي برنامه‌ريزي شده‌اي براي راه اندازي دوباره‌ي توليد كاغذ آغاز شد و با تحويل كارخانه به سازمان صنايع ملي ايران در سال 1364، اين تلاش‌ها به بار نشست و از آن سال است كه اين كارخانه در كار ساختن كاغذ ايراني بسيار پويا و كارآمد شده است. 

كاغذ و هنر

كاغذ نه تنها در نگارش بلكه در هنر نيز نقش مهمي دارد و برخي هنرها، مانند خوشنويسي و نقاشي، پيوند تنگاتنگي با كاغذ دارند. از اين رو، طي ساليان دراز كوشيده‌اند كاغذهايي با ويژگي‌هاي مناسب براي كار هنري بسازند. گاهي نيز خود كاغذ يكي از پايه‌هاي اصلي كار هنري مي‌شود كه نمونه‌ي آن را در كلاژ  و به شيوه‌اي چشمگيرتر در هنر كاغذبري(قطاعي) مي‌بينيم. كاغذبري يكي از شاخه‌هاي هنري ديرپا، اما فراموش شده است و در آن، هنرمند پس از طراحي روي كاغذ ساده يا رنگين، نقش را با قيچي يا كارد مخصوص(شفره) از ميان كاغذ در مي‌آورد و آن را بر زمينه‌اي به رنگ ديگر مي‌چسباند.

به نظر مي‌رسد خاستگاه اصلي اين هنر در چين باشد. چينيان دريچه‌هاي پنجره‌هاي خود را به جاي شيشه با كاغذ مي‌پوشاندند و آن كاغذها را با رنگ يا كاغذبري‌هاي رنگين آرايش مي‌كردند. اين هنر در سده‌ي نهم هجري به ايران وارد شد و به كوشش شيخ عبدالله كاتب، دوست محمد مصور، مير محمد باقر قاطع، دوست مصور، ميرمحمد طاهر مجلد، ياري مذهب هروي، مظفر علي تربتي، نذر علي قاطع و ميرقاسم مذهب به شكوفايي رسيد. نمونه‌هاي زيبايي از كارهاي آن استادان در موزه‌هاي ايران و تركيه نگهداري مي‌شود.

هنر كاغذبري از ايران به تركيه(عثماني) و سپس از آن‌جا به كشورهاي ديگري مانند سوئيس، فرانسه و لهستان، راه يافت و در آن سرزمين‌ها مورد توجه قرار گرفت و همچنان به آن مي‌پردازند. اين هنر در لهستان چنان گسترشي يافت كه اكنون هنرشناسان لهستاني بسان هنر ملي به آن مي‌نگرند. نزديك نيم سده پيش(1950 ميلادي) نيز كتابي به نام "كاغذبري ملي در لهستان" از سوي ناشري گمنام در ايران منتشر شد و ايرانيان بار ديگر از اين راه با هنري كه زماني در آن سرآمد بودند،  آشنا شدند

تریود

لامپ یا لوله خلا وسیله ای است که کارش رابه وسیله الکترون هایی انجام می دهدکه درون یک گازویادرخلا  حرکت می کنند . داخل بدنه شیشه ای لامپ الکترون از الکترودی که به وسیله ی الکتریسیته گرم شده است (کاتد) به حرکت درمی آیند. پس ازعبورازدرون گازیاخلا  به الکترودی دیگربه نام آندمی رسندممکن است بین کاتد وآند الکترودهای دیگری هم وجودداشته باشندتاجریان الکترون هاراکنترل کنند.

 

لامپ خلا  انواع مختلفی دارداولین نوع آن دیود درسال 1904 میلادی اختراع شد .دراین لامپ ،الکترونها

فقط دریک جهت به حرکت درمی آیندوامکان تبدیل جریان متناوب به جریان مستقیم رافراهم می آورند.

 

لامپ تریودکه درسال 1910 اختراع شدبرای تقویت سیگنال های الکتریکی مورد استفاده قرارمی گیرد.

تریود نیزدارای الکترودهای مشابه دیود داردامایک شبکه بین کاتدوآندقرارداردولتا ژآن به گونه ای تنظیم شده که جریان الکترون ها کنترل شود.

 

  سایرانواع این لامپ هاعبارتنداز تترود وپنتود . امروزه لامپ هابه طورگسترده ای بادیودنیمه رسانا ،

 ترانزیستورومدارمجتمع جایگزین شده اند

 

تصفیه الکترونی آب

تصفیه الکترونی آب

تصفيه آب به روش يون سازی يکی از شيوه های نوين جهت حذف ميکرو ارگانيزم های موجود در آب مانند ميکروب ها، ويروس ها و باکتری ها است. هر چند خاصيت ميکرب زدايی فلزاتی چون نقره و مس از زمان های قديم بر انسان ها پوشيده نبوده است ولی از ظهور اولين سيستم های تجاری تا کنون زمان زيادی نمی گذرد. اين روش ها برای اولين بار توسط موسسات تحقيقات فضايی به عنوان روشی جهت جايگزينی کلر در تصفيه آب استفاده شده ولی به مرور زمان و با توجه به مزايای فراوانی که نسبت به روش های معمولی گندزدايی در اين تکنولوژی وجود دارد، جايگاه مناسبی در بازار تجاری برای آن لحاظ شده و به سرعت در حال گسترش می باشد. هم اکنون از کلر به عنوان ماده ضدعفونی کننده استفاده می شود که اين ماده علاوه بر مضر بودن برای سلامتی انسان توانايی حذف همه ميکرو ارگانيزم ها را دارا نمی باشد. به عنوان مثال کلر بر روی ويروس ها تقريبا هيچ اثری ندارد. لذا استفاده از روشی که اولا توانايی حذف تمامی ميکرو ارگانيزم ها از جمله ميکروب ها، ويروس ها و باکتری ها را دارا باشد و ثانيا کمترين ضرر را برای سلامتی انسان داشته باشد و ثالثا بتوان آن را به آسانی نگهداری و راه اندازی نمود قاعدتا روش نوين و برتر خواهد بود. به نظر می رسد روش تصفيه الکترونيکی آب علاوه بر دارا بودن محاسن کلر از برتری هايی چون حذف تمامی ميکرو ارگانيزم ها، سازگاری با محيط زيست، نصب و راه اندازی و نگهداری آسان، کنترل دقيق عملکرد و هزينه های اقتصادی کمتر نسبت به روش های معمول نيز برخوردار است. در اين مقاله ابتدا به مبانی عملکرد روش آيونايزر اشاره شده سپس مزايای آن با معمول ترين روش مقابله با ميکرو ارگانيزم ها در آب يعنی کلر مقايسه می شود که اين بررسی از جهات مختلف مانند ميزان ميکروب زدايی، تاثير آن بر انسان و دقت عملکرد می باشد.

مقدمه
انسان از ديرباز با مشکل آلودگی آب رو به رو بوده است. بنا به اسناد تاريخی يونانيان باستان برای اولين بار به خاصيت گندزدايی مس پی بردند. مصريان نيز آب مصرفی خود را برای مدت طولانی در ظرف های نقره نگهداری می کردند و يا در ميان قشر فقير با قرار دادن سکه های نقره در ظرف حاوی آب قابل شرب از فساد آن جلوگيری می کردند که اين امر حاکی از آشنايی انسان با خاصيت پاک کنندگی مس و نقره است. امروزه مس به عنوان بهترين نابود کننده جلبک و خزه شناخته شده است. از اکسيد مس و سولفات مس در صنعت به عنوان ضد خزه و نابود کننده قارچ استفاده می شود
.
با اضافه کردن مس به رنگ و محافظ چوب، خاصيت ضد قارچ و ضد خزه به آن داده می شود.
استفاده از خاصيت گندزدايی نقره نيز بسيار متداول است معمولا از سکه های نقره ای برای جلوگيری از فساد شير استفاده می شود فلز نقره به عنوان يک ضد باکتری قوی در افرادی که در معرض سوختگی قرار گرفته اند استفاده می شود و چند قطره از محلول نيترات آن می تواند از چشم نوزادان در مقابل اثرات عفونت ناشی از بيماری سوزاک جلوگيری کند.هر چند اين تکنولوژی برای اولين بار توسط
NASA در سفينه فضايی آپولو به کار رفت ولی در حال حاضر اين تصفيه کننده ها در نيمی از خطوط هوايی جهان استفاده می شوند و اکثر کشتی های مسافربری به اين سيستم مجهز می باشند.

گندزدايی و تصفيه الکترونيکی آب

هنگامی که يون های نقره و مس در آب آزاد می شوند تبديل به ذرات کاتيونی می شوند که نقش يک ويروس کش و ميکرب کش قوی با قابليت نابودی فراوان را بازی می کنند. عمل گندزدايی زمانی آغاز می شود که سطح خارجی ميکرو ارگانيزم ها که ذاتا دارای بار منفی هستند به علت پديده الکترو استاتيکی توسط يون های مس و نقره محاصره می شوند اين فرآيند مانع از ادامه فعاليت زيستی ميکروب ها، باکتری ها و ويروس ها شده و به تدريج آن ها را از بين می برد.
در عمل برای ايجاد فرآيند يونيزاسيون از الکترودهايی استفاده می شود که از ترکيب نقره و مس ساخته شده اند با قرار گرفتن اين الکترودها در مسير حرکت آب و ايجاد اختلاف پتانسيل در دو سر الکترود، جريان بسيار کمی از ميان دو الکترود عبور می کند که اين پديده موجب جدا شدن يون ها از الکترود و افزوده شدن آن به آب است در صورت تداوم اين عمل می توان با کنترل مقدار جريان عبوری از الکترودها ميزان يون های مس و نقره را در آب کنترل نمود. البته بايد توجه نمود که ميزان يون ها نبايد از سطوح استاندارد برای آب شرب افزايش پيدا کند. بنا به استاندارد موسسه (
EPA
) مقدار مس مجاز در آب 3/1 ذره در ميليون و مقدار نقره مجاز يک دهم مقدار مس يعنی 100 ذره در ميليارد است برای تنظيم سطوح يون های مس و نقره در آب بايد ميزان آن ها در آب را به صورت الکترونيکی يا شيميايی اندازه گيری شود.
معمولا نسبت بين يون های مس و نقره در کاربردهای مختلف متفاوت است ولی عموما به صورت يک به ده در نظر گرفته می شود. ترتيب نسبت الکترودها به گونه است که اولا آب از ميان آن عبور می کند ثانيا در صورت لزوم تميز شده يا تعويض گردد. با عبور آب از ميان الکترودها و با برقراری جريان الکتريکی سطحی ترين لايه الکترود به صورت يون مثبت رها شده و در آب رها می شود در صورتی که اين يون با باکتری ها، ويروس ها و ميکروب ها برخورد کند به علت نيروی الکترومغناطيسی جذب آن ها می شود و با محاصره کامل آن ها فرآيند گندزدايی کامل می شود

 

معمولا خزه ها و جلبک ها توسط يون های مس از بين می روند و باکتری ها و ويروس ها توسط يون نقره از بين می روند.
معمولا ميزان جريان توسط يک سيستم الکترونيکی کنترل می شود که توسط آن می توان با توجه به مشخصات آب تحت فرآيند، مانند ميزان ناخالصی و هدايت آب مقدار جريان را تنظيم نمود که اين اطلاعات در قسمت کنترل و ثبت نمايش داده می شود. همچنين در صورت قطع جريان آب نيز بايد الکترودها از مسير خارج شوند. با توجه به اين که يون ايجاد شده در آب خارجی ترين سطح الکترودها است و با توجه به اين که جريان الکتريکی از آند به سمت کاتد هدايت می شود لذا پيش بينی می شود که يکی از الکترودها سريع تر از ديگری تحليل می رود برای جلوگيری از اين فرآيند قسمت کنترل با ترتيب خاص محل الکترودهای مثبت و منفی را تعويض می کند تا ميزان تحليل هر دو به يک صورت انجام شود.

مزايای گندزدايی الکترونيکی آب
از مهم ترين مزايای اين روش حذف کامل ويروس، باکتری و خزه و جلبک به شکل همزمان است که اين اهداف با هيچ يک از روش های کنونی قابل اجرا نمی باشد.
همان طور که اشاره شد با آزاد سازی يون های مس و نقره در آب به علت مثبت بودن بار الکتريکی اين يون ها و همچنين پلاريته منفی غشا سلولی ميکرو ارگانيزم های موجود در آب توسط يونهای مثبت احاطه می شوند که اين امر از روند طبيعی جريان حيات اين سلول ها جلوگيری کرده باعث از بين رفتن آنها می شود. در مورد جلبک ها و خزه ها نيز يون های مس و نقره به آمينو اسيدهای حاوی گوگرد در پروتئين های لازم در فرآيند فتوسنتز هجوم برده باعث اختلال در اين فرآيند شده و مرگ زود هنگام سلول های جلبک و خزه را باعث می شود.
يکی ديگر از مزايای گند زدايی به روش الکترونيکی خاصيت ماندگاری اثر ضدعفونی است که تقريبا هيچ يک از روش های معمول چنين خاصيتی ندارد.

تراشه یا چیپس

در سال 1958 م. (1337 هجری شمسی )اولین پارک به وسیله ی یک دانشمند آمریکایی به نام جک کیلبی ساخته شد. او دو ترانزیستور روی یک بلور سیلیکون قرارداد.پارک ها ی سیلیکونی بیشتر دستگاه های امروزی ،مثل دستگاه های تلفن و کامپیوترها را کنترل می کنند . دراین دو صفحه ،توضیح بیشتری در باره ی پارک می خوانید که از چه ساخته شده وشامل چیست. هم چنین در باره ی برخی از انواع پارک ها وعمل آن ها چیزها یی می خوانید.یک پارک شامل مدارهای ریزی است که روی ماده ای به نام سیلیکون قلم رده شده اند .سیلیکون ماده ای است نیه رسانا که نه هادی خوبی است ونه عایق خوبی است بلکه بینابین این دو حالت است.

پارَک (تراشه )چگونه کار می کند:

ابتدا الگوی یک مدار روی صفحه ای از سیلیکون جا سازی می شود ،سپس قطعات به صورت مواد شیمیایی روی این الگو قلم زده می شوند. اکنون پارَک برای کار کردن مثل مدار معمولی آماده است.

مسیر های آلومینیومی قطعات را به هم وصل کرده و جریان را هدایت می کنند.

پارَک ها قابل اطمینان و سریع هستند زیرا جریان فقط مجبور است در مسیر های بسیار کوتاهی در مدار جاری شود.

 ترانزیستورها روی پارَک ها( تراشه ها):

ترانزیستورهای ریز ،قطعات اصلی روی پارَک ها هستند. بیشتر کار پارَک در کنترل به وسیله ی ترانزیستورها انجام می شود. برخی پارَک ها رقمی و برخی قیاسی هستند. در ترانزیستورهایی روی پارَک های رقمی قلم زده

شده اند به عنوان سوییچ عمل می کنند وبیشتر ترانزیستورها روی پارَک های قیاسی تقویت کننده هستند.

انواع متفاوت پارَک ها ( تراشه ها):

انواع زیادی از پارَک ها برای انجام کارهای مختلف وجود دارند .یک نوع از آن ها ،به نام ریز کامپیوتر ( میکرو کامپیوتر ) ،دارای مدارهای کافی است تا به تنهایی دستگاهی مانند ماشین حساب ،ماشین لباسشویی،یا بازی الکترونیکی را کنترل کند یک دستگاه پیچیده مثل کامپیوتر شخصی ،بیش از یک نوع پارَک دارد. این پارَک ها با هم کار می کنند تا کل دستگاه را کنترل کنند . مهم ترین این پارَک ها یک ریز پردازنده ( میکروپروسسو) است که محاسبه ها و تصمیم گیری ها ی کامپیوتر را انجام می دهد. ریزپردازنده ها به پارَک های حافظه نیاز دارند تا بتواند اطلاعاتی را که دریافت می کند ذخیره کند. ابتدا با یک وسیله ی ورودی اطلاعات را وارد کامپیوتر می کنند، سپس پارَک های میانی آن ها را به سیگنا ل های دو دویی تبدیل می کنند. ودوباره سیگنا ل های دو دویی را به اطلاعات تبدیل می کنند. کامپیوتر به یک ساعت الکترونیکی نیز نیاز دارد تا ترتیب هزاران محاسبه ای که کامپیوتر در هر ثانیه انجام می دهد را رعایت کند.

دنیای بدون پارَک( تراشه):

اگرهمه ی ماشین هایی را که مردم از آن ها استفاده می کنند از قطعاتی به اندازه ی قطعات آزمایش های کتاب ها ساخته شده بودند،احتمالا هیچ جایی برای مردم دنیا وجود نداشت. در این صورت مدارهای یک ساعت رقمی ((دیجیتال)) یک چمدان را پر می کرد،کامپیوترهای شخصی به اندازه ی استخرهای شنا بودند، وماهواره ها هیچگاه نمی توانستند از زمین بلند شوند. علاوه بر این ،دستگاه خراب می شدزیرا پارَک ها بیشتر از قطعات معمولی قابل اطمینان هستند.

پیامهای بهداشت روانی

پیامهای بهداشت روانی

 

- سلامت روانی یعنی حال خوب، فکر خوب و رفتار خوب.

 

- بیایید از بهداشت روانی غافل نباشیم .

 

- حال خوب داشتن یعنی احساس خوب داشتن ، حالتان چطور است؟

- حال خوب یا حال بد طبیعی است. وقتی حالمان خوب نیست ، دیگران را ناراحت نکنیم.

- بیایید با انجام کارهای خوب برای خود و دوستانمان احساسات خوشایند ایجاد کنیم.

- بیایید با شناخت خصوصیات، تواناییها و استعدادهای خود و دیگران به نکات با ارزشمان پی ببریم.

- هر کدام از ما با دیگران متفاوت است ولی همه ما با ارزش هستیم.

- بیایید به نکات خوب و با ارزش خود فکر کنیم تا از آنها احساس شادی کنیم

- اگر در یک کاری موفق نباشیم معنای آن این است که در هیچ کاری موفق نخواهیم، حتماً در کارهای دیگر مو فق می شویم.

- دوستان خوب باعث شادی ما
می شوند.

- برای آنکه دوستان خوبی داشته باشیم، ابتدا باید خودمان دوست خوبی باشیم.

- رمز موفقیت و خوشحالی در فکر کردن است زیرا:

اگر قبل از هر کاری خوب فکر کنیم آن وقت کمتر اشتباه می کنیم.

اگر قبل از هر کاری خوب فکر کنیم آن وقت در کارهایمان موفق
می شویم.

اگر قبل از هر کاری خوب فکر کنیم آن وقت در زندگی مان خوشحال تر می شویم.

- تنها با فکر کردن است که
می توانیم مشکلات را حل کنیم.

- قبل از گفتن هر حرفی یا انجام هر کاری باید خوب فکر کنیم.

- برای هر مسئله و مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد.

- با فکر کردن می توانیم راه حلهای خوب و زیادی پیدا کنیم.

پیام های زیست محیطی

 

پیام های زیست محیطی

پی ریزی اقتصاد زیست محیطی بسیار دشوار به نظر می رسد ولی تقریباً همه ی اجزاء آن هر یک حداقل در یک کشور جهان محقق شده است؛ مثلاً، چین نرخ باروری خود را به کمتر از دو فرزند به ازای هر زن تقلیل داده است و احتمالاً تا چند دهه ی آینده به ثبات جمعیتی دست خواهد یافت.

دانمارک احداث نیروگاه های زغال سوز را ممنوع کرده است. رژیم اشغال گر قدس پیشتاز فنّاوری های نو در زمینه ی افزایش بهره وری آب بوده است. کره ی جنوبی به تپه ها و کوهستان ها لباس سبز پوشانده است. کاستاریکا برای اتکال کامل اقتصادی به انرژی های نو، برنامه ای را در سطح کشور به اجرا گذارده است. آلمان در زمینه ی تغییر سیاست های مالیاتی و کاهش مالیات بر در آمد و جبران آن از طریق مالیات بر انرژی پیش قدم شده است. ایسلند اوّلین اقتصاد متکی بر هیدروژن جهان را طرح ریزی کرده است.

آمریکا فرسایش خاک را از سال 1982 تا کنون حدود 40 درصد کاهش داده است. هلند به جهان نشان داده است که چگونه می توان نظام حمل و نقلی ایجاد کرد که در آن، دوچرخه در افزایش تحرک مردم و بهبود کیفیت زندگی شهری نقش اصلی را داشته باشد. فنلاند مصرف قوطی های نوشابه ی یک بار مصرف را ممنوع کرده است. اکنون مسئله این است که هر کشور سعی کند تمامی قطعات اقتصادی زیست محیطی را کنار هم قرار دهد.


ماست

ارزش غذایی ماست

ماست، علاوه بر این که یک ماده ی غذای خوش طعم و گوارا است، از نظر بهداشتی هم اهمیّت به سزایی دارد؛ به طوری که عده ای معتقدند مصرف آن در ازدیاد طول عمر مؤثّر است؛ زیرا اسید لاکتیک حاصله از فعالیت مخمرهای لاکتیک در روده، مانع تکثیر میکروب های ناخواسته می شود و محیط را برای رشد و نمو باکتریهای مفید مساعد
می سازد. از نظر غذایی، ماست یکی از بهترین فرآورده های شیر و دارای تمامی عناصر غذایی و موجود در شیر است. در بعضی از مناطق گرمسیر که عده ی زیادی از مردم در فقر پروتئینی به سر می برند و امکانات لازم برای سالم سازی و توزیع شیر وجود ندارد، می توان از ماست به جای شیر استفاده کرد.

 

ماست ترکیبی شگفت انگیز

محققان زیادی ادعا کرده اند که رابطه ی مستقیمی بین مصرف ماست و افزایش طول عمر وجود دارد؛ برای مثال، طول عمل قبایل ساکن در بلغارستان را به مصرف زیاد ماست مرتبط دانسته اند. پروفسور مچینکوف معتقد است که در آینده نقش درمانی باکتری های لاکتیک (باکتری های موجود در ماست) کشف خواهد شد و ارزش این امر کمتر از اکتشاف پنی سیلین در درمان عفونت نیست. در زیر، به چند نکته ی مهم دیگر خصوص ویژگی های اختصاصی ماست اشاره می شود.

1- هضم ماست آسان تر از شیر است.

2- ماست با تقویت باکتری های مفید ساکن روده باعث افزایش سلامت دستگاه گوارش می شود.

3- ماست با ایجاد شرایط مناسب بیولوژیکی باعث جذب بهتر برخی مواد غذایی
می شود. (کلسیم و ویتامین های گروه
B).

4- اسید موجود در ماست به برگشت حالت عادی روده ها پس از عفونت ها کمک
می کند.

5- بررسی نشان داده که ماست در کمک به درمان اسهال کودکان مفید بوده است.

6- متخصصان هنگام مصرف آنتی بیوتیک، مصرف ماست را توصیه می کنند.

7- ماست باعث کاهش عفونت های ناشی از قارچ در دستگاه تناسلی زنان می شود.

8- ماست منبع غنی از کلسیم و منبع بسیار خوبی برای جذب پروتئین است. عملیات تخمیر باکتری های ماست باعث سهولت جذب پروتئین ماست می شود؛ به همین علت، پروتئین های ماست را پروتئین پیش هضم شده می نامند.

9- ماست و کاهش کلسترول؛ به علت تأثیر فعالیت باکتری های زنده و سهولت متابولیسم کلسترول کاهش می یابد؛ زیرا ماست می تواند اتصال هایی را با اسید های صفراوی ایجاد کند (اسیدهای صفراوی در ساخت کلسترول نقش دارند)

10- ماست و رشد کودکان: در کودکانی که دچار سوء جذب هستند ماست به جذب دو ترکیب مهم غذایی و پروتئین ها و مواد معدنی کمک می کند. اسید لاکتیک موجود در ماست باعث سهولت جذب و هضم این ترکیبات مغذی می شود.

شیر

ارزش غذایی شیر

 شیر یکی از کامل ترین و پرارزش ترین مواد غذایی است؛ به عبارت دیگر، شیر دارای کلیه ی مواد مغذی لازم برای رشد و نمو بافت های بدن است؛ بنابراین
می تواند همه نیازهای غذایی او را تأمین کند. ارزش غذایی شیر مبتنی بر سه اصل علمی زیر است:

الف شیر منبع خوب و استثنایی پروتئین است که ارزش بیولوژیکی آن بالاست و باعث رشد نوزاد می شود.

ب- شیر منبع بسیار مهم کلسیم و فسفر است و به همین علت مصرف آن برای تمامی افراد در سنین مختلف به ویژه سن رشد و سالخوردگی برای جلوگیری از بروز بیماری پوکی استخوان ضروری است.

پ- شیر محتوی مجموعه ای از ویتامین ها به ویژه ویتامین های D و A و املاح به ویژه کلسیم است.

 

ترکیبات شیر

مواد تشکیل دهنده ی شیر عادی گاو سالم به شرح زیر است:

1- آب: قسمت اعظم (حدود 87 درصد) شیر را آب تشکیل می دهد.

2- ماده ی خشک و ماده ی خشک بدون چربی: ماده ی خشک به مجموعه موادی گفته می شود که پس از خروج آب در شیر باقی می ماند. ماده ی خشک بدون چربی عبارت است از مقدار کلّ ماده ی خشک شیر منهای مقدار چربی آن. مقدار این ماده در شیر، از 85 تا 94 گرم در لیتر تغییر می کند.

3- چربی شیر: چربی شیر به حالت امولسیون و به صورت گویچه یا ذرات بسیار ریز در شیر دیده می شود و مقدار آن، از یک طرف، با مقدار شیر در نژادهای مختلف یک دام رابطه ی معکوس دارد و از طرف دیگر، به دوره ی شیردهی، سن دام، تغذیه ، فصل و محیط شیردوشی بستگی دارد.

4- مواد ازته (مواد پروتئینی): مواد ازته شیر بدون شک پیچیده ترین و مهم ترین قسمت از ترکیبات شیر را تشکیل می دهد. به طور کلی، 95-92 درصد از مواد ازته ی شیر را پروتئین ها و 5 تا 8 درصد کل مواد ازته شیر را مواد ازته ی غیر پروتئینی تشکیل می دهد که مهم ترین آن ها، اوره است. همچنین مهم ترین مواد پروتئینی شیر عبارت اند از کازئین، لاکتالبومین و لاکتوگلوبولین که از آن میان کازئین شیر (پروتئین اختصاصی شیر) دارای اهمیت خاصی است.

5- لاکتوز: لاکتوز قند اختصاصی شیر است که از گلوکز ساخته می شود و مقدار آن در شیر گاو از 47 تا 52 گرم در لیتر تغییر می کند.

6- املاح موجود در شیر: از املاح موجود در شیر می توان کلسیم، فسفر، کلر، سدیم و منیزیم را نام برد. به علاوه، در شیر مقدار ناچیزی آلومینیم، برم، مس، آهن، فلوئور، روی، ید، منگنز، مولیبدن، سیلیسیوم، و استرانسیوم وجود دارد که در بین مواد معدنی، کلسیم دارای اهمیت ویژه ای است. همچنین، مقدار خاکستر شیر گاو بین 72/0 تا 75/0 درصد است.

7- ویتامین ها: ویتامین های شیر به دو دسته تقسیم می شوند: الف: ویتامین های محلول در چربی مانند ویتامین های D,E,K و A.

ب- ویتامین های محلول در آب مانند ویتامین های گروه (B1,B6,B2, B1)B و ویتامین C.

8- گازهای محلول در شیر: در شیر گازهای مختلفی مانند دی اکسید کربن، گاز ازت و گاز اکسیژن وجود دارد.

9- آنزیم های شیر: آنزیم ها، پروتئین هایی هستند که نظیر کاتالیزورهای معدنی عمل می کنند؛ یعنی، در واکنش های شیمیایی دخالت می کنند بدون آن که تغییری در ترکیب آن ها به وجود آید و باعث تسریع در واکنش های  شیمیایی می شوند. آنزیم های موجود در شیر عبارت اند از: لیپاز، فسفاتاز، پروتئازها و کاتالاز.

 

فواید شیر

1- با مصرف روزانه ی نیم لیتر شیر، افراد بالغ می توانند 10 تا 14 درصد انرژی،  50-40 درصد پروتئین ، 100 درصد کلسیم، 90 تا 100 درصد فسفر، 35 درصد پتاسیم، 1 تا 5 درصد آهن، 20 تا40 درصد منیزیم، 10 درصد ویتامین A، 15 درصد ویتامین B1، 50 درصد ویتامین B2 و B12، 16 درصد ویتامین C و 40 درصد ویتامین D مورد نیاز بدن را تأمین کند.

2- نوشیدن یک لیوان شیر گرم قبل از خواب به شما کمک می کند که هم به سرعت به خواب بروید و هم خواب آرام تری داشته باشید.

3- کسانی که دچار اضطراب و تشویش هستند، نباید با معده خالی به رختخواب بروند و شاید به همین علت باشد که نوشیدن یک لیوان شیر گرم قبل از خوابیدن تجویز شده است.

4- مصرف شیر و کره از بروز آسم در کودکان پیشگیری می کند.

شتر مرغ و پرورش شترمرغ :

 

 

 

 

 

 

 

 

مي‌توان گفت كه پرورش شترمرغ يكي از صنعت‌هاي نوين است كه در قرن حاضر توجه سرمايه‌گذاران و پرورش‌دهندگان بسياري را به سوي خود جلب كرده است. پرورش‌دهندگان شترمرغ در ابتداي پرورش و سرمايه‌گذاري در اين صنعت متوجه سودآوربودن آن و افزايش سرمايه اوليه خود شدند كه اين افزايش در برخي مواقع حتي تا چند برابر سرمايه اوليه نيز مي‌رسيد و اكنون با توجه به جاافتادن اين صنعت در كل جهان، آينده بسيار خوبي را براي آن مي‌توان متصور بود. ورود شترمرغ به ايران در حدود هفت سال پيش انجام گرفته و در اين مدت نتايج بدست آمده از تحقيقات بر روي نحوه زيست اين پرنده در كشور همگي مؤيد اين هستند كه پرورش شترمرغ به عنوان يك صنعت بسيار سودآور و با آينده درخشان مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد.

شترمرغ‌ها از بزرگ‌ترين پرندگان موجود در جهان هستند كه از لحاظ تاريخي بومي آفريقا بوده واز زمانهاي دور استفاده ازمحصولات آن در ميان اقوام گوناگون اين قاره رواج داشته است. اين پرنده قادر به پرواز نيست اما باداشتن پاهاي بسيار قوي خود توانايي بالايي براي تند دويدن دارد البته بال‌هاي آنها نيز به طرز شگفت‌آوري قوي هستند و در نمايش‌هاي تهاجمي و مانورهاي جنسي و توليد مثلي مورد استفاده پرنده قرار مي گيرد. طول بدن يك شترمرغ نر در حالت بلوغ به ft ٩-٦ مي‌رسد. در حالي كه پرنده ماده طيفي حدود ft ٥/٦-٥/٥ خواهد داشت. جوجه‌هاي شترمرغ در هر ماه حدود INCH ١٠رشد مي‌كنند و در پايان سال اول وزني حدود ١١٥-١١٠ كيلو پيدا خواهند كرد(١٢ ماهگي) كه در اين هنگام جهت كشتار به مراكز ويژه اعزام مي‌گردند.

شترمرغ‌هاي اهلي شده در سن ٣-٢ سالگي به بلوغ مي‌رسند. در اين ميان جنس ماده حدود ٦ ماه زودتر از جنس نر به بلوغ خواهد رسيد. پس از بلوغ كامل با توجه به تفاوت‌هاي ظاهري به راحتي مي‌توان پرندگان نر وماده را از يكديگر تميز داد. در اين هنگام نرها با پرهاي سياه درخشان و نيز پرهاي بزرگ به رنگ سفيد در انتهاي دو بال و دم از جنس ماده كه داراي پرهايي خاكستري رنگ است مجزا مي‌گردند. همچنين در فصل توليد مثل پوست ساق پا و نوك پرنده نر به رنگ صورتي مايل به قرمز در مي‌آيد كه اين تغيير رنگ نشان‌دهنده آمادگي پرنده نر جهت انجام عمل جفت‌گيري مي‌باشد، جالب است.

شترمرغ‌ها به طور كلي پرندگاني اجتماعي محسوب مي‌شوند كه در حيات‌وحش به صورت گروهي زندگي مي‌كنند و تنها در فصل جفت‌گيري هر گروه توليدمثلي در قلمرو خود جدا از ديگران زندگي و توليد مثل مي‌نمايد. به طور كلي شترمرغ‌ها پرندگاني ترسو هستند كه با كوچكترين صداي ناگهاني با سرعتي بسيار زياد شروع به دويدن مي‌كنند كه در اين هنگام سرعت آنها حتي به حدود ٦٠ كيلو متر در ساعت نيز خواهد رسيد كه مي‌توانند اين سرعت را براي مدت ٣٠-١٥ دقيقه حفظ كند. شترمرغ‌ها پرندگاني مبارزه‌طلب هستند و به همين دليل تقريباً مي‌توان گفت كه هيچ حيواني ياراي مقابله با آنها را ندارد. لگد شترمرغ‌ها يكي ازخطرناك‌ترين و كشنده‌ترين لگدها بوده كه از قسمت جلوي بدن و از بالابه پايين بر سر حريف نگون‌بخت فرود مي‌آيد و در مواقعي، منجر به مرگ جانور مورد تهاجم خواهد گشت. همچنين جالب است بدانيد شترمرغها بطور نرمال عمري معادل ٦٠-٣٠ سال دارند.

يكي ديگر از خصوصيات اين پرنده حس كنجكاوي شديد آنها مي‌باشد كه در بسياري از موارد و در صورت عدم رعايت مسايل ايمني در مزارع مي تواند خسارات غير قابل جبراني در نتيجه بلع اشياي نظير ميخ، پيچ، تكه‌هاي چوب، آهن وابزارآلات بجامانده از كارگران و…… بوجود آورد كه اين مسأله گاه منجر به ضايعات دروني و حتي مرگ پرنده مي‌گردد.

 

 

 

روشهاي پرورش:
شترمرغ در مزرعه به طور كلي به سه روش نگهداري مي شود كه عبارتند از:

·          

o        بسته

·          

o        نيمه باز

·          

o        باز

مقيد كردن و انتقال:
براي گرفتن شترمرغ به دو كارگر نياز است كه هريك كنار يكي از پاهاي شترمرغ ايستاده و آنرا از زير شكم و روي دم نگهدارند. از يك عصاي سركج مخصوص گرفتن گردن براي پايين آوردن سراستفاده مي شود. هنگامي كه منقار به سطح زانو رسيد منقار پايين را با قرار دادن انگشت شست در آن به سمت پايين نگه مي دارند. اين كار مانع برخورد از روبرو با پاهاي شترمرغ مي شود. شترمرغ در اين وضعيت براي درمانهايي مانند برچسب زدن، دارو دادن ، تزريق، خونگيري و معاينه نگه داشته مي شود.  

جعبه هاي مقيد كردن در بعضي از مزارع به كار مي روند اما رضايت بخش نيستند زيرا ممكن است به پوست و پرها صدمه بزنند. هنگام سوار كردن آنها به كاميون، ممكن است هل دادن آنها از پشت روي سطح شيبدار الزامي شود. شترمرغ هاي بالغ به كاميونهايي نياز دارند كه ارتفاع ديواره جانبي آنها 2/2 متر بوده و با سايباني از جنس پارچه كنفي يا كرباس براي جلوگيري از آويزان شدن سرو گردن پوشانده شده باشد. كف كاميون معمولاً با ماسه، خاك يا علف و ديواره هاي جانبي با كيسه هاي پرشده از علف براي كم كردن صدمه به پرها و پوست پوشانده مي شوند. پارتيشن هايي نيز داخل كاميون قرار داده مي شوند كه شتر مرغ ها را به گروههاي 6 تايي تقسيم مي كند و اين كار مانع از دراز كردن پاهاي شترمرغ و لگد شدن آنها مي گردد.

روشهاي پرورش:

در روش باز بايد يكي از دو روش جوجه كشي طبيعي يا مصنوعي نيز انتخاب گردد.

در روش بسته همراه جوجه كشي مصنوعي بكار گرفته مي شود.

روش  باز:
نياز به زميني بزرگ به وسعت 40 هكتار است. غير از هزينه خريد پرندگان كه درتمام روشها معمول است، زمين مهم ترين نياز عمده اين روش است. شترمرغها تا حد امكان نزديك زيستگاه طبيعي شان با حداقل دخالت انسان نگهداري شده و پرورش مي يابند. مزيت اصلي روش باز، كاهش قابل توجه هزينه نگهداري شترمرغ هاي بالغ به مقدار زياد است. همچنين در صورتي كه شترمرغ ها خود تخمهايشان را جوجه كشي كنند، هزينه اي براي اين كار صرف نشده ودر نتيجه هزينه هاي توليد بسيار پايين خواهند بود. از معايب اين روش عدم كنترل و شناسايي شترمرغ ها و تخمهاي توليدي است.ميزان مرگ و مير و تلفات به ويژه در ميان جوجه ها به دليل شكار آنها توسط حيوانات شكارچي بالاست.ضمناً گرفتن شترمرغ ها بسيار مشكل و پرهزينه است.  

     روش نيمه باز:
محدوده مورد نياز براي اين روش از 20 تا 60 هكتار متغير است.شترمرغ‌هاچراگاههاي

         نسبتاً كوچك يا اراضي تقريباً 8 تا 12 هكتاري نگهداري مي‌شوند. آنها توانايي گردش آزاد در محدوده اي معين را داشته و لذا بخشي از احتياجات تغذيه‌اي آنها از اين طريق تامين شود. محل هاي خوراك دادن بايد نزديك حصاركشي دور چراگاه ايجاد شوند تا قابليت دسترسي به غذا افزايش و اضطراب ناشي از ورود مكرر افراد به داخل چراگاه كاهش يابد

 

         روش بسته:
محوطه مورد نياز براي اين روش به طور معمول كمتر از 20 هكتار است كه به چراگاههاي كوچكي هريك به وسعت 2-1 هكتار تقسيم شده است. اين روش به علت نياز كم به زمين مطلوب است. با اين حال دو اشكال اصلي اين روش عبارتند از:

 1ـ هزينه هاي بالاتر خوراك
2ـ هزينه حصاركشي زياد

رفتارشناسي:
در محيط طبيعي شترمرغ در خارج از فصل توليد مثل گونه‌اي اجتماعي است و گروههايي از جنس و سنين مختلف را بويژه پيرامون چالابها تشكيل مي‌ دهد. در اين محيط ها شترمرغ با انواع گوناگون حيوانات روبروست و معمولأ از برخورد نزديك با ساير حيوانات پرهيز مي كند و كمتر رفتار خشن نسبت به آنها ابراز داشته و در 75 درصد از موارد با چشم پوشي يا تحمل، با ساير حيوانات برخورد مي كند.

در محيط محصور شترمرغ هاي نر در طول حصار حركت كرده و حتي هنگامي كه جيره هاي مكمل در اختيارشان گذاشته مي شود، باز هم در علفزار به دنبال علوفه مي گردند كه علت ظاهراً ترجيح علوفه است.

طي يك بررسي رفتارهاي بارز در محيط اسارت ، عبارتند از: ايستادن، با تأني راه رفتن، راه رفتن معمولي، نشستن، خوراك خوردن ( از جيره متراكم ) و جستجوي علوفه.

شتر مرغ در هواي باراني ماندن زير باران را به رفتن زير سرپناه ترجيح مي دهد.

طبق بررسي هاي به عمل آمده، هنگام خوراك خوردن مدت زماني كه نرها براي نگاه كردن به اطراف صرف مي كنند، خيلي بيشتر از ماده ها است. در مقايسه با ماده ها نرها با سرعت بيشتري در مدت پس از توزيع خوراك سر را بلند مي كنند.

علت مصرف سنگريزه، كاه، علفهاي بلند و ريشه‌ها اغلب خوراك خوردن غلط ناشي از استرس تصور مي شود كه منجر به انسداد پيش معده شترمرغ در تمام سنين مي گردد.

ساير شاخص هاي رفتاري استرس يا كسالت در شترمرغ ها شامل نوك زدن به هوا، دانخوريها، آبخوريها، پرها و حصارها مي باشد.

طبق تحقيقات انجام شده رفتار تميز كردن پرو بال در طول صبح بيشتر از بعد از ظهر بوده برعكس حمام خاك در صبح خيلي كم انجام مي شود اما در طول بعد از ظهر بتدريج بيشتر شده و هنگام غروب به حداكثر مي رسد.

رفتار رقص والتس كه توسط شترمرغ ها ي در اسارت نيز اجرا مي شود بيشتر هنگام خلاصي شترمرغ ها از ترس يا مدت كوتاهي پس از خروج آنها از محل نگهداري شبانه صورت مي گيرد.

هنگام خواب، شترمرغ هاي بالغ مايلند سرشان را بالا نگهدارند در حاليكه جوجه هاي جوان دوست دارند در وضعيت دمر بخوابند.

جوجه هاي پرورش يافته توسط شترمرغ هاي دايه، رفتارهاي غيرعادي مثل خوردن چوب از خود نشان نمي دهند. از جمله رفتارهاي ناشي از خوراك دادن غلط جوجه ها و واكنش در برابر عوامل محيطي خاص كه عمدتاً شرايط زير حد مطلوب پرورش است، مي توان به نوك زدن به پنجه و سر و نيز پركندن با منقار اشاره كرد. 

طبق بررسي انجام شده جوجه ها به محرك سبز 10 برابر بيش از محرك سفيد نوك مي زنند. مدفوع خواري هم در حالت وحش و هم در اسارت در جوجه ها مشاهده شده است

شترمرغ در تایوان:

به نظر بسیاری از مردم تایوان شترمرغها چیزی بیش از پرنده ای بزرگ و خنده دار که در باغ وحش تایپه دیده می شوند نیستند. آنها بیش از گوشت و پرهای شترمرغ، به جثه بزرگ وگردن درازش علاقه دارند. اما به هر حال یک تجارت تدریجی شتر مرغ در تایوان در حال شکل گیری است زیرا پرورش دهندگان آنرا  جایگزینی سالم برای گوشت قرمز می دانند که ضمنا منبع تولیدبسیاری از محصولات فرعی مفید نیز می باشد.اگر چه پرورش دهندگان تجاری شترمرغ سالهای زیادی مشغول به کار بوده اند اما این تجارت تنها طی چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بنابر گفته آقای چنگ رییس انجمن محلی شترمرغ از وقتی که دولت اجازه واردات شترمرغ را در اواخر سال 1997 صادر کرد، دامداران  تقریبا 1200شترمرغ زنده به تایوان وارد نمودند. او می گوید‍‍” بعد از سالها پرورش شترمرغ، اکنون 10000 شترمرغ در بیش از 230 مزرعه در این جزیره وجود دارد که امیدواریم این تعداد را تا ماه ژوئن به دو برابر افزایش دهیم “ او اضافه کرد ”مصرف ماهیانه محصولات شترمرغ در حال حاضر 

10000کیلوگرم یا برابر گوشت حاصل از286 شترمرغ تخمین زده می شود. سال گذشته ارزش کلی محصولات شترمرغ شامل پرنده زنده و پوست تا سقف 3/3 میلیون دلار آمریکا بالا رفت. “

تا به حال رستوران ها و هتل ها مشتاق ترین خریداران گوشت شترمرغ بوده اند. ازآنجایی که این صنعت هنوز کوچک ومقدار تولید گوشت شترمرغ کم است مصرف کنندگان به ندرت آنرا در بازار پیدا می کنند. در حال حاضر که رشد این تجارت بیشتر شده است دامداران امیدوارند بتوانند سود بیشتری از گوشت شترمرغ بدست آورند.

با این که طعم و ساختار گوشت شترمرغ به گوشت گوساله شبیه است  اما دو سوم چربی کمتری نسبت به آن دارد و به دلیل سطح کلسترول پایین و پروتئین و آهن بالا، گوشت این پرنده به عنوان یک جانشین رضایت بخش گوشت قرمز خریداران زیادی را به خود جلب کرده است.

 علاوه بر گوشت‏‏، شترمرغ پر، پوست، چربی و پوسته تخم نیز تولید می کند که هر یک مصارف مخصوص به خود را دارند.

آقای کیو-هو-یین دبیر این انجمن می گوید:” پر شتر مرغ تنها پرعاری از الکتریسیته ساکن است لذا در کارخانه های دارای سیستم های الکترونیکی و کامپیوتری که الکتریسیته ساکن مشکل اصلی آنهاست(همانند مشکل کارخانه های نساجی) بسیار مفید است. این محصول همچنین در جلیقه و کیسه خواب ها نیز جایگزین شده است“.

آقای کیو خاطر نشان کرد  که چرم شتر مرغ 5 برابر محکم تر از چرم گاو است و در عین حال قابلیت ارتجاعی بیشتری دارد اما  واقعیت آن است که مدتها  در صنعت چرم سازی دنیا به عنوان کالایی گران قیمت مطرح بوده است.چربی این پرنده نیز تدریجا در میان روغنهای خوراکی و محصولات آرایشی راه باز کرده است.

 

 

از سوی دیگرعده ای از هنرمندان نیز به نقاشی روی پوسته بزرگ تخم شترمرغ علاقمندند.

شاید مهمترین امتیاز پرورش شترمرغ داشتن کمترین تاثیر منفی بر محیط زیست باشد.

 آقای کیو می گوید   ” آلودگی اندک یکی از دلایل ما برای تشویق پرورش شترمرغ است.

 شترمرغ آب کمی مصرف نموده و مدفوع کمی تولید می کند و بر خلاف مرغ این مدفوع به ندرت تبدیل به منبع آلودگی می شود. همچنین شترمرغها مانند ماکیان اهلی نشده اند که بدین معناست که آنها سازگاری بیشتری با محیط زیست طبیعی خود داشته و در برابر بیماریها نیز مقاوم ترند“.

پرورش تجاری شترمرغ، اولین بار در اواسط قرن نوزدهم در آفریقای جنوبی شروع شد و این کشور صنعت شترمرغ را سالها در انحصار خود داشت. سایر کشورها با شروع واردات شترمرغ زنده و توسعه این صنعت از حدود یک دهه گذشته، بازار آن را گشودند.

 ارزش اقتصادی بسیارزیاد شترمرغ کریس-چن را بر آن داشت که به این تجارت بپردازد. در سال 1997 او شرکت  galant ostrich ranch Co. Ltd. را تاسیس و شروع به واردات شترمرغ نمود.

galant  همچنین برای معرفی گوشت شترمرغ به مصرف کننده ها و توسعه محصولات جدید مانند سوسیس، ژلاتین و گوشت با توزیع کننده ها و رستورانها  همکاری می کند.

اگر چه چرم شترمرغ تایوانی هنوز نسبتا کمیاب است اما در ژاپن مشتریانی هر چند کم اما قابل اعتماد بدست آورده است.

علی رغم اینکه تولید کنندگان محلی چرم کاملا قادر به پردازش پوست شترمرغ هستند اما پیشرفت این جنبه از این تجارت  نیازمند صرف وقت زیادی می باشد.

آقای کیو می گوید”  تایوان یک بازار بسیار کوچک برای تجارت شترمرغ است به همین دلیل

 ما این پرندگان را بیشتر به دلیل گوشتشان پرورش می دهیم“. او همچنین خاطر نشان می کند که در آفریقای جنوبی برای بیشتر پرورش دهندگان، پوست شترمرغ منبع اصلی سوددهی محسوب می شود. بعضی مردم شترمرغ را نه برای گوشت که فقط برای چرم پرورش می دهند که این موضوع در آینده جزو اهداف شرکتهای محلی قرار خواهد گرفت. در حال حاضر بزرگترین شرکت تجاری شترمرغ در جزیره ، galant  است که بر روی بازار گوشت شترمرغ متمرکز خواهد شد.

آقای چن توضیح داد که نیاز به واردات شترمرغ، پرورش این پرنده را نسبت به کشورهایی چون استرالیا و ایالات متحده امریکا گران تر نموده است او می گوید ” ما اندام های داخلی شترمرغ را به عنوان محصول تازه و یا محصول فر آوری شده می فروشیم که کمی سوددهی را بیشتر می کند و می تواند نسبتا هزینه بالای پرورش شترمرغ را تعدیل کند“.

تایوان سالانه نزدیک به 65000 تن گوشت گاو وارد می کند که برابر با 93 درصد کل گوشت موجود در بازارآن است. دامداران امیدوارند که گوشت شترمرغ بتواند 10 درصد از این مقدار را در اختیار بگیرد که برابر با 200000 شترمرغ در سال خواهد بود.  چن می گوید که این موضوع می تواند به وسیله معاش دامداران  تبدیل  شده و از سوی دیگر موجب استفاده بهینه از زمین های غیر زراعی  گردد.

شرکت ایالتی taiwan sugar نیز  به توانمندی های بازار این پرنده توجه دارد. این شرکت در گذشته صرفا دارای مزارع پرورش خوک بود اما در سال 1998 به پرورش شترمرغ رو آورد. بخش بیوتکنولوژی taisugar خط تولید نوعی کرم صورت را ایجاد نموده که از چربی شترمرغ تولید می شود  و این محصول تا آخر سال به بازار خواهد آمد.

گرچه اخبار گسترده ای که در مورد محصولات شترمرغ منتشر می شود می تواند آگاهی های مردم را در زمینه تجارت شترمرغ افزایش دهد ولی با این وجود روشهای تولید و توسعه بازار دغدغه اصلی این تجارت محسوب می شود.

میزان زنده مانی جوجه شترمرغ ها تا3 ماهگی در حال حاضر 50 در صد است که مزرعه داران انتظار افزایش آنرا تا 75 درصد داشته واز سوی دیگر بدنبال کاهش سن بلوغ شترمرغ نیز می باشند.

آقای چن می گوید” برای باز کردن این بازار به ابتکار زیادی نیاز است ازجمله لازم است تا دولت محیطی سودمند جهت توسعه برایمان فراهم کند. تمام سهامداران بر این باورند که وزارت کشاورزی باید هر چه زودتر شترمرغ را در لیست ماکیان اهلی قرار دهد. در حال حاضر مرغ، اردک، غاز و بوقلمون در این لیست قرار دارند که در این صورت اضافه شدن شترمرغ به آن، دولت می تواند علاوه برنظارت کمکهای مناسبی نیز به مزارع شترمرغ ارائه کند که باعث  توسعه بهتراین صنعت خواهد شد. “

 

 

پنیر و کشک

 

ارز ش غذایی پنیر

پنیر از جمله فراورده های شیر و دارای ارزش غذایی بسیار بالایی است. ارزش غذایی پنیر در درجه ی اول مربوط به موادّ پروتئینی آن است. ارزش موادّ پروتئینی پنیر کم و بیش برابر ارزش پروتئین های شیر و مقدار آن به مراتب بیشتر است. همچنین، پنیر یکی از مهم ترین منابع غذایی کلسیم است.

 

ارزش غذایی کشک

کشک به جز چربی و مقداری از ویتامین های محلول در چربی، حاوی تمامی مواد موجود در شیر به طور متراکم است؛ لذا ارزش غذایی فراوانی دارد و به علاوه برای مدت زیادی قابل نگهداری است. از کشک برای تغذیه ی انسان و مکمل غذایی طیور به عنوان ماده ی پروتئینی استفاده می شود.

غذای دام

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام

 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره

    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى

    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف

    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام

 نان خشك

    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

    چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج

    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس

    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه

    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه

 لاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه

 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام

    1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود 

 

 

 

 

علوفه كلزا در تغديه دام

  

چكيده

با افزايش روز افزون جمعيت ،توسعه دامداري ها وبهبود وضعيت تغذيه مردم نياز به منابع جديد غذايي خصوصاً چربي ها و پروتئين هاي گياهي بيشتر احساس ميشود در همين راستا جهت تغذيه علوفه دام ، تحقيقات گسترده اي در زمينه زراعت كلزا شروع شده ،و كشورهاي چين، فرانسه، انگلستان، هندو كانادا پيشگامان كشت و توسعه كلزا مي باشند . ارقام اوليه كلزا به علت داشتن "اسيد اوراسيك" در روغن و گلوكزينوليتهاي سمي در كنجاله كمتر مورد استفاده قرار مي گرفت . اما هم اكنون ارقام يك صفردو صفر كه در ارقام سه صفر اسيد اوراسيك كمتر از دو درصد و گلو كزينوليتهاي سمي كنجاله به 18 تا 30 ميكرو مول در هر گرم كنجاله رسيده است ، براي تهيه علوفه دام مناسب مي باشند . استان گلستان با سطح زير كشت حدود 35 هزار هكتار ، يكي از قطبهاي توليد محصول كلزا در كل دانه هاي روغني كشور مي باشد و با كاهش سطح زيركشت پنبه ، اميد است با توليد علوفه كلزا به صورت علوفه كنجاله سبز يا سيلويي تا حدودی مشكلات دامداران برطرف شود . علاوه براين در مصرف علوفه كلزا بايد احتياط هایي صورت گيرد كه از آن جمله زمان مناسب برداشت علوفه مي باشد كه بايد در اوايل غلاف بندي گياه قطع و به مصرف دام برسد .زيرا بعد از تشكيل غلاف (محل اصلي سنتز گلو كزينوليتها ) درصد مواد سمي علوفه بالا ميرود . همچنين بعد از خشك شدن علوفه ، ودر موقع جمع آوري ساقه هاي خشك ، بايد از خشك بودن علوفه اطمينان حاصل نمود ، زيرا چنانچه علوفه مرطوب برداشت شود ، قارچ ها در علوفه رشد كرده و باعث كپك زدگي مي شود . علوفه كلزا در رژيم غذايي دامها منبع پروتئيني خوبي است كه دامداران براي جلوگيري از تاثيرات سو ء"گلوكزينوليت ها " مجازند كه تنها 50تا 60 در جيره غذايي دامها از آن استفاده كنند . زيرا بيشتر از آن براي دامها مشكلاتي ايجاد مينمايند . به طور كلي بايد پذيرفت كه تغذيه انحصاري نشخواركنندگان از علوفه سبز و تازه كلزا به خاطر بالا بودن مقدار پروتئين خام و كم بودن فيبر صحيح نيست .

مقدمه:

بسياري از گونه هاي جنس براسيكا و ساير جنسهاي خانواده ي كروسيفر داراي ارقام علوفه اي هستند كه به صورت علوفه كم و تازه سيلو شده مصرف مي گردد . همچنين گاه ارقام اصلاح شده اين گونه از جمله كلزا در تعليف دامها استفاده ميشود . از مزاياي اين ارقام زمان توليد علوفه در تيپ هاي پاييزه آنهاست كه مصادف با كمبود شديد علوفه مخصوصاً در شرايط آب و هواي ايرا ن مي باشد . گذشته از ارزش و اهميت غذايي ، بالا بودن مقدار روغن و پروتئين در دانه كلزا اين امكان را فراهم مي سازد تا با كشت اين گياه مقدار قابل توجهي روغن و پروتئين هاي گياهي از هر هكتار زمين استحصال نمود . برداشت 3 تن دانه از يك هكتار زمين معادل توليد 1200 كيلوگرم روغن نباتي 1650 كيلوگرم كنجاله در هر هكتار مي باشد . در حالي كه برداشت اين مقدار روغن و پروتئين از ساير دانه هاي روغني مقدور نخواهد بود .كنجاله كلزا در ارقام جديد از نظر كيفي نزديك به كنجاله سويا و حدود 40 درصد پروتئين دارد از اين رو يكي از منابع بسيار غني پروتئين گياهي در تغذيه دام و طيور مي باشد .همچنين كنجاله كلزا حاوي 13در صد فيبر مي باشد . وجود مقدار نسبتاً زياد فيبر در كنجاله يك عامل محدودكننده در استفاده از آن به عنوان خوراك دام محسوب ميشود چرا كه توان توليد انرژي را در جيره غذايي كاهش ميدهد . جدود58_50 درصد وزن خشك دانه كلزا را كنجاله تشكيل مي دهد . پروتئين موجود در كنجاله حاوي تركيب مناسب از اسيدهاي آمينه است و قابل مقايسه ورقابت با كنجاله ساير دانه هاي روغني مي باشد . يكي از مشكلات جديد دامداران استان در تامين علوفه ، كاهش سطح زير كشت پنبه است كه باعث كم شدن كنجاله پنبه در استان شده و در نتيجه با ورود تفاله چغندر قند و ملاس در جيره غذايي دامها ي استان در صد چربي شير كاهش يافته و دامداران منطقه از نظر فروش شير به كارخانه هاي شير پاستوريزه به خاطر افت درصد چربي شير متضرر مي شوند . اميد است با توليد كنجاله كلزا ، تا حدودي مشكلات دامداران استان برطرف شود .

علوفه كلزا:

كلزا و خردل قهوه اي يا زرد آسيايي مي توانند در برنامه تغذيه دام ها وارد شوند اما در زمينه مصرف آنها بايد احتياط هايي صورت گيرد اين گياهان مي توانند غذاي خوش طعمي براي دامها مخصوصاً گاوها باشند و بهتر است چند روز به مقدار كم به دام خورانده شود تا با طعم و مزه ي آن سازگار شوند . ميانگين پروتئين خام بر پايه ماده خشك آن 10 تا 12 درصد است كه تا 16 درصد مي تواند افزايش يابد . ميانگين كل مواد معدني قابل هضم ، 50 تا 55 درصد يا بالاتر است .جهت تعيين ارزشهاي واقعي مواد معدني در علوفه ،تجزيه علوفه توصيه ميشود .

براي بدست آوردن حداكثر ماده خشك و همچنين حفظ پروتئين خوب با سطح انرژي بالاتر ، بهتر است گياهان در مرحله ابتداي غلاف بندي درست قبل از آنكه گلها ريزش كنند ، از محل ريزش برگها بريده شوند . اكثر توليد كنندگان علوفه كلزا اظهار مي دارند كه عدل بندي اين گياهان در رطوبت مناسب مشكل است و پيشنهاد مي كنند كه عدل هايي ساخته شود كه مشكلات ضا يعات علوفه را كاهش دهد و همچنين خرد كردن علوفه خشك، تضمين مناسبي براي خشك شدن يكنواخت است . كلزاوخردل همچنين ميتوانند به عنوان علوفه قصيلي (سيلويي)مطرح شوند . در اين گياهان ميزان رطوبت در زمان برداشت بالا است (80-75درصد ) پلاسيده شدن علوفه سبز در زير65 در صد رطوبت مشكل است و اگر رطوبت در هنگام سيلو كردن بالاي 70 درصد باشد ، مشكلاتي در علوفه سيلوشده بوجود مي آيد . خرد كردن فرآيند (خشك شدن )علوفه را تسريع خواهد نمود . بعضي از توليد كنندگان علوفه سيلويي نتايج خوبي بدست آوردند زماني که سيلو علوفه كلزا یا خردل با لايه هاي متناوب از كلزا و غلات كه بصورت قصيلي (تر) برداشت شدند ،پر شده بود . و در هنگام تغذيه دام ها لايه ها يا يكديگر اختلاط يافتند . همچنين تجمع باكتري هاي تلقيح كننده در علوفه سيلو شده ممكن است براي گياهاني كه كربوهيدرات محلول كمي دارند ،مفيد باشد .بعضي از توليد كنندگان علوفه معتقدند كه دامها فقط از يك نوع علوفه كلزا تغذيه شوند واگر علوفه خشك باشد بهتر است . در اينجا ذكر اين نكته ضروري است كه فقط 50 تا 60 درصد از كل تغذيه روزانه دامها از علوفه خشك كلزا يا خردل مجاز مي باشد و بيشتراز اين درصد توصيه نمي شود زيرا در اثر رژيم غذايي طولاني مدت دامها از اين منبع غذايي ، ممكن است شرايطي كه كم خوني همو ليتيك ناميده ميشود ،توسعه يابد . تغذيه نزديك به 50 درصد يا كمتر از علوفه كلزا يا خردل در رژيم غذايي روزانه دامها از كم خوني هموليتيك جلوگيري مي كند . تغذيه گاوها از علو فه هاي خانواده براسيكا در دوره هاي طولاني مدت ممكن است به مقدار ناچيز مانع از جذب مواد معدني مخصوصاً مس و سلنيوم شود بنابراين اطمينان از وجود مقادير توصيه شده مواد معدني مخصوصاً مس و سلنيوم در جيره غذايي گاوها،ضروري مي باشد . همچنين به مقادير ناچيز باعث معدني شدن نمك و مكمل هاي معدني مانند مس و سلنيوم ميشود .اين ماده (مس و سلنيوم) بايد به نسبت هاي لازم به محتويات علوفه خانواده براسيكا اضافه شود . اطلاعات نشان ميدهد كه كلزا مي تواند منبع غذايي خوبي براي دامها باشد . هوپ 2001 اظهار ميدارد كه بريدن و قطع به موقع ومناسب علوفه براي جلوگيري از كاهش كيفيت علوفه ضروري مي باشد . حداكثر توليد ماده خشك در علوفه خشك شده زماني بدست مي آيد كه كلزا در ابتداي مرحله غلاف بندي بريده شود .(زيرا بعد از تشكيل غلاف ،ميزان گلوكز ينوليتها در علوفه بالا مي رود چون غلافها محل اصلي سنتز گلوكز ينوليتها هستند ) جهت برداشت كلزا در مرحله ي ابتداي غلاف بندي آب و هوا بايد چند روز مساعد باشد زيرا خشك شدن علوفه كلزا وقت زيادي ميگيرد . در موقع جمع آوري ساقه هاي خشك شده ،باید از خشك بودن علوفه اطمينان حاصل نمائيد زيرا در اثر مرطوب بودن ،قارچ ها در علوفه رشد كرده وباعث كپك زدگي علوفه مي شوند و اگر خشك شدن علوفه مناسب نبود بايد در مزرعه چند روز ديگر باقي مانده تا در اثر هوادهي كاملاً خشك شود .متاسفانه برگهاي خشك شده كانول مستعد (خرد شدن )مي باشند. و به طور ايده آل اگر علوفه خشك شده بعد از شبنم عدل بندي شود از ريزش و خرد شدن برگ ها تا حدودي جلوگيري مي شود . همچنين هوپ 2001 اظهار مي دارد كه كلزا منبع پروتئيني خوبي در رژيم هاي تغذيه حيوانات مي باشد . در نمونه هاي (علوفه خشك كلزا ) كه از شمال (داكوتا) برداشت شده بود حاوي 16 درصد رطوبت و TDN آن 92/106 بر اساس ماده خشك بود .همچنين اگر علوفه كلزا سيلو شود از نظر ارزش غذايي رقيبي براي (علوفه خشك يونجه ) مي باشد . علوفه خشك شده همچنين براي دامها خيلي خوش طعم مي باشد اما براي اين كه دامها با مزه و بوي آن سازگار شوند در ابتدا بايد مصرف آن كم باشد وايده خوب اين است كه در طي اولين روزهايي كه دامها از علوفه خشك كلزا استفاده مي كنند ، علوفه خشك كلزا بايد 10 تا 15 درصد جيره غذايي روزانه دامها را تشكيل دهد .

ورن ركز(2001) از دانشگاه مركزي( ساسكا چوان كانادا) اظهار مي دارد كه كيفيت تغذيه كلزا وابسته به زمان بلوغ است . كلزا در زمان گل دهي در حدود 14 درصد پروتئين بر اساس بر ماده خشك دارد كه حجم انرژي آن با علوفه سبز غلات مشابه است .با آنكه پروتئين به عنوان مثال كلزا كاهش اما هنوز عمدتاً كيفيت غذايي در حد موثر مي باشد . همچنين ورن ركز (2001) پيشنهاد ميكند كه در اثر سرما و بالا بودن رطوبت هوا ، چون خشك كردن علوفه مقدور نمي باشد ، سيلوكردن علوفه به طور واضح داراي برتري مي باشد . علوفه سبز كلزا جهت سيلوكردن ، به علت اين كه "قند" محلول زيادي ندارد ،نياز به سطوح كربوهيدرات براي باكتريهاي تخمير كننده دارد. سيلوكلزا را مانند هر علوفه ديگر مي توان به صورت لايه لايه پر كرد واگر به صورت لايه هاي متناوب با علوفه سبز غلات در سيلو قرار گيرد ،باعث كمك به فرآيند تخمير سيلو ميشود . در بعضي از مزارع ،كلزا به همراه يولاف وحشي برداشت شده و بعد از خرد كردن به صورت توام سيلو ميشوند . فايده اين عمل داشتن سطح بالاتر از قندهاي محلول در گياه (يولاف وحشي )مي باشد . همچنين ممكن است از توليد كنندگان علوفه سيلويي از اسپري ماده تلقيحي خشك براي كمك به عمل تخمير سيلو استفاده كنند . كه در نهايت بايد محل سيلو كاملاً پوشيده شود تا هوا به داخل سيلو نفوذ نكند . همچنين بر اساس نظر ركز (2201) تنها 40 درصد جيره غذايي روزانه دامها بايد از علوفه كلزا تامين شود . در استان گلستان يكي از علفهاي هرز مزارع كلزا ،(يولاف وحشي ) مي باشد كه در صورت عدم مبارزه شيميايي مشكلاتي در زمان برداشت به وجود مي آيد . پس بهتر است اگر مزرعه كلزایي براي برداشت علوفه اي در نظر گرفته شد . با علف هاي هرز آن مخصوصاً يولاف وحشي مبارزه نشود .

بريان دويگ (2002) اظهار مي دارد كه زمان برداشت علوفه كلزا هنگامي است كه برگها كاملاً خشك باشد و براي تغذيه از علوفه كلزا عدل بندي شده بهتر است ابتدا توسط يك خرد كننده ، ساقه ها شكسته شود تا دامها تشويق شوند كه بطور خيلي كامل علوفه را مصرف كنند .به نظر دويگ (2002) در كلزا مقدار سولفور بالا مي باشد كه اين مقدار با مس وسلنيوم رابطه دارد . و بايد از معدني شدن مكها و مكملهاي معدني که محتوي مس و سلنيوم هستند اجتناب شود . همچنين به نظر دويگ 50 تا 60 درصد از چيره غذايي دامها بايد از علوفه كلزا تامين شود و بيشتر از اين مقدار مشكلاتي براي دامها ايجاد مي كند . در يكي از مطالعاتي كه در خصوص انواع مقادير مواد معدني در زراعت كلزا در كشور فرانسه به عمل آمده است ، مواد مهم غذايي استخراج شده از خاك در يك هكتار زراعت كلزا با توليد 5/3 تن محصول به شرح زير بوده است .

مواد معدني

مقادير مصرفي(كيلوگرم در هكتار)

ممقداري كه با محصول برداشت شده (كيلوگرم)

مقدار برگشتي به زمين با بقاياي گياه (كيلوگرم)

ازت

210

95

115

فسفر

75

40

35

پتاس

300

30

270

آهك

150

15

135

منيزيم

75

12

63

گوگرد

185

62

123

به طوري كه ملاحظه مي شود اگر در تناوب زراعي ،به سطوح بالاي ازت نياز باشد . كلزا به عنوان يك محصول مناسب در تناوب نمي باشد .زيرا (كاه و كلش) آن محتوي مقادير نسبتاً زيادي ازت مي باشد كه پس از برداشت در مزرعه باقي مانده و متعاقباً معدني مي شود . بالا بودن مقدار ازت در كاه و كلش كلزا تا حدودي نگران كننده است و احتمال بالا بودن نيترات سمي در علوفه وجود دارد . در كلزا نيترات مثل بعضي از گياهان علوفه اي تجمع نمي يابد . اما پتانسيل آن مخصوصاً زماني كه گياه تحت تنش خشكي ، گرما و آب گرفتگي پاي بوته هاي يا آب و هواي سرد قرار مي گيرد ،وجود دارد . بقاياي كلزا در طي زمان اثر سميت خود را از دست مي دهند (نيترات سمي ) ولي دما هاي پايين در طي زمستان ،باعث به تعويق افتادن فرآيند(تجزيه ميكروبي) و (سميت زدايي) مي شود . ركز(2001) اظهار مي دارد كه ممكن است جهت تغديه علوفه كلزا توسط دامها به آناليز علوفه جهت تعيين نيترات نياز باشد و اگر علوفه كلزا بعد از سرمازدگي برداشت شود نيتراتها تا حدودي محدود ميشوند . قطع علوفه سريعاً بعد از سرمازدگي داراي اهميت مي باشد زيرا در اين زمان نيتراتها در ريشه تجمع مي يابند . انتظار مساعد شدن هوا بعد از بارندگي براي برداشت علوفه كلزا به گياه اجازه فتوسنتز مجدد را داده و گياه ميتواند از مقادير بالاي نيتراتها در خاك استفاده نموده و سطح نيترات علوفه بالا مي رود . به طور كلي بايد پذيرفت كه تغذيه انحصاري (نشخواركنندگان ) با علوفه سبز و تازه كلزا صحيح نيست . زيرا از تركيب غذايي نامناسبي برخوردار است :مقادير بسيار زياد (پروتئين) و مقادير كم (الياف) علت اين موضوع مي باشد .

تركيبات شيميايي و مسموميت هاي ناشي از مصرف علوفه خانواده براسيكا:Brassica napus

در ايستگاه تحقيقاتي schothoest "هلند" ،مشاهده شد كه تغذيه حيوانات با b.n يخ زده موجب مسموميت با علايم زير شده :

ناراحتي،ازدياد حركات تنفسي، حركات غير ارادي، سيانوز مخاطات،سقط جنين به خصوص در خوك علايم فوق مشخصه مسموميت با نيتريت است و مي توان چنين نتيجه گرفت كه در نتيجه يخ زدگي b.n و سپس آب شدن آن مقداري از مواد قندي ريشه ها از بين رفته ، موجب ازدياد مقدار نيترات در ريشه ها شده است و اين تغييرات مخصوصا ً در مزارعي كه ميزان ازت نيتريك خاك زياد باشد ، بيشتر مشاهده ميشود .در نشخوار كنندگان نيترات درشكمبه حيوان تبديل به نيتريت دو سود و سپس تبديل به آمونياك مي شود . اما ممكن است نيتريت وارد خون شده موجب تغيير هموگلوبين شود، چنانچه مقدار آن زياد باشد . موجب مسموميت حيوان مي گردد . در حقيقت در اين نوع مسموميت خون نمي توان اكسيژن را به بافت ها و سلولها برساند . دانه در خانواده براسيكا حاوي ماده ضد تيروئيدي به مقدار تقريبي 8 گرم در هر كيلو دانه مي باشد . كه اين ماده مانع رشد حيوان شده و ايجاد گواتر مي نمايد . براي درمان مسموميت بايد بلافاصله رژيم غذايي حيوان را عوض نموده و مواد قندي بيشتري به حيوان خورانده شود . اضافه كردن دانه غلات به جيره غذايي به مدت طولاني بسيار مفيد است .

پرورش جوجه بوقلمون

 

مديريت پرورش جوجه بوقلمون

 

نگهداري بوقلمون در سنين جوجگي، يكي از مشكلترين مراحل پرورش بوقلمون است . بوقلمون هاي جوان نيز در مقابل عوامل بيماري زا كاملا حساسند از اينرو بايد توجه فراواني به آنها مبذول داشت . امروزه در اغلب كشورها بوقلمون را بصورت تجارتي و به تعداد زيادي نگه داري ميكنند وتعداد معدودي از شركتهاي اصلاح نژادي ، سويه هاي تجارتي مخصوص به خود را ارائه ميدهند كه از ضريب تبديل و قدرت رشد بسيار بهتري نسبت به ديگر نژادها برخوردارند .

در طريقه پرورش به صورت صنعتي، بايد با تحت نظر گرفتن شرايط محيطي تمامي نيازهاي بوقلمون را در نظر گرفت تا با تنظيم حرارت ، تهويه ، بهداشت و بالاخره جايگاه حداكثر نتيجه مطلوب حائز شود .

حرارت : حرارت در هفته هاي مختلف بايد به قرار زير باشد :

اواخر هفته اول 32 درجه – اواخر هفته دوم 29 درجه – اواخر هفته سوم 26 درجه – در اواخر هفته چهارم 24 درجه ( در تمام اين مدت حرارت سالن نبايد از 24 درجه سانتي گراد كمتر گردد ) اواخر هفته پنجم 21 درجه و اواخر هفته ششم 18 درجه سانتي گراد .

در روزهاي اول جوجه ها نبايد از منبع حرارتي دور شوند چون ممكن است سرما بخورند . اگر از دستگاه مادر مصنوعي استفاده ميشود بايد دور دستگاه مادر حصاري كشيد تا از آن دور نشوند و يا اگر از هيتر استفاده ميشود بايد تمامي سالن حرارت يكنواخت و مناسب ( 32 درجه سانتي گراد ) داشته باشد .

تهويه و رطوبت: براي رشد معمولي جوجه بوقلمون هواي تازه و تميز ضرورت دارد . به وسيله استفاده از پنجره هاي تهويه اي و همچنين هواكشهاي برقي ميتوان تهويه را كنترل كرده كه البته تهويه نبايد سبب سرد شدن سالن گردد . هنگام ورود به سالن ميتوان وضعيت تهويه را بخوبي تشخيص داد ، زيرا وجود هرگونه بوي نامناسب دليل عدم و نقص تهويه است . تهويه نامناسب از طرفي سبب كم كردن رطوبت ميشود ، وجود رطوبت در داخل سالن نيز يكي از نشانه هاي نقص تهويه است . سالن نگهداري جوجه ها هميشه بايد خشك نگهداري شود و اگر خشكي هوا بيش از حد لازم باشد رشد پرها كم شده و وضعيت پرها نامناسب ميگردد .

بهداشت و بهسازي: جلوگيري و پيش گيري از بيماري مستلزم رعايت اصول بهسازي و بهداشت است . از اينرو بايد لانه و همچنين وسائل را قبل از ورود و پايان هر دوره به خوبي شست و ضد عفوني نمود .

فضاي لازم : فضايي كه بايد در اختيار جوجه بوقلمون باشد : در هفته اول 30 جوجه در هر متر مربع ، در هفته 2~4 تعداد 20 جوجه ، در هفته 5 ~6 تعداد 10 جوجه ، در هفته 7 ~8 تعداد 8 جوجه ، در هفته 9~ 12 تعداد 5 عدد و در هفته 13 ~20 تعداد 2~3 بوقلمون در هر متر مربع.

وسائل نگهداري جوجه بوقلمون : وسائلي كه براي پرورش و نگهداري جوجه بوقلمون به كار ميرود تقريبا كاملا شبيه به ان چيزي است كه در پرورش جوجه هاي مرغ به كار ميرود .

استفاده از نور براي پرورش بوقلمون : در 48 ساعت اول بايد در تمام مدت شبانه روز از روشنايي در سالن نگهداري جوجه بوقلمونها استفاده كرد . بعد از اينكه جوجه بوقلمون ها به خوردن و آشاميدن عادت كردند بايد به مرور نور را كم كرد به طوري كه در سن 2 هفتگي به حداقل مقدار روشنايي رساند . معمولا مقدار 13- 14 ساعت نور در شبانه روز براي بوقلمون ها از سن 2 هفتگي به بعد كافي است . شدت نور نيز مهم است معمولا در 48 ساعت اول بايد از نور شديد تر و سپس از نور ضعيف تر استفاده نمود . طبق ازمايشي كه در انگليس انجام شده ، نور قرمز و سبز هر دو اثر خوبي از نظر رشد نسبت به نور سفيد در بوقلمونها دارند . ولي وقتي كه شدت انوار مذكور به اندازه شدت نور سفيد است اختلافي از نظر ميزان رشد در بوقلمون ها ديده نشده است ، از اينرو به نظر ميرسد مسئله شدت نور مهمتر از رنگ آن است . بوقلمونها نيز مانند مرغها در نور آبي قادر به ديدن نيستند از اينرو هنگام گرفتن آنها ميتوان از نور آبي استفتده كرد . به هر حال استفاده از نور ، به مدت 24 ساعت اثر بدي بر بوقلمون دارد . طرز استفاده كردن از نور در پرورش بوقلمونها بستگي به نژاد و طرز نگهداري و بالاخره سن فرستادن آنها به كشتارگاه دارد ولي از نظر راهنمايي از نور ميتوان به طريقه زير استفتده كرد:0~6 هفتگي : در 48 ساعت اول به طور دائمي از نور استفاده ميشود ،سپس ميزان روشنايي را به مرور به 14 الي 18 ساعت ميرسانند (كم كردن نور بايد به طور آهسته وتدريجي صورت گيرد ) .6~22 هفتگي : از 14 ساعت نور باشدت كم استفاده ميشود .22~30 هفتگي : مدت روشنايي روز را به 10~12 ساعت ميرسانند .

پرورش جوجه بوقلمونها : براي نگهداري جوجه بوقلمون بايد عمليات زير انجام داد :

قبل از ورود جوجه ها بايد تمام وسائل نگهداري لانه را شستشو و ضد عفوني كرد و سپس وسائل را بدقت چيد ماشين مادر را گرم و يا هيتر را روشن كرد و تهويه را در وضع مناسبي قرار داد. از ريختن جوجه ها تعداد بيش از حد استاندارد در متر مربع بايد خودداري كرد . به مسئله تغذيه جوجه بوقلمونها نيز بايد در روزهاي اول توجه فراواني نمود .

در روش پرورش در روي بستر حتما بايد از بستر مناسب استفاده كرد . در روزهاي اول بايد بستر را با پارچه و يا كاغذ پوشاند تا جوجه بوقلمون ها از مواد بستر نخورند ( البته ميتوان از جعبه هايي كه براي حمل و نقل جوجه ها استفاده ميشود نيز استفاده كرد ) همينكه طرز غذا خوردن را ياد گرفتند ميتوان كاغذ هارا برداشت . در بعضي از سالن هاي پيشرفته بوقلمون از كف هاي توري يا نرده اي (wire floor) نيز استفاده ميكنند اين كفها ،بسيار بهداشتي است ولي گران تمام ميشود و جوجه بوقلمونها نيز نميتوانند براحتي روي آنها راه بروند و اغلب ممكن است دچار ناراحتي و ضعف پا و پنجه گردند .

جوجه بوقلمونها برعكس جوجه مرغها خوردن و آشاميدن را به خودي خود ياد نميگيرند . ازاينرو بايد به انها اموخت . آموختن طرز آشاميدن و خوردن يكي از اشكالات پرورش بوقلمون است . براي اينكه جوجه بوقلمون ها را به خوردن ترغيب كنند ، عده اي از جو خورد شده ، عده اي از شير و برخي از تخم مرغ پخته و خرد شده و يا غذاي سبز استفاده ميكنند . برخي از توليد كنندگان تعدادي جوجه بوقلمون مسن را بين جوجه بوقلمون هاي يكروزه رها ميكنند تا توسط انها خوردن و آشاميدن را فراگيرند ( كه البته اين روش به خاطر ريسك بالاي ابتلا به بيماري در جوجه ها امروزه منسوخ شده است و فقط در شرايط روستايي گاهي از ان استفاده ميكنند ) زيرا به طور كلي بوقلمونها نسبت به مرغها ، بسيار كودن هستند به طوري كه در نگهداري بوقلمون به طور طبيعي مرغ مادر بخوبي از جوجه هاي خود مراغبت نميكند و اغلب جوجه هاي خود را تلف ميكند و يا در مقابل پرندگان ديگر از جوجه هاي خود دفاع نميكند . همچنين اگر در روي تخم خوابيده باشد ممكن است چند روز بدون غذا بخوابد و اگراو را بزور جهت خوردن خوراك از روي تخم بلند كنند ممكن است پس از سير شدن فراموش كند كه بايد دوباره در روي تخم ها بخوابد از اين جهت ممكن است با اندك غفلتي تخمها خراب شوند ( البته در محيط روستايي و غير صنعتي ) .

جوجه بوقلمون ها نيز بسيار كم هوش و بي استعداد است و از اين رو يكي از اشكالات اوليه پرورش بوقلمون عدم فراگرفتن طرز غذا خوردن و آشاميدن است . بايد در روزهاي اول نهايت دقت و توجه و حوصله را نمود تا جوجه ها طرز خوردن و آشاميدن را فرا بگيرند وگرنه در طي روزهاي اول شاهد تلفات بسيار بالايي خواهيم بود .

در پرورش جوجه بوقلمونها بايد دقت نمود كه سالن تا مرز امكان داراي گوشه يا زاويه نباشد چون ممكن است كه با جمع شدن جوجه ها در يك گوشه روي هم شاهد تلفات ناشي از خفگي در انها باشيم . پس بهتر است سالن ما حالت بيضي مانند داشته باشد .

بوقلمون ها معمولا در بين 20 ~28 هفتگي به سن بلوغ ميرسند كه البته اين امر بستگي به نوع و سويه و بالاخره جنس دارد . معمولا نژادهاي سبك كمي زود تر از نژادهاي سنگين به سن بلوغ ميرسند . فصل جوجه كشي و همچنين طرز نگهداري نيز كم و بيش در تسريع يا تاخير بلوغ اثر دارد . مسئله تشخيص رسيدن به سن بلوغ بسيار مهم است زيرا وقتي كه پرنده به سن بلوغ ميرسد گوشت از نظر كيفيت به حداكثر مرغوبيت خود ميرسد و بعد از آن با چربي گرفتن بدن از كيفيت ان كاسته ميشود .

اكنون سعي ميشود كه بوقلمون ها را از نظر بلوغ زود رس كنند به اين معني كه زودتر يه سن بلوغ برسند . به اين ترتيب تاريخ فرستادن بوقلمونها به كشتارگاه به جلو خواهد افتاد ، در ايران معمولا بوقلمون هاي ماده را در 16 هفتگي به بازار ميفرستند زيرا پس از ان ديگر رشد نميكند ولي بوقلمون نر را تا 26 هفتگي نگاه ميدارند . وزن زنده بوقلمون هاي ماده 5/7 ~8 kg و وزن نرها در حدود 12~13kg است ( كه البته اين مقادير براي نژادهاي مختلف متفاوت است و اين اعداد فقط به صورت ميانگين ذكر شده اند ) . راندمان غذايي بوقلمون به طور متوسط معمولا 5 به 1 است يعني به ازا هر 5 kg غذا 1kg وزن زنده به دست مي ايد . امروزه موسسات اصلاح نژادي توانسته اند اين مقدار را با روشهاي اصلاحي بهبود بخشند .

غذیه بوقلمونها

اصول کلی تغذیه بوقلمونها مشابه تغذیه مرغان بوده تفاوتهای اصلی به سطوح پروتئین مورد نیاز و اهمیت ویتامینهای بیوتین و پیریدوکسین در جیره بوقلمون مربوط می باشد .

تغذیه جوجه بوقلمونها : جوجه بوقلمونها (poults) را باید سریعا پس از سر از تخم درآوردن به اب و غذا رساند . وقتی تغذیه و اب دادن تاخیری 36 ساعته داشته باشد،جوجه بوقلمونها به سختی غذاخوردن را یاد میگیرند و شاید تغذیه اجباری برای شروع به غذا خوردن انها نیاز باشد به غذایی که جوجه بوقلمونها در ابتدا مصرف مینماید،جیره استار تر گویند . پروتئین این جیره باید در حدود 28% باشد . جیره استار تر را جیره آغازگر یا شروع کننده نیز میگویند که تنها تا سن یک هفتگی استفاده میشود . این جیره حاوی بیشترین سطوح انتی بیوتیک ها،ویتامین ها،اسیدهای امینه و انرژی میباشد . جیره شروع کننده بخصوص در زمانی که جوجه بوقلمون تحت شرایط استرس قرار دارد بسیار مورد نیاز است . از سن 4 تا 8 هفتگی،درصد پروتئین جیره 26% و سطح انرژی باید بالاتر باشد .

تغذیه بوقلمون های درحال رشد : بوقلمون های درحال رشد را میتوان بر روی مرتع یا در محوطه بسته تغذیه نمود . سن در حال رشد برای بوقلمون ها 8 تا 10 هفتگی میباشد . تغذیه در محوطه بسته باعث رشد سریعتر حیوان میشود . معهذا تغذیه بر روی مرتع نیز سبب ذخیره بیش از 10% غذا ذخیره و کاهش هدر رفتن غذا میشود . یک مرتع خوب حاوی علوفه یا محصولات غله ای و دانه ای است . تعداد گله بوقلمون که در مرتع پرورش داده میشوند بین 100 تا 250 بوقلمون در هر ایکر ( واحد سطح معادل 4047 مترمربع ) میباشد . بوقلمونهای درحال رشد را باید براساس جنس جدا نمود زیرا بوقلمونهای نر نسبت به ماده،به پروتئین بیشتری بناز دارد . بوقلمونها عموما وقتیکه جیره های کامل مصرف مینمایند ضریب تبدیل غذایی بهتری دارند . تغذیه جیره پلت شده بهترین نتایج رادربردارد . هرچه سن بوقلمون بالاتر میرود ،سطح انرژی جیره افزایش و سطح پروتئین کاهش میابد . اب و هوای گرم سبب افزایش مصرف اب میشود همچنین مصرف اب در بوقلمونها در اب هوای معتدل ( 20 تا 25 درجه سانتی گراد ) در سن یک هفتگی در نر و ماده به ترتیب به ازای هر 1000 راس در هر روز 55 لیتر و تا سن 17 هفتگی در نر و ماده به ترتیب 3/994 لیتر و 680 لیتر میباشد . جیره بوقلمونهای نر در سن 8 تا 12 هفتگی و ماده 8 تا 11 هفتگی حاوی 22% پروتئین ،جیره نر 12 تا 16 هفتگی و ماده 11 تا 14 هفتگی حاوی 19%پروتئین،جیره نر 16 تا 20 هفتگی و ماده 14 تا 17 هفتگی حاوی 5/16% پروتئین و جیره نر 20 تا 24 هفتگی و ماده 17 تا 20 هفتگی باید حاوی 14% پروتئین باشد . بوقلمونهای نر در حدود 24 هفتگی و بوقلمونهای ماده در حدود 20 هفتگی سن از خود به بازار عرضه میشوند .

تغذیه بوقلمونهای اصلاح نژادی : بوقلمونها باید درسن 16هفتگی برای گله داشتی انتخاب شوند . جیره نگهداری حاوی 12% پروتئین و سطح انرژی متوسط می باشد و این جیره را بوقلمون ماده از سن 16 تا 30 هفتگی و بوقلمون نر از سن 16 تا 26 هفتگی مصرف مینماید .جیره گله داشتی برای اصلاح نژاد حاوی 14% پروتئین میباشد (12% جیره نگهداری و 14% جیره جفت گیری برای اصلاح نژاد). نرهای گله اصلاح نژادی باید از سن 26 هفتگی مصرف جیره جفت گیری برای اصلاح نژاد خود را شروع نماید جهت کنترل وزن در گله بهتر است نرها با جیره محدود تغذیه شوند،ولی ماده های گله به طور عادی تغذیه می شوند .

زنبور عسل

 

توليد مثل و تشکيلات کندوي زنبور عسل

زنبورهاي يک کندو شامل يک ملکه، چند صد زنبور نر ون چندين هزار زنبور کارگر مي باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعاليت زيادي براي جمع آوري شيره دارند کندو ممکن است 5-7 کيلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهاي نر در اين موقع زيادتر از هر موقع ديگر در کندو ديده شوند. هر يک از اين دو نوع زنبور وظيفه خاصي دارند ولي منظوري که يک کندو تعقيب مي نمايد عبارت از بقاي نسل و يا دفاع و نگهداري کندو مي باشد و نظر انفرادي در بين نيست و هيچکدام از آنها در نتيجه سعي انفرادي قادر نيستند که براي مدت طولاني زنده بمانند و بنابراين هدف آنها به طور دسته جمعي انجام مي گيرد.

ملکه
ملکه زنبور عسل بسادگي از کارگران و زنبور نر مشخص مي شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولي پهن تر از آنها نيست. از آنجا که شکم ملکه طويل و در سطح زيرين پهن است، طول بالهايش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است.
نيش ملکه کمي خميده است و نسبت به نيش کارگر داراي دندانه هاي کمتري است و فقط براي از بين بردن ملکه هاي رقيب به کار مي رود. حرکت ملکه در حالت عادي ملايم است ولي در مواقع احتياج مي تواند با سرعت حرکت کند. ملکه اي که جفتگيري کرده و در حالت تخم گذاري است روي شانه هايي قرار دارد که جوانترين نوزادان در آن زندگي مي کنند. ملکه در اين حالت، اغلب بوسيله عده اي محافظ احاطه شده است. سر محافظين اغلب به طرف ملکه مي باشد. محافظان در اين حالت، با شاخک هاي خود ملکه را آرايش مي کنند و با دهان خود او را مي ليسند يا غذا مي دهند؛ بعلاوه مدفوعات وي را بيرون مي برند.
امروزه کاملا واضح است تمام تخمهايي که در سلولها قرار دارد، بوسيله ملکه واحد کندو گذاشته مي شود. اين ملکه در جواني در هواي آزاد با يک يا چند نر پشت سر هم جفتگيري و براي خود تا آخر عمر اسپرم ذخيره مي کند. زنبورهاي کارگر مي توانند تعداد کمي تخم بگذارند ولي قادر به جفتگيري نيستند و معمولا در حالتي که ملکه کندو زنده است تخمگذاري براي آنها ممنوع است. نوزاداني که از تخم زنبوران کارگر بوجود مي آيند به علت اينکه فکنده نيستند تبديل به زنبورهاي نر مي شوند. چنين نرهايي معمولا از نرهاي طبيعي که از ملکه بوجود مي آيند، کوچکترند.
فصل پرورش نوزادان در شرايط آب و هوايي معتدل، به مقدار کم، از اواسط ديماه شروع شده مرتب توسعه مي يابد؛ و اوايل ارديبهشت، به حداکثر خود مي رسد. در صورتيکه شرايط اجازه دهد، فعاليت توليد مثل آنها، به همين وضع، تا اواخر خرداد ماه ادامه پيدا مي کند و از آن به بعد رو به نقصان مي گذارد. در ماههاي آبان و آذر فعاليت زاد و ولد بکلي متوقف مي گردد. نژادهاي مختلف زنبورعسل از اين حيث داراي خصوصيات متفاوت هستند. هنگامي که توليد مثل کلني در حداکثر توسعه خود مي باشد، يک ملکه ممکن است 1500 تا 2000 تخم در روز بگذارد.
اگر چه يک زنبور کارگر بتنهايي مي تواند يکي دو هفته در قفس زنده بماند ولي هيچ زنبور کارگري مايل نيست که به حالت انفرادي زندگي کند و در اولين فرصت، به يک کلني مي پيوندد. زنبورهاي کارگر اغلب بوسيله بو، ارتعاشات صوتي، ديد و حرارت به هم جذب شده به صورت دسته در مي آيند. زنبورهاي يک کندو وقتي که فاقد ملکه نيز باشند از هم پراکنده نمي شوند و باز هم تقسيم کار در بين آنها حکمفرما مي باشد. عده اي به صورت دسته جمعي در کندو مي مانند و عده قليلي براي آنها غذا مي آورند.
با اينکه ملکه در بهم آمدن افراد يک کلني تاثير عمده ندارد ولي براي بقاي کلني نهايت ضرورت را دارد.

الف - پرورش ملکه: در يک کلني زنبور عسل، پرورش ملکه ممکن است به يکي از علل زير صورت گيرد:
1-
نشاندن ملکه جديد به جاي ملکه اي که به علت نا معلوم معدوم شده است.
2-
تعويض ملکه اي که پير شده ولي هنوز مايل است فعاليت داشته باشد.
3-
براي ازدياد کلني يا بچه بيرون کردن.
در هر يک از حالات فوق، کارگزاران موقعي اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن مي کنند که ماده بخصوص جلوگيري کننده به آنها نرسد.
در حالت اول، چندين ملکه در خانه هاي اضطراري که با تغيير شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده مي شوند. در اين خانه ها اغلب يک لارو يا ندرتا يک تخم قرار دارد. چگونگي انتخاب اين خانه ها و لاروها براي پرورش ملکه کاملا روشن نيست. در چنين خانه هايي، قسمت تحتاني سلول به خط وسط شانه موم منتهي مي شود و بر عکس، خانه هايي که در شرايط عادي ساخته مي شوند قسمت ضخيم سلول، بوسيله ساقه کوتاه مومي، به سطح يا لبه قاب چسبيده است. در اين حالت، نوزاد بطرف پايين آويزان است. در ابتداي ساختمان خانه اضطراري، سلول اصلي (سلول کارگر) بوسيله مايع بخصوصي که از غده زير فکي کارگران ترشح مي شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلي در سطح آن شناور مي شود. به اين ترتيب، لارو وارد قسمت ويژه اي که براي پرورش ملکه ترتيب داده شده مي گردد. لاروهايي که براي پرورش اضطراري ملکه انتخاب مي شوند اغلب دو روزه هستند ولي لاروهاي سه روزه هم مي توان يافت. معمولا کارگران کوشش مي کنند که در پرورش اضطراري ملکه از لاروهاي مسن تر استفاده کنند. تجربه ثابت کرده است، لاروهايي که از سه روز بيشتر عمر داشته باشند براي پرورش ملکه مناسب نيستند و در آنها نقايصي يافت مي شود.
در صورتي که لارو انتخاب شده براي پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود 11 روز بعد، ملکه کامل از سلول خارج مي شود و اگر شرايط هوايي مساعد باشد، در فاصله 10 روز بعد جفت گيري کرده خود را براي تخم گذاري آماده مي کند. در اين صورت، از وقتي که کندو ملکه اي را از دست مي دهد تا هنگامي که ملکه تخمگذاري جانشين آن گردد حداقل سه هفته طول مي کشد.
ملکه هايي که از لاروهاي دو روزه يا کمتر به دست مي آيند فرقي با ملکه معمولي که از طريق تخمگذاري مستقيم ملکه در خانه ملکه به دست مي آيند ندارند. بايد توجه داشت که در هر خانه ملکه بيش از يک بار ملکه پرورش داده نمي شود و پس از آن خانه منهدم مي گردد. اندازه و شکل ظاهري سلولهاي ملکه اغلب با هم تفاوت دارند. طول آنها در حدود 5/2 سانت است و قطرشان از قاعده به بعد تقليل مي يابد. و دهانه آن اغلب حدود يک سانتي متر است.
تعداد خانه هاي ملکه که در يک کلني ساخته مي شوند، کاملا متفاوت است و بستگي به نژاد و اندازه کلني دارد. بطوري که اظهار مي شود، نژادهاي ايتاليايي و قفقازي کمتر از نژادهاي ديگر براي بچه بيرون کردن خانه ملکه مي سازند. کلني هاي نژادهاي قبرسي، سوري و مصري گفته مي شود که گاهي تا صد عدد ملکه در هر دفعه پرورش مي دهند. اينکه مي گويند، تعداد ملکه هاي پرورش داده شده در حالت تعويض ملکه کمتر از حالتي است که زنبورها بچه مي کند، تقريبا حقيقت به نظر مي رسد. در حالتي که کلني بخواهد ملکه عوض کند، عده ملکه هاي تازه از 2 تا 3 تجاوز نمي کند ولي در بعضي موارد به تعداد بيشتر نيز مشاهده شده است.
خانه هاي ملکه همگي در يک لحظه ساخته نمي شود و لاروهايي که براي پرورش انتخاب مي شوند ممکن است همگي در يک سن نباشند. نکته جالب اين که هميشه اولين ملکه که از خانه خود بيرون مي آيد به عنوان ملکه کندو انتخاب نمي شود و چه بسا که ملکه هاي بعدي اين سمت را به عهده بگيرند.

ب - به وجود آمدن افراد کارگر يا ملکه: زنبورهاي کارگر و ملکه همگي ماده اند و از تخمهايي که تلقيح شده اند پديد مي آيند. تنها وجود خانه ملکه و غذاي مخصوص است که موجب پرورش ملکه يا کارگر مي گردد. اين وضعيت به زنبورداران اجازه مي دهد که با انتقال (پيوند) لارو يا تخمهايي که در خانه هاي کارگر وجود دارند و خانه هايي که مصنوعا براي ملکه مي سازند و در کندوهاي بدون ملکه قرار مي دهند، ملکه هاي زيادي پرورش دهند. در اين صورت، واضح است که اختلاف بين ملکه و کارگر ژنتيکي نيست بلکه بسته به طرز پرورش و تغذيه است. سالها قبل ( درحدود 1888) پلانتا متذکر شد که زنبورهاي پرستار، براي تغذيه نوزادان ملکه منحصرا از ترشحات دهان خود استفاده مي کنند و حال آنکه در مورد نوزادان کارگر، پس از روز سوم، مقدار زيادي عسل به غذاي آنها مي افزايند. مواد مترشحه بزاقي محتوي مقدار نسبتا زياد پروتئين و اسيدهاي چرب از نوع اسيد 10- هيدروکسي دسنوئيک مي باشد که بوسيله غدد زير فکي ترشح مي شود.
متاسفانه تجزيه مواد غذايي که براي تغذيه لاروهاي ملکه يا کارگران در سه روز اول به کار مي رود بوسيله متخصصين مختلف نتايج متفاوتي داده است. به همين دليل هيداک نتيجه گرفته است که مواد تشکيل دهنده غذاي لاروي اغلب متغيير است.
اختلاف بين ملکه و کارگر در اختلاف مواد تشکيل دهنده غذاي لارو نيست بلکه به علت تفاوت در ميزان مصرف آن بوسيله لارهاي ملکه مي باشد. هيداک متذکر مي شود که تمام لاروها در سه روز اول زندگي خود، به مقدار مساوي و به حد وفور از غذاي لاروي بهرمند مي شوند ولي از روز سوم به بعد، لاروهايي که براي ملکه شدن پرورش داده مي شوند به همان ترتيب سابق، تغذيه مي شوند و حال آنکه از ميزان جيره غذايي لاروهاي کارگر به مقدار معتنابهي کسر مي شود. در اين صورت، سرعت رشد آنها در سه روز اول مساوي است ولي از آن به بعد، لاروهاي ملکه بسرعت رشد مي کنند و نشو و نماي لاروهاي کارگر کند مي شود. کثرت مواد غذايي براي ملکه چنان است که حتي بعد از بسته شدن خانه هنوز مدتي از آن استفاده مي کند؛ در حالي که لاروهاي کارگر بعد از بسته شدن سلولها اصلا غذايي در خانه ندارند و يا مقدار آن بسيار ناچيز است. در اثر نبودن غذاي کافي، تخمدانها در مرحله لاروي بدون رشد مي مانند و در نتيجه هرمونهايي که بايد از آن ترشح شده موجب صفات ثانوي ملکه مي گردند، هرگز ترشح نمي گردند.

ج - ملکه باکره: وقتي که لارو ملکه به رشد کافي رسيد، زنبوران کارگر خانه آنها را با ورقه نازکي موم مي بندند. وقتي لارو غذاي خود را به اتمام رسانيد، بوسيله رشته هاي ابريشمي که از غده هاي سينه اي ترشح مي شود پيله نازکي در داخل سلول خود مي سازد و در حالتي که سرش پايين است به خواب يا به حالت استراحت مي رود. سپس تبديل به شفيره شده، بعد به حشره بالغ مبدل مي گردد. وقتي ملکه مي خواهد خارج گردد ابتدا بوسيله آرواره هاي خود، پيله و پوشش مومي سلول خود را قطع مي کند بطوريکه بتواند از سلول خارج گردد. وقتي خارج شد سلول و بقاياي آن فورا بوسيله زنبوران کارگر تميز مي گردد. زمانيکه کلني آماده بچه دادن باشد، معمولا زنبورهاي کارگر براي مدتي مانع خارج شدن ملکه جوان از سلول مي گردند(اين مدت ممکن است چند ساعت و حتي يک روز باشد) و او را از روزنه اي که در قسمت خارجي سلول تعبيه کرده بود تغذيه مي کنند. هنگامي که ملکه مادر بوسيله عده اي از زنبوران از کندو خارج شد، يا اينکه ملکه باکره ديگري که قبلا اجازه خروج يافته است با عده اي بيرون آمد، به اين ملکه اجازه مي دهند که خارج شود و دسته ديگري از زنبوران را با خود ببرد. اين عمل ممکن است چندين بار تکرار گردد و سپس در صورتيکه ملکه مادر هنوز در کندو مانده باشد، معمولا ملکه تازه با او به جنگ پرداخته پس از نابود کردن آن، خود به اداره کندو مي پردازد.
معمولا وقتي يک کلني آماده بچه کردن نيست، اولين ملکه باکره اي که به حالت بلوغ مي رسد اجازه خروج از سلول را پيدا مي کند. وقتي از سلول خارج شد ابتدا متوجه سلولهايي مي شود که در آنها عسل ذخيره شده و مدت دو تا سه روز فقط تغذيه مي کند. در اين مدت، کارگرانکمتر به او توجه دارند و بندرت دورش جمع مي شوند(اگر چه گاهي اوقات ديده شده که عده کمي کارگر در اطراف ملکه جمع مي شوند). چند ساعت بعد از خروج، معمولا ملکه در صدد از بين بردن ملکه موجود در کندو و ملکه هاي ديگري که قبلا از سلولهاي خود خارج شده اند و شفيره هايي که حتي از سلول خارج نگرديده اند بر ميآيد. گاهي ملکه جوان توجهي به مادر خود ندارد و در صدد منازعه با وي بر نمي آيد و چند روزي در کنار هم با هم زندگي مي کنند و حال آنکه وقتي دو ملکه باکره به هم برخورد مي کنند شروع به جنگ مي کنند و آنقدر مي جنگند تا يکي کشته شود. گاهي نيز ملکه باکره اقدام به حمله به سلولهاي ملکه مي کند و آنها را قبل از آنکه به رشد کامل برسند نابود مي کند. در اين حالت، ابتدا به سلولي که بسته شده حمله مي کند.
ملکه باکره وقتي که تقريبا 3-5 روزه است، قبل از پروازهاي مخصوص جفتگيري يا نو پتال پروازهاي اکتشافيدر اطراف کندو مي نمايد. پروازهاي قبل از جفت گيري يا پري نو پتال . جفتگيري معمولا در گرمترين اوقات روز صورت مي گيرد. گاهي ملکه بعد از چند دقيقه جفتگيري کرده به کندو بر مي گردد. ولي اکثر موارد، مدتي که در خارج از کندو مي گذراند از 10 تا 30 دقيقه طول مي کشد.
ملکه بعد از جفتگيري به فاصله 2 تا 3 روز شروع به تخم ريزي مي کند. عقيده عمومي بر اين استکه از اين تاريخ به بعد، ملکه زنبورعسل هرگز جفتگيري نمي کند و از کندو نيز خارج نمي شود مگر اينکه همراه با عده اي زنبور کارگر کندوي خود را به منظور تشکيل کلني جديد ترک نمايد. سني که ملکه در آن جفتگيري مي کند بستگي به شرايط آب و هوايي دارد؛ و بعضا مربوط به نژاد زنبور نيز مي باشد؛ ولي به نظر مي رسد که در فاصله روز ششم تا دهم ملکه جفتگيري مي کند.
مشاهده جفتگيري که مطمئنا در آسمان انجام مي گيرد خيلي کم صورت گرفته است. بنابر گزارشي که در اين خصوص در دست است، زنبورهاي نر در آسمان بسرعت در اطراف ملکه پرواز مي کنند و هر يک کوشش دارند که خود را به او برسانند. اين پرواز دسته جمعي مدتي به طور زيگزاگ ادامه دارد. زنبور نري که موفق به جفتگيري مي شود آلت تناسلي و قسمتي از اعضاي مربوط را از دست داده و مي ميرد و گاهي اوقات وقتي ملکه وارد کندو مي شود اين قسمت از بدن زنبور نر به انتهاي شکمش چسبيده است.
در مدت کوتاهي که عمل جفتگيري انجام مي گيرد، اسپرم نر به واژن ملکه وارد مي شود. براي جلوگيري از خروج و ريزش اسپرم از واژن، حشره نر بلافاصله دهانه خروجي واژن را با ماده ژلاتيني مخصوص مسدود مي کند. اسپرماتوزوئيدها سپس به سمت کيسه اسپرم شناور و در آن متمرکز مي شوند. در کيسه اسپرم، اسپرماتوزوئيدها بطور منظم، پهلوي هم و تقريبا بدون حرکت قرار مي گيرند. آخرين مطالعات نشان مي دهد ملکه معمولا قبل از اينکه شروع به تخم گذاري کند، چندين بار جفتگيري کرده به اندازه کافي براي آينده خود اسپرم ذخيره مي کند.

د - تخمگذاري: کمي بعد از اينکه ملکه جفتگيري کرد، توجه کارگران نسبت به ملکه بيشتر مي شود. درهر جا که ملکه قرار گيرد حلقه اي از کارگران که اعضاي آن مرتب تغيير مي کند، تشکيل مي گردد. زنبورهاي کارگر جوان اقدام به تغذيه ملکه مي کنند و بدن او را به وسيله شاخک هاي خود لمس نموده با دهان مي ليسند تا مواد مترشحه ملکه را دريافت کرده بين ساير زنبورها تقسيم کنند. اين کارگران همچنين مواد دفعي و تخمهايي را که ملکه مي گذترد جابجا مي نمايند. ملکه هنگام تخمگذاري در روي شانه ها، روي قاعده مشخصي حرکت مي کند.ابتدا سر خود را وارد تک تک سلولها نموده آنها را آزمايش مي کند و سپس تخمي در آن قرار مي دهد. براي اين منظور، شکم خود را خم کرده انتهاي آن را داخل سلول مي کند.
در زمستان و اوايل بهار، معمولا ملکه تخمهاي خود را در سلولهاي مرکزشان قرار مي دهد. وقتي ملکه به سن دو تا سه سالگي مي رسد، مقدار تخم آن بشدت تقليل مي يابد و حتي تخمهايي که مي گذارد، ممکن است تلقيح شده نباشد. در اين صورت، زنبورهاينر حاصل مي شوند. چنين ملکه اي بزودي بوسيله کارگران نابود خواهد شد ولي در صورتي که ملکه جوان جايگزين آن نشود، ملکه پير در بين 3 تا 4 سالگي در اثر پيري مي ميرد. در شرايط استثنايي، يک ملکه ممکن است تا هفت سال هم زنده بماند.

ه - توليد مثل به طريق بکرزايي: در گذشته چنين تصور مي شد که تخم حشرات و ساير حيوانات فقط در صورتي تفريخ مي شود که فکنده شده باشند. اگر چه اين عقيده در مورد خيلي از جانوران صادق است ولي کليت ندارد و هستند جانوراني که ممکن است تخم آنها، بدون انکه فکنده شود، نشو و نما پيدا کند. اين طريق توليد مثل را بکر زايي مي گويند. در زنبور عسل تخمهاي فکنده نشده توليد افراد نر مي کند.
اين که يک ملکه چگونه مي تواند به اختيار خود تخم تلقيح شده يا نشده بگذارد، مربوط به وجود کيسه ذخيره اسپرم است. اين کيسه کروي شکل انبار اسپرماتوزئيدهاست و بوسله لوله باريکي به زهدان ارتباط دارد. اين لوله باريک مجراي اسپرم نام دارد. قسمتي از اين لوله که معبر اسپرماتوزئيد است، عمل تلمبه تحت کنترل را، در خالي کردن اسپرماتوزئيد، انجام مي دهد. بدين ترتيب که ملکه بوسيله آن قادر است مانع خروج اسپرم شده يا اراده به خارج کردن اسپرماتوزوئيد و هدايت آن به داخل زهدان نمايد و تخمهاي در حال خروج از زهدان را تلقيح نمايد.
معمولا يک يا دو اسپرماتوزوئيد از سوراخ ميکروپيل وارد تخم مي گردد.

و - ديدن ملکه: بعضي از مربيان وقت زيادي براي جستجوي ملکه صرف مي نمايند ولي بهتر است بجاي اين کار اطلاع حاصل کنند که ملکه خوب کار مي کند يا خير. اگر در کندو به مقدار کافي نسل زنبور در مراحل مختلف ديده شود که در قابها بطور منظم برقرار شده اند، نشان مي دهد که فعاليت ملکه رضايت بخش مي باشد. بنابراين، احتياجي نيست که تمام کندو بازرسي شود و امتحان يکي دو قاب نسل کافي است. ولي اگر حتما لازم باشد که ملکه ديده شود بايد کندو را با آرامش کامل باز نمود و حتي الامکان کمتر دود داد و اگر کندو دو طبقه و نسل در هر دو طبقه وجود دارد بايد طبقه بالا را برداشت و آن را روي سرپوش کندو قرار داد و به آزمايش طبقه بالا پرداخت؛ يعني قاب مجاور جدار را خارج و به بدنه کندو در خارج تکيه داد تا جا براي حرکت قابهاي ديگر فراهم گردد. سپس قابهاي ديگر را، يکي بعد از ديگري، امتحان نمود.
هر قابي که خارج مي شود بايد يک نگاه سطحي، در داخل کندو و در روي قاب بعدي انداخت تا اگر ملکه واضح باشد ديده شود. و بايد هر قاب را که خارج شده است با دقت معاينه کرد؛ مخصوصا قابهايي که داراي تخم مي باشد. زيرا معلوم مي کند که ملکه بايد روي اين نوع قاب باشد، و اگر در قابهاي اين طبقه تخم و لارو جوان ديده نشود، بايد حدس زد که ملکه در طبقه ديگر کندو است و بايد قابهاي طبقه مزبور را نيز با دقت بررسي کرد. اگر کندو در اين موقع تکان داده شود يا دود زيادي به کار برود، ممکن است ملکه خود را مخفي کند؛ حتي ممکن است در جدار طرفي کندو يا روي تخته کف زير قابها برود که در اين صورت پيدا کردن آن مشکل است.

عملياتي که روي ملکه انجام مي گيرد:
اين عمليات قطع بال يا علامتگذاري است. براي اين کار بايد ملکه را گرفت و چون کار مهمي است و بايد با دقت کامل صورت گيرد، بهتر است ابتدا در روي زنبورهاي نر آزمايش کرد و پس از ورزيده شدن، در مورد ملکه اجرا کرد.
بايد با ملايمت بالهاي ملکه را گرفته آن را از روي قاب بلند کرد؛ و نبايد در اين موقع به شکم آن فشار وارد شود. بعد از گرفتن بايد آن را به دست ديگر بطوريکه اقلا دو پاي يک طرف آن بين انگشت شست و سبابه گرفته باشد منتقل نمود و از آوردن فشار زياد خودداري کرد. در اين حالت، بايد بالهاي آن آزاد باشد. معمولا ملکه نيش نمي زند و در اين صورت، مي توان يک بال آن را قيچي کرد و يا با مرکب مخصوص، پشتش را علامتگذاري نمود. براي چيدن بال، بايد قيچي مرتبي به کار برد و نصف طول بال را بريد و نبايد بيشتر قطع شود. و دقت شود که پاها در اين موقع قطع نشوند. بعضي مربيان بال ملکه را در يکسال از طرف راست و در سال ديگر از طرف چپ قطع مي کنند و از روي آن سن ملکه مشخص مي گردد و علامتگذاري معمولا با رنگ زرد در بالاي پشت يا در قسمت سينه انجام مي گيرد. در زنبورهاي تيره بسرعت ملکه مشخص مي گردد و اين رنگ زود خشک شود. معمولا لاک ناخن يا رنگهايي نظير آن را مي توان بکار برد. ملکه را مي توان داخل قفسه ملکه هدايت نمود بدون آنکه گرفته شود. اين عمل را با قرار دادن دهانه باز جعبه در جلو ملکه و قرار دادن انگشت شست و سبابه در طرف ديگر آن انجام مي دهند. ملکه بعد از اينکه چند روز در قفس نگاهداري شود، کوچکتر از ميزان معين در موقع تخمگذاري و سبکتر است و بنابراين اگر آزاد گذارده شود بسهولت پرواز کرده، گم خواهد شد.

ز - وارد کردن ملکه تازه به کندو: اين عمل بمنظور تعويض ملکه صورت مي گيرد. در اين روش، مربيان ملکه لازم را از موسسات تربيت ملکه خريداري و از آن استفاده مي کنند. مي توان تعويض ملکه را در هر موقع سال عملي نمود ولي اغلب آن را در اواخر دوره عسل کلي و يا در اوايل بهار انجام مي دهند و معمولا در بهار، هنگام جلوگيري از بچه دادن، به اين کار اقدام مي کنند. در هر صورت، براي شروع به اين کار، بايد نصف روز يا چند ساعت قبل از آن که ملکه جديد وارد شود، ملکه سابق را بگيرند و بيرون کنند؛ يعني کندو را ((يتيم)) نمايند و اين عمل بدين جهت صورت مي گيرد که زنبوران به وضعيت غير عادي و فقدان ملکه پي برده ملکه جديد را به آساني بپذيرند. بايد در موقع تعويض ملکه، اثري از حجرات ملکه در کندو نباشد؛ و اگر وجود دارد از بين برده شود. گاهي نيز گرفتن ملکه سابق و وارد کردن ملکه جديد را با هم انجام مي دهند. ملکه سابق که گرفته شده، اگر زنده است، بايد آن را در قفس ملکه نهاد و در کندوي ديگر بالاي صفحه جدا کننده ملکه قرار داد تا ملکه جديد شروع به تخمگذاري نمايد. چنانچه زنبورها ملکه جديد را از بين ببرند، مي توان ملکه قديم را موقتا به کند برگرداند تا بعدا ملکه ديگري فراهم کرد.
اغلب اين کار را به کمک قفسه ملکه صورت مي دهند؛ و قفس ملکه به صورتهاي مختلف ساخته مي شود و معمولا جعبه کوچکي است که يک يا دو طرف آن، توري سيمي و دهانه آن باز مي باشد و ملکه در آن قفس نگهداري مي شود. دهانه باز قفس را با ورقه اي از قند مي پوشانند؛ و اگر کندو قوي باشد روي قسمتي از آن، قند و کاغذ مي چسبانند و اگر کندو ضعيف باشد به همين ترتيب، بدون کاغذ، در حالي که ملکه در داخل آن قرار دارد آن را در بالاي قسمت قابهاي تربيت نسل مي گذارند بطوري که طرف سيمي آن به طرف پايين و بين فاصله قابها واقع باشد. در اين صورت، زنبورهاي کندو از فواصل توري سيمي، ملکه را تغذيه خواهند نمود و با آن آشنا مي شوند و در عين حال ملکه بوي کندو را به خود مي گيرند و همچنين زنبورها شروع به خوردن ورقه قند دهانه قفس نموده، از سوراخ مزبور ملکه را آزاد مي نمايند.
بعد از قرار دادن جعبه ملکه نبايد براي مدت يک هفته کندو را باز و ملکه را ناراحت کرد. اگر قبل از شروع تخمگذاري کندو را باز کنند، اغلب اتفاق مي افتد که زنبورها ملکه را بکشند.

 
 
 

به طور معمول در یک کلنی زنبور عسل یک ملکه ، چند صد زنبور نر و چندین هزار زنبور کارگر موجود می باشد . زنبوران کارگر ماده های عقیمی هستند که از بدو تولد تا هنگام مرگ با توجه به سن و تغییرات فیزیولوژیکی بدن فعالیتی خاص را انجام می دهند . فعالیت های متداوم زنبوران کارگر سبب کاهش عمر آنها از حدود 180 روز (در فصول پاییز و زمستان ) به 35 تا 40 روز (در بهار و تابستان ) می گردد . این فعالیت ها را می توان به فعالیت های داخل کندو (نظافت ، تغذیه لاروها و ملکه ، ساخت موم ، نگهبانی ، ذخیره و بسته بندی عسل و ..) و فعالیت های خارج از کندو (جمع آوری شهد ، آب ، صمغ و..) تقسیم نمود . معمولاً وظایف زنبوران اختصاصی و قابل برگشت نمی باشد اما در شرایط استثنایی و مواقع نیاز تغییرات در فعالیت ها را می توان مشاهده نمود

۴۸ درس از زندگی زنبور عسل

کوچکترین شکوفه گل توسط زنبور عسل گرده‌افشانی می‌شود ولی زنبور طوری روی آن قرار می‌گیرد که آسیبی به آن نرسد. بنابراین ما هم می‌توانیم در برخورد و تعامل با همنوعان خود طوری عمل کنیم که هیچ وقت مشکلی به وجود نیاوریم.   

۱) انتخاب الگو:

زنبور عسل حشرات مفید و ارزشمند و پاکیزه‌ای هستند. در تمام طول عمرشان الگویشان گل است. فقط دنبال گل هستند تا از شکوفه‌ تلخ گل، گرده و شهد تهیه کنند. گرده گل را برای غذای نوزادان و شهد گل را برای شفای مردم درست می‌کنند. اگر ما برای به دست آوردن غذای روح و جسم خود الگوی خوب داشته باشیم بسیاری از مشکلات ما حل می‌شود

۲) درست استفاده کردن:

کوچکترین شکوفه گل توسط زنبور عسل گرده‌افشانی می‌شود ولی زنبور طوری روی آن قرار می‌گیرد که آسیبی به آن نرسد. بنابراین ما هم می‌توانیم در برخورد و تعامل با همنوعان خود طوری عمل کنیم که هیچ وقت مشکلی به وجود نیاوریم.

۳) محصول زنبو عسل، “عسل” است:

بنابراین ما هم می‌توانیم با زبان و اعمال خود نتایج شیرین‌تر از عسل داشته باشیم ولی در صورتی که قضاوت عجولانه و غیرمنطقی داشته باشیم نتایج آثار اعمال و زبان ما تلخ‌تر از همه چیز خواهد بود.

۴) ملایمت و انعطاف پذیری:

زنبور عسل، تولید موم می‌کند زنبور با ترشح غده‌های موم ساز خانه‌هایی از موم می‌سازد و داخل آن عسل می‌ریزد. موم با اینکه خیلی شکننده و ملایم است ولی در گرما و سرمای زیاد هم می‌تواند ظرف خوبی برای نگهداری عسل باشد.

۵) سرافرازی و صبوری:

همیشه زنبور عسل چون از دسترنج خودش استفاده می‌کند سرافراز و صبور است. برای تهیه یک قاشق عسل که ۲۵ گرم می‌باشد، چهار هزار زنبور بیست هزار گل را ملاقات می‌کنند، ۷ بار فاصله بین کره ماه و زمین را می‌پیمایند. برای تهیه ۱ کیلو عسل ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون گل را باید گرده‌افشانی کنند.

۶) سخت‌کوشی و تلاشی خستگی‌ناپذیر:

یک عدد زنبور در طول ۱۵ روز عمرش در فصل بهار و تابستان ۷۰ هزار سورتی پرواز می‌کند. سرانجام بر اثر بال زدن زیاد (چون ۴۰۰ دفعه در هر ثانیه بال می‌زند، ۳۵ کیلومتر را در یک ساعت می‌پیماید و ۲۰ کیلومتر را بدون وقفه می‌رود) با بال‌های مجروح و بدن زخمی و خون آ‌لود جانش را به جان آفرین تسلیم می‌کند.

۷) ایثار و تسلیم بدون توقع:

فاصله بین قاب‌ها در کندوی لانکسروت هشت میلیمتر است. یک زنبور باید با تن خسته و کیسه‌ پر از عسل بخصوص در اواخر روزهای گرم تابستان از درب پرواز وارد کندو شده و در یک جای تنگ و تاریک عسل (شهد گل) را از میان قاب‌ها از پایین کندو به طبقات دوم و سوم برساند. جالب است بدانیم در بهار و تابستان در هر کندو بین ۹۰ تا ۱۲۰ هزار زنبور وجود دارد، ازدحام جمعیت خود مهمترین عامل فشار و گرما و ضیق جا است.

۸) سازماندهی و تقسیم وظایف:

معمولا یک زنبور کارگر بعد از تولد ۱۲ روز اول نگهبانی و پرستاری از ملکه و نوزادان و نظافت را به عهده دارد. بعد از ۱۲ روز علاوه بر وظایف یاد شده کار معماری و مهندسی و بنایی را باید انجام دهد. یعنی سه نوع خانه باید بسازد؛حجره‌های کوچک برای کارگران، حجره‌ای متوسط برای زنبوران نر، حجره بزرگ شبیه بادام‌زمینی برای پرورش ملکه که در اصطلاح به آن سلول ملکه یا شاخون می‌گویند. بعد از ۲۱ روز زنبور کارگر بالغ شده تا ۱۵ روز پرواز می‌کند. برای تهیه شهد، گرده، زهر، بره موم، آب به فعالیت می‌پردازد.

مهمترین فعالیتهای اثربخش را در کندو زنبوران کارگر (ماده بکرزا) انجام می‌دهند. زنبور نر خاصیتش فقط برای باروری ملکه جوان است. تاکنون حشره‌شناسان وظیفه دیگری برای زنبور نر اعلام نکرده‌اند .

ملکه زنبور عسل که حکم “شاه کندو”‌ را دارد ۲۰۰ روز در سال تخمگذاری می‌کند روزی ۱۵۰۰ تخم. وظیفه ملکه حفظ و بقای نسل است. ضمنا ملکه گازی از خود متصاعد می‌کند که به آن فرمون یا نظم‌دهنده اجتماعی نیز می‌گویند. این گاز موجب می‌شود که تمام زنبورها به وظایف خود به خوبی عمل کنند.

۹) ایثار ملکه در کندوی عسل: .... ادامه و منبع

شیر دوشی سنتی

انواع سالنهاي شيردوشي

جایگاه انفرادی دام

Bulbarrow Extra Comfort Cow Cubicle

Happy cows in the Extra Comfort Cubicles

Cow Comfort in Extra Comfort Cubicles

Happy cows in the Extra Comfort Cubicles

Note back legs in passage

Note all four feet on the bed

 

 

 

Fig2-Dairy cows standing idly in their free stalls  should be viewed as "pointers," pointing towards hazards in their workplace.

 

wpe11.jpg (46479 bytes)

چگونگي جلوگيري از مسموميت آفتكش و درمان آن

 

چگونگي جلوگيري از مسموميت آفتكش و درمان آن

آفتكشها با هدف از بين بردن موجودات زنده ساخته شده اند ، بنابراين در كاربرد آنها بايد احتياط و دقت زيادي نمود. با رعايت دستورات بر چسب ،اطمينان پيدا كنيد كه آفتكش ها بر سلامت شما، سلامت نزديكان شما، مردم تاثيرسوء نگذارند يا به گياهان غير هدف، آب، خاك يا حيات وحش صدمه نزنيد. بواسطه خطر بالقوه براي سلامتي، هر كسي كه با آفتكش ها سروكار دارد بايستي بيشترين توجه را نسبت به آنها مبذول دارد و اقدامات حفاظتي ضروري را طبق دستورات بر چسب در مواجه با خطرات بكار گيرد.

 

چگونگي مسمويت با آفتكشها

مواد شيميائي سمي مي توانند موجب آسيب زدن يا مرگ افراد در اثر دخالت در وظايف بيو شيميائي و فيزيولوژيكي بدن آنها گردند. آفتكش ها مي توانند از طريق پوست ، دهان ، بيني ، چشم و از طريق تزريق تصادفي وارد بدن شوند. جذب پوستي محتمل ترين راه براي ورود آفتكش به داخل بدن مي باشد. خطر جذب پوستي هنگامي بسيار زياد است كه هوا گرم و مرطوب باشد و پوست در اثر عرق كردن خيس شده باشد. ماهيت و شدت آسيب بستگي به سميت ماده شيميائي و مقدار سم وارده شده به بدن دارد. برخي افتكش ها بسيار سمي هستند و موجب مسموميت در مقادير خيلي كم مي شوند بطوريكه فقط چند قطره از آنها مي توانند سبب مريضي شديد يا مرگ گردد.

سطح خطر حاد ماده موثره افتكش با استفاده از گروه بندي سموم با عنوان علامت  يا سيگنال مشخص مي شود. موادي با سميت خيلي پائين عنوان علامت ندارندو در گروه بندي نيستند. افتكش هايي با بر چسب سم "خطر ناك"  سميت بالا تا خيلي بالا را دارند. محصولاتي با بر چسب سم داراي" خطر"   سميت متوسط دارند. بر چسب محصولاتي با عنوان" احتياط" سميت كمي دارند. هميشه لباس حفاظتي طبق دستورات بر چسب هنگام حمل نقل و استفاده از آفتكش ها بپوشيد. در مورد برخي از آفتكش ها كه در فهرست سموم نيستند، بهر حال پوشش حفاظتي لازم مي باشد. 

 

اثرات مسموميت

معمولا افتكش مورد استفاده در كشاورزي ممكن است متعلق به گروه هاي شيميائي اورگانوفسفات و كاربامات از قبيل سوپر اسيد، دورسبان ، سوين باشند. پس از جذب شدن در بدن ، اين آفتكش ها آنزيم هاي كلين استراز بدن را غير فعال مي سازند، تشنج هاي عصبي و فعاليت بيش از حد برخي غدد روي مي دهد و در نتيجه موجب علائم مختلف و متغير مي شوند. علائم اوليه شامل سردرد، عرق كردن ، خستگي ، گيجي ،تارديدن ، حالت تهوع ، استفراغ ، دردهاي شكمي ، و اسهال مي باشد. علائم آشكارتر مسموميت بيحسي، سفت شدن قفسه سينه، تغييرات در ضربان قلب ، ضعف عمومي ماهيچه ، مشكل در راه رفتن ، كوچك شدن مردمك چشم، بزاق آوري زياد ، و افزايش شدت علائم اوليه هستند. نشانه هاي اوليه مسموميت حاد اورگانو فسفات و كاربامات ها در مدت چند دقيقه يا چند ساعت پس از قرار گرفتن در معرض آنها ظاهر مي گردد. مسموميت شديد ممكن است منجر به تشنج ها و بيهوشي گردد كه مي تواند به سمت مرگ سوق دهد.

بيشتر علائم مسموميت سم برگشت پذير هستند و موجب آسيب دائمي در بلند مدت نمي شوند. بهر حال ، برخي اثرات سميت سبب خسارت غير قابل برگشت مي شوند. مسموميت حاد با يكبار قرار گرفتن شخص در معرض سم هنگام پاشيدن يا سمپاشي تصادفي يا بلعيدن آفتكش اتفاق مي افتد. علائم مشهود بلافاصله ظاهر مي شوند و نياز به درمان اضطراري دارد. مسموميت تجمي با چند بار قرار گرفتن در معرض دوزهاي كم آفتكش در يك مدت زمان طولاني اتفاق مي افتد . اين نوع مسموميت تدريجي است چون سطح سم به كندي افزايش مي يابد و هنگامي علائم ظاهر  ميگرددكه سطوح سم به اندازه كافي بالا برود . آفتكش ها نيز مي توانند سبب سوزش در پوست و چشم ها گردند و موجب تحريك واكنش هاي آلرژي زا شوند. مسموميت هاي جدي اورگانو فسفات ها و كاربامات نياز به درمان با آتروپين دارند. آتروپين يك پادزهر بسيار خوبي است وقتي توسط دكتر داخل وريد تزريق گردد.

 

احتياطات آفتكش

از فروشندگان سم اطلاعات در مورد آفتكش ها با جزئيات بيشتر در موارد حمل ونقل ، انبار داري ، روش هاي اضطراري، اثرات بهداشتي و كمك هاي اوليه بدست آوريد. قبل از كاربرد افتكش ، هميشه بر چسب آن را در مورد سميت و روش هاي توصيه شده  ايمني و كمك هاي اوليه كنترل كنيد. اگر مجبور شديد به تنهايي سمپاشي را انجام دهيد، هميشه به يك نفر ديگر بگوئيد كه مي خواهيد سمپاشي كنيد و اين عمل چه مدت طول مي كشد. ظروف افتكش را در داخل كابين كاميون يا در قسمت سرنشين اتومبيل حمل نكنيد. ظروف سم را در يك محل محفوظ يا قسمت جداگانه قرار دهيد.

هنگام مخلوط كردن و كاربرد افتكش ها و هنگام واردشدن يا كار كردن در محيط سمپاشي شده دقت زيادي كنيد ، چون خطر مسموميت در اين زمان ها خيلي زياد است . زمان ورود به مزرعه يا باغ را پس از سمپاشي طبق بر چسب افتكش رعايت نمائيد. اين دوره تا زماني طول مي كشد كه تمام محل سمپاشي خشك شده ،سموم رسوب كرده يا بخارها پراكنده شده باشند . مسموميت ممكن است با تنفس ذرات افتكش ( مانند داخل گلخانه ها ) يا معمولا خيلي زود پس از سمپاشي وارد مزرعه شوند اتفاق بيفتد. هيچ كار دستي در مزرعه سمپاشي شده بدون پوشش حفاظتي تا انقضاي دوره ورود مجدد نبايستي انجام شود.

ماشين آلات نيز در  دوره ورود مجدد نبايستي وارد منطقه سمپاشي شده شوند. اگر هشدارهاي بر چسب در دسترس نباشد بهتر است در مورد آفتكش هاي گروه 6 حداقل به مدت 24 ساعت بعد از سمپاشي و در مورد افتكش هاي گروه 7 مدت 48 ساعت انتظار كشيد . انتظار 48 ساعت در مورد آفتكش هاي گروه 6 با فرمولاسيون پودر و تابل توصيه شده است وچون عمليات زراعي مستلزم تماس با شاخه و برگ سمپاشي شده مي باشد.

 

انجام منظم آزمونهاي خون و ادرار

در مورد برخي افتكش ها ، اكنون آزمونهايي وجود دارد. آزمونهاي اورگانوفسفات مسموميت را مشخص مي كنند و نشان مي دهند كه آيا پوشش حفاظتي و اقدامات ايمني هنگام سروكار داشتن و استفاده از افتكش ها كافي هستند. بايستي آزمون ها را قبل از سروكار داشتن يا سمپاشي افتكش ها انجام دهيد اين آزمون معياري در مورد آزمون هاي بعمل آمده بعد از عمليات سمپاشي خواهد شد. اين معيار ضروري مي باشد تا نتايج آزمونهاي بعدي را بتوان به طور صحيح تفسير نمود. قسمتي ازوسايل كمك اوليه صابون ، حوله تميزو 20 ليتر آب تميز مي باشد. بر چسب آفتكش ها را در مورد اجراي روش هاي كمك اوليه با دقت بخوانيد . در صورت پاشيدن شدن سم روي پوست بدن بلافاصله آن محل را چند بار با صابون و آب تميز بشوريد. 

كرم ابريشم

 

كرم ابريشم: Bombyx  mori        ( silkworm )                     

پراكندگي :

اينگونه تنهاعضوي از خانواده بومبي سيده مي باشد اين حشره به عنوان توليد كننده ابريشم در تمامي كشورها مي باشد كه يكي از اين كشورها ايالات متحده آمريكا مي باشد .

اهميت:

فرايند توليد ابريشم توسط كرم ابريشم را سري كالچر مي گويند كه بيش از 30 قرن مي باشد كه روي آن كار مي شود. اولين بار چيني ها دانستند كه چگونه ابريشم را توليد كنند. ابريشم زماني فرم مي گيرد كه لاروكامل، به دور خود پيله اي براي تبديل به شفيرگي مي تنند در اين فرايند حداكثر 914 متراز ابريشم توسط يك لارو توليد مي شود.

 براي فرايند هاي تجاري شفيرها از بين مي روند چون اگر شفيرگي كامل شود باعث شكستن ارزش فيبري ابريشم مي گردد . حداكثر سه هزار پيله براي توليد يك پوند ابريشم تجاري مورد نياز است.

ظاهر حشره :

شب پره سفيد مايل به كرم داراي خطهاي قهوهاي كم رنگ در طول بال جلو مي باشد. در بال آنها يك قوس حدود mm50  مي باشد. بدن پرمويي دارد.  لارو لخت است، داراي يك شاخك مقعدي است. شفيره  بزرگ، تخمها سفيد مايل به زرد و نيمه كروي.

چرخه زندگي:

        شفيره ها اگراجازه داده شوند كه به شب پره تبديل شوند تغذيه نمي كنند، در طي 2 -  3  روز تبديل به حشره كامل مي شوند. در طي اين دوره شب پره  300-  500  تخم
مي گذارد. كلوني ها در دماي 25 درجه باشند، لاروها در سن 6 ، 12 ، 18  روزگي جلداندازي كرده در طول دوره لاروي برگ هاي درخت توت به عنوان تغذيه براي آنها در نظر گرفته مي شود، كه هر لارو حدود
gr 90   از برگ مصرف مي كنند.

استفاده از فرمونها در جذب:

        صد سال قبل اين فرمونها توسط آقايbutenandt  و همكارانش براي اولين بار شناسايي شد.

طبقه بندي فرمونهاي حشرات به ترتيب زير است:

1. فرمون جنسي Sex pheromones:  اين ماده اغلب توسط حشرات ماده براي جلب نرها به جفت گيري توليد مي شود، اما گاهي هم ممكن است توسط نرها توليد گردد، كه در  lep  بسيار پيشرفته است.  فرمونهايي كه توسط ماده ها ترشح مي شوند، توسط شاخك حساس حشرات نر دريافت مي شوند.

2. فرمون هشدار pheromones Alarm  : براي حشرات اجتماعي مثل مورچه، زنبورها به كار مي روند، باعث هشدار به حشرات در صورت خطر مي شود. به عنوان مثال شكستن نيش در بدن قرباني زنبور عسل باعث كاهش alarm ph  شده و منجر به جلب ديگر زنبورها براي نيش زدن مي گردد.

3. فرمون marking - pheromones - Trail: توسط مورچه ها و موريانه ها براي نشان دادن منابع به اعضاي ديگر كلوني مي باشد.

4.  فرمون تجمعي Aggregation pheromones : در جمعي از سوسكها ديده مي شود و باعث مي شود كه حشرات به دور مكان غذايي تجمع پيدا كنند. عادت هاي توليد مثلي و مكان هاي زمستان گرداني جزء اين مكانها محسوب مي شوند. جمله سوسك سبوس در حمله به درختان معروف است.

5. Epideictic pheromones: كه به آنها spacing ph  هم گفته مي شوند. جزء معدود فرمونهايي هستند كه حالت دفع كنندگي دارد تا جلب كنندگي. در سوسك سبوس lepidopter  ، Dipter  ، hymenopter  hemipter  و orthoptera  ديده مي شود.

فرمونهايي كه در نمونه برداري قرار مي گيرند:

        استفاده از فرمونهاي جنسي يكي از قديمي ترين روشهاي نيمه شيميايي به عنوان جلب كننده ها در مديريت آفات مي باشد. در حال حاضر هم فرمون جنسي و هم تجمعي براي پيش آگاهي فعاليتهاي حشرات مورد استفاده قرار مي گيرند.

تله هاي فرموني مخصوصاً بسيار ارزشمند هستند، زيرا وقتي كه تعدادي از گونه هاي آفت پايين مي آيد از اين طريق مي توان به عدم حضور و وجود آنها پي برد. مثلاً يك نوع تله ، تله بالي است كه در پيش آگاهي lep  و ديگر حشرات استفاده مي شود. حشرات توسط طعمه فرموني جلب مي شود، به قسمت پايين تله كه چسبناك مي باشد مي چسبند كه بعداً شمارش به صورت منظم انجام مي گيرد.

در پروانه ي برگ خوار نوار قرمزي Argyrotaenia  velvtinana  ، درشفيره و حشره كامل ولارو ديده مي شود، كه تله هاي فرموني به طور منظم براي پيش آگاهي اين گونه ها و ديگر Lep  هاي آفت براي ميوه ها استفاده مي گردد.

        در سوسك ژاپني Popillia  japolica  بوسيله تله طعمه اي فنيتيل پروپنونات ايوگنول به دام افتاده است. تله هاي فرموني و ديگر جلب كننده ها هزينه ي زيادي براي پيش آگاهي نياز ندارند. اگر چه شرح اين تله ها گاهي مشكل مي باشند .

برخي عوامل در تله هاي فرمون و بازدارندگي آنها در گرفتن حشرات دخالت دارند شامل:

           1.        فرموني كه جلب كننده نباشد.

            2.        فرموني كه در طول زمان مقدارش كم مي شود.

            3.        طرح تله (مثلاً رنگ)

              4.        مكان تله

           5.        دوام تله

دستورالعمل­هاي عمومي در رويه پرورش ماهيان آبهاي شيرين

 

دستورالعمل­هاي عمومي در رويه پرورش ماهيان آبهاي شيرين:

در اين خصوص پرورش دهندگان ماهي مي­توانند از محيطهاي آبي و تسهيلاتي استفاده كنند كه براي پرورش كپور و ديگر گونه­هاي ماهي آبهاي شيرين مناسب­ترند ، تا براي ماهيان قزل­آلا، و فنون اين كار در حال حاضر كاملا مرسوم و رايج است. ايجاد استخرهاي ماهي در اصل رويه­اي از آب­زدايي و كنترل منظم مناطق باتلاقي با استفاده از سدهاي ساده كه به تدريج استخرهايي مناسب توليد ماهي در كنار آن ايجادشد، ريشه گرفته است. از لحاظ فني كليه گونه­هاي ماهي آب شيرين را ميتوان پرورش داد و اين بسته به انتخاب بازار است. در ذيل برخي از مسايلي كه در رويه­هاي پرورش و تكثير ماهيان آب شيرين بايد بدانها توجه داشت مد نظر قرار مي­گيرد:

ضد عفوني استخر : استخرها كه در اندازه­هاي متفاوتي هستند ( از 100 متر مربع براي تخم­ريزي گرفته تا بيش از 10 هكتار براي پرورش ماهيان استخرهاي نمونه يا در زمين حفر ميشوند و يا بوسيله پشته­هاي خاكي ساخته ميشوند كه در هر حال بايد قابل زهكشي باشند و اين كار معمولاً بوسيله سيستم ( مانك ) صورت مي­گيرد . بهترين و ارزانترين روش ضد عفوني استخرها خنگ گذاشتن و به آيش در آوردن آن است .
تخم­ريزي: بطور معمول ماهيان آب شيرين در دماي حدود 22 درجه سانتيگراد تخم ريزي ميكند و استخرهاي تخم­ريزي در آغاز ماه مه ، هنگامي كه حرارت آب به سرعت زياد ميشود ، آماده مي­گردند . در استخرها بذر علف افشانده ميشود يا گياهان ديگر امكان رويش مي­يابند ، بطوري كه رستني­هاي مناسب موجود باشد ، تا تخمها به آنها بچسبند. استخرها در اكثر اوقات سال ، خـالي هستند امـا درست قـبل از تخم­ريزي از آب پر مي­شوند و فرصت گرم شدن مي­يابند. آنها تنها وقتي مورد استفاده قرار مي­گيرند كه درجه حرارت آبشان بالاي 18 درجه سانتيگراد باقي بماند . ماهي­هاي توليد مثل كننده آب شيرين در دسته­هايي شامل 2 نر و يك ماده انتخاب ميشوند. نرها به سادگي شناسايي ميشوند. به اين ترتيب كه وقتي كه حفره شكمي آنها به آرامي فشار داده شود، اسپرم از منفذ آن خارج ميشود. ماده­­ها در اين زمان به واسطه حفره شكمي متورم و منفذهاي برجسته قابل تشخيص­اند ماهي كپور معمولاً در 4 سالگي بالغ ميشود ، گر چه نرهاي آن ميتوانند زودتر بالغ شوند. دسته­هاي ماهيان بلافاصله بعد از آب­گيري استخر ، وارد آن ميشوند و تخم­ريزي بعد از حدود 36 ساعت صورت ميگيرد. ماده­ها روي گياهان مركز استخر تخم مي­ريزند و هر ماهي حدود 000ر100 تخم به ازاء هر كيلوگرم از وزن بدن توليد مي­كند. ماهي­هاي توليد مثل كننده را پس از تخم­ريزي بلافاصله از استخر بيرون مي­آورند تا تخمها را نخورند.
مراحل لاروي : معمولاً تخم ماهيان آب شيرين از جمله كپور پس از گذشت 100 "درجه روز" (يعني 4 روز در دماي 25 درجه سانتيگراد) سرباز مي­كند. لاروها به طول 5 ميليمتر هستند و تنها يك كيسه غذايي كوچك با خود همراه دارند. هنگام آماده سازي استخر تخم­ريزي يا نزديك به اين زمان ، استخرهاي نوزاد پروري بزرگتر از استخرهاي تخم­ريزي هستند و بايد حدود 2/1 متر عمق داشته باشند. اين استخرها اختصاصاً براي توليد لارو بكار مي­روند و بايد تنها حاوي مواد غذايي در چنان اندازه و كيفيتي باشند كـه مـناسب تـغذيه لاروهـا بـاشند. بـراي پرورش پلانكتون­هاي حيواني غذايي در استخرها كود آلي يا شيميايي مي­پاشند. انتخاب بين كودهاي آلي و غير آلي صورت مي­گيرد و كودهاي آلي طبيعي مورد استفاده معمولاً از كودهاي حيواني نظير كود گاو يا اسب هستند . اين مواد را ميتوان به ميزان 1 كيلوگرم در متر مربع بصورت جامد يا مايع ، ترجيحاً در حالت تجزيه كامل كه سطح آمونيم به حداقل مي­رسد بكار گرفت. ( سطح آمونيم بسته به طبيعت خاك استخر و سطح موجود مواد تغذيه­اي در استخر كاملاً متغير است). هنگام كودپاشي دقت زيادي بايد مبذول داشت تا كود بيش از حد افزوده نشود و حالت بي­اكسيژني رخ ندهد. به جاي كوددهي گسترده و يك جا، چه بهتر كه اين كار طي چندين نوبت هر چند هفته يك بار در طول تابستان صورت گيرد.
كودهاي غير آلي را ميتوان به جاي كود آلي بكار برد. كودهاي آلي مواد تغذيه­اي جلبكي را در سطح قابل پيش­بيني­تري فراهم مي­نمايند. در استخرهاي عادي كه داراي مقدار مناسبي خاك در كف هستند ، احتمال دارد كه فسفر ، مواد مغذي را محدود كند كه براي جلوگيري از اين وضع ، از سوپر فسفات­ها استفاده مي­گردد. شكل رايج­تر كودپاشي ، استفاده از تركيب نيتروژن، فسفر و پتاسيم به نسبت 10÷10 ÷ 10 به ميزان 10 كيلوگرم در هكتار ، كمي ديرتر در سال ميتوان بكار گرفت. پس از آنكه كود آلي يا شيميايي افزوده شد و پلانكتون كافي در استخر بوجود آمد لاروهاي تازه سر از تخم درآورده به آن وارد مي­شوند. رشد در اين زمان سريع است و لاروها را بايد به منظور جلوگيري از كاهش ميزان رشد كه در اثر ازدحام بي­رويه ايجاد مي­شود ، پراكنده و كم جمعيت كرد. بطور معمول لاروها را براي بقيه فصل در استخر نگاه ميدارند. همچنين ممكن است در صورت كند بودن ميزان رشد ( كه از طريق نمونه برداري با تور كنترل ميشود) ، از تغذيه كمكي استفاده گردد. در صورتيكه درجه حرارت مناسب باشد، ممكن است ماهيان كليه غذاهايي را كه بطور طبيعي توليد شده مصرف كنند. غذاهاي گندله­اي شكل كه توسط كارخانجات تجارتي توليد ميشوند معمول ترين غذاي ماهيان آب شيرين از جمله كپور هستند. اين مواد از لحاظ غذايي متناسب با نيازهاي ماهي ساخته شده­اند و ميتوان آن را با دست به آنها داد، يا به كمك ابزار اتوماتيك يا تغذيه كننده­ها مورد استفاده قرار داد. در صورتيكه هوا به اندازه كافي گرم باشد ميتوان بطور واقع­بينانه انتظار داشت كه تا پايان تابستان وزن ماهيان 50 تا 100 گرم باشد. در اينجا بايد بر اهميت بالا بودن دماي محيط تأكيد كرد، زيرا پايين بودن درجه حرارت سبب ميشود كه آهنگ رشد كند يا نابود گردد. حداقل دما براي رشد مناسب ، 18 درجه سانتيگراد است، در حالي كه دماي 25-23 درجه سانتيگراد ايده­آلي را براي تبديلات غذايي و رشد بوجود مي­آورد. اهميت درجه حرارت به قدري است كه استفاده از صفحات خورشيدي ، تونلهاي پلي تيني گلكاري شده يا ايجاد پوشش بر روي استخر ، به منظور افزايش درجه حرارت براي بالا بردن آهنگ رشد ، باز هم اقتصادي و بصرفه است.
كنترل بيماري : كنترل بيماري تا حد زياد مسئله­اي است مربوط به بهداشت استخر. استخرها حتي­الامكان بايد در طول زمستان ، خشك نگه داشته شوند و با آهك زنده ، فرمالين يا سود سوزآور ضد عفوني گردند. ماهيان توليد مثل كننده هميشه بايد از بچه ماهيها و ماهيان در حال رشد بزرگ­تر و جدا

نگاه داشته شوند. ماهيان بايد بخاطر انگل­ها يا ساير علائم بيماري بطور مكرر در فصل رشد و ترجيحاً حداقل ماهي يك بار بطور كامل معاينه شوند و اگر بيماري آنان محرز گرديد، سريع و بطور موثر درمان شوند. دقت در انتخاب ماهيان توليد مثل كننده اهميت فراواني دارد تا در درجه اول موجب انتقال بيماري به مزرعه نشوند.
كنترل شكارچيان : كنترل شكارچيان ( عمدتاً پرندگان و حشرات آبزي) ، بيشتر با پيشگيري از ورود آنان تا نابود ساختن آنها بايد فراهم گردد. گرين هاوس­ها واقعاً در مقابل شكارچي مقاوم هستند. مسئله عمده ديگر بويژه در اواخر فصل كه گرماي آب بيشتر و محصول ماهي موجود در آب بالاست. آلودگي استخر بوسيله خود ماهيان مي­باشد. در اين حالت اكسيژن مورد نياز ضايعات دفع شده از ماهي ، و همچنين مصرف اكسيژن توسط ماهيان در حال رشد ، سبب كاهش ميزان اكسيژن محيط مي­گردد. براي مقابله با اين موضوع ميتوان آب را در طول شب كه ميزان اكسيژن در پايين­ترين حد خود است ، هوا داد ، يا آب آن را بطور دائم عوض كرد، گرچه مورد اخير با اتلاف حرارت آب همراه است.

 

 پرورش ماهی در سيستم های باز:

 

منظور از قفس يا كيج بخشي از آب دريا, سراب ,آب پشت سد و است كه از اطراف و كف توسط ابزارهاي مختلفي مثل توري با چشمه هاي مختلف محصور گردد ودر آن محيط محصور ماهي پرورش داده شود.

اولين بار ماهيگران از قفس براي نگهداري موقت ماهي (تا زمان آماده شدن براي فروش) استفاده مي كردند.پرورش در قفس , پديده اي است نو كه در سالهاي اخير در نواحي ساحلي انجام مي شود.

تنوع زيادي در اندازه ها وطرح هاي قفس ديده مي شود. قفس ها با شرايط مختلف محيطي تطابق پذيري زيادي دارند واز آنها به طرق مختلف استفاده مي شود.

  1-انواع قفس:

  قفس ها در مقايسه با انواع اوليه آن توسعه زيادي يافته وامروزه انواع وطرح هاي متنوعي از آنها وجود دارد.

چهار نوع قفس وجود دارد: ثابت , شناور, قابل غوطه وري وغوطه ور واستفاده از 2 مدل ثابت وشناور رايج تر است.

-قفس هاي ثابت : از يك كيسه توري تشكيل شده اند كه بوسيله تيرك هايي در كف درياچه يا رودخانه در آب نگهداري مي شود. اين قفس ها نسبتاً ارزان وساختن آنها آسان است , ولي از لحاظ اندازه وشكل محدوديت دارند وفقط در محل هاي كم عمق با بستر مناسب مستقر مي شود.

-قفس هاي شناور: كيسه قفس هاي شناور توسط يك حلقه يا چارچوب شناور نگهداري مي شود. كاربرد اين قفس نسبت به ساير انواع قفس بيشتر است ومي توان آنها را در اشكال واندازه هاي مختلف طراحي كرد.

-قفس هاي قابل غوطه وري: كيسه توري يا شبكه هاي توري قفس قابل غوطه وري , متكي به يك چارچوب يا دكل است ومي تواند در عمق هاي مختلف آب قرار گيرد. اين مزيت باعث مي شود كه در شرايط آب وهوايي بد از صدمات در امان باشد. اين مدل قفس در زمان آرامش آب , در سطح آب نگهداشته مي شود وهنگام بدي آب وهوا درون آب غوطه ور مي گردد.

-قفس هاي غوطه ور: قفس هاي غوطه ور ساده , معمولاً, از تعدادي جعبه هاي چوبي ساخته مي شوند كه در ميان آنها شكاف هايي وجود دارد و آب از درون آنها عبور مي كند. اين قفس ها توسط سنگ يا پايك به بستر آب محكم مي شوند.

2- معيارهاي انتخاب محل استقرار قفس:

سه دسته معيار براي انتخاب محل قفس وجود دارد كه بايد رعايت شوند:

·       بررسي مقدماتي شرايط فيزيكوشيميايي محيط كه تعيين مي كند آيا يك گونه مي تواند در آن محيط به لحاظ دما , شوري , اكسيژن , جريان ها و پرورش يابد يا خير.

·     عواملي هستند كه با موفقيت يك سيستم قفس ارتباط دارند (آب وهوا, محفوظ بودن , عمق وبستر

·      بررسی مسائل مربوط به احداث وسوددهي مجتمع پرورشي همانند جنبه هاي حقوقي , دسترسي , تاسيسات محلي ,امنيت وبحث هاي اقتصادي _ اجتماعي.

 -كيفيت آب محل استقرار قفس :

دما , شوري , اكسيژن ,  , گل آلودگي و آلودگي آب پارامترهايي هستند كه قبل از نصب قفس در محل مورد نظر , بايد مورد توجه قرار گيرند.هر گونه ماهي در رنج معيني از دما, شوري , اكسيژن و  ...بهتر رشد مي كند.

ميزان گل آلودگي كمتر از 100 ميلي گرم در ليتر براي بيشتر گونه ها قابل تحمل است.البته , مدت در معرض قرار گرفتن نيز مهم است.پرورش دهندگان بايد از محل هايي كه ميزان گل آلودگي بالايي دارند پرهيز كنند.اصولاً رودخانه ها احتمال گل آلودگي بالايي دارند ومقدار مواد جامد معلق آن ها ممكن است به چندين هزار ميلي گرم در ليتر برسد.

از نقطه نظر پرورش ماهي در قفس ، يك آلوده كننده چيزي است كه به ساختمان قفس صدمه بزند, اثرات منفي روي ماهي هاي درون قفس يا غذاي مصرفي بگذارد يا در بدن ماهي به مقداري جمع شود كه ديگر قابل مصرف نباشد. در نتيجه محل استقرار قفس بايد تا حد امكان دور از صنايع ونقاط پر جمعيت باشد تا خطر اين آلودگي ها كاهش يابد.

3-شرايط محل استقرار قفس:

-عمق:

قفس هاي ثابت در مناطق كم عمق درياچه ها ومخازن يا رودخانه ها ودر عمق هاي كمتراز 8 متر مستقر مي شوند. زيرا پيدا كردن تيرك هاي بلندتر كه بتواند قدرت كافي براي نگهداشتن قفس ها را در عمق بيشتر را داشته باشد مشكل است.

عمق آب براي قفس هاي شناور چندان مهم نيست اما با افزايش عمق , هزينه ها ومشكلات مهار كردن بالا مي رود. براي اكثر انواع پرورش در قفس , قفس ها بايد در عمق كافي مستقر شوند تا تبادل آب حداثر باشد, ودر عين حال كف قفس به اندازه كافي با بستر فاصله داشته باشد.

در اثر رسوب مواد زايد در زير قفس وكيفيت آب اطراف قفس نامساعد مي شود, بنابراين بهتر است ماهي هاي درون قفس را 4 الي 5 متر بالاتر از رسوبات نگهداري كرد.

عمق مناسب را مي توان با ابزارهايي ساده مثل نخ وشاقول يا پيچيده مثل اكوساندردبه سرعت تعيين كرد.

قفس هاي شناور اين مزيت را دارند كه مي توان آنها را به آب هاي عميق تر منتقل كرد.

 -بستر:

وضعيت بستر, روي انتخاب طرح قفس تاثير مي گذارد. درآب هاي شيرين فرو كردن پايه هاي قفس ثابت مشكل است واز قفس هاي شناور استفاده مي شود.

اهميت دريا با بستر صخره اي وجود جريان لايروبي كننده مناسب وكمترين احتمال ايجاد مولد زائد مي باشد.

وليكن مهاركردن قفس در اين محل ها مشكل است.

 -جريان آب:

تبادل خوب آب هم از لحاظ تامين اكسيژن وهم از لحاظ برطرف كردن مواد زائد حاصل از سوخت و ساز, اهميت دارد.

سرعت آب بين 1/0 تا 5/0 متر در ثانيه مناسب است وسرعت هاي متوسط بين 2/0 تا 3/0 نيز نتايج رضايت بخشي نشان داده اند. با افزايش سرعت جريان آب هزينه هاي مهار وساختمان قفس افزايش مي يابد.

 4-مواد مناسب ساخت قفس:

مواد مناسب براي ساخت كيسه قفس بايد داراي شرايط ذيل باشند:

- قوي

- سبك

-مقاوم در برابر پوسيدگي , ساييدگي وهوازدگي

-مقاوم در برابر مواد چسبيده به تور

- راحتي كار وقابل تعمير بودن

-خاصيت كشيدگي زياد

- بافت صاف وغير خشن براي ماهي

- ارزان

يك ماده تمام كيفيت هاي ذكر شده را ندارد اما بي شك بعضي مواد براي برخي گونه ها محل ها و هدف ها مناسبترند. عموماً كيسه قفس را از توري هاي قابل انعطاف كتابي يا نايلوني مي دوزند بعلاوه از شبكه هاي توري غير قابل انعطاف , از مواد مختلف وبه اشكال مختلف براي مكان وهدف هاي مختلف استفاده مي شود.

تور مناسب قفس بايد مقداری سنگين تر از آب باشد تا به راحتي از حلقه شناور آويزان شود وبه قدركافي محكم باشد وتوانايي تحمل وزن مقداري ماهي را در هنگام بالا كشيدن تور در زمان صيد داشته باشد.

5-جنبه های پرورش در قفس:

از قفس مي توان در پرورش متراكم , نيمه متراكم وگسترده استفاده كرد. در پرورش گسترده , ماهي ها متكي به غذاهاي طبيعي و قابل دسترس آبي هستند ولي در روش هاي متراكم ونيمه متراكم غذاي دستي كاربرد دارد.

در پرورش گسترده ونيمه متراكم در قفس , از گونه ماهي هاي علفخوار و همه چيزخوار ودر پرورش متراكم از گونه هاي گوشتخوار استفاده مي شود. بيش از 130 گونه ماهي و12 گونه ميگو , خرچنگ دريايي وخرچنگ معمولي در قفس پرورش داده مي شوند.

گونه انتخابي پرورش تجاري در ايران ماهي قزل آلا رنگين كمان است.

ماهي قزل آلا براحتي به غذاي دستي عادت كرده وارزش اقتصادي بالايي دارد وهمچنين تهيه بچه ماهي به مقدار مورد نياز براحتي امكان پذير است.

-طول دوره پرورش:

در كشور ما با توجه به دماي آب , پرورش دهندگان ماهي در قفس بين 4-8 ماه فرصت دارند تا ماهيان مزارع خود را به وزن بازار برسانند.

-حمل ونقل ورهاسازي ماهي در قفس :

24-48 ساعت قبل از حمل ونقل بچه ماهي ها , غذادهي قطع مي شود وبوسيله مناسبي بچه ماهي ها به محل استقرار قفس منتقل مي شوند. پس از رسيدن وسيله حمل ونقل ماهي به منبع آبي , يا قفس را به كنار ساحل نزديك كرده وماهي ها را توسط لوله هاي پلاستيكي يا برزنتي به داخل قفس تخليه مي كنند يا اينكه ماهي ها را توسط قايق به محل مورد نظر مي برند.

پيش از رهاسازي بايد دماي آب ماهي با دماي محيط جديد تقريباً برابر باشد.بلافاصله پس از انتقال ماهي در قفس , نبايد به آن ها غذا داد.

بر مبناي توليد نهايي هر قفس ومحاسبه تعداد تلفات , ماهي ها را در قفس رهاسازي مي كنند.

-غذادهي در قفس:

از غذادهي در هنگام سرما يا گرماي شديد وهنگام طوفان خودداري شود, زیرا ماهي ها در اين مواقع اشتهاي مناسبي ندارند. ماهي هاي قفس را بايستي به زمان هاي مشخص غذادهي عادت داد. متوسط طولي ووزني هر ماهي غذا با سايزمشخصي استفاده مي شود. از دادن غذا در مواقع تاريكي يا كدورت آب بايد خوددداري شود.

-صيد ماهيان در قفس:

صيد ماهي هاي قفس, براساس چرخه توليد, يا به صورت يك جا يا به صورت مرحله اي انجام مي شود. اگر ماهي ها در زمان رهاسازي يك وزن باشند، يكجا برداشت وبه بازار ارسال مي شوند اما اگر ماهي ها درهنگام رهاسازي اختلاف وزن داشته باشند يا در دوره هاي مختلف رهاسازي شده باشند ودر دوره هاي مختلف به وزن بازاری برسند , مرحله اي صيد مي شوند.24 ساعت قبل از صيد غذادهي قطع مي شود.

براي صيد ماهي از قفس ، تور را بالا مي كشند، تا حدي كه ماهي ها در يك حجم كوچك از آب جمع شوند سپس با يك ساچوك ماهی ها را از داخل تور خارج مي كنند. در قفس هاي بزرگ ، از چرثقيل باي بالا كشيدن تور استفاده مي شود.

عمليات بعدي ، جايگزاري قطعات خرد شده يخ لابلاي ماهيها وفرستادن آنها به بازار مصرف است.

6-رعايت چند نكته مديريتي در طول دوره پرورش در قفس:

-بررسي كيفيت آب:

آگاهي از كيفيت آب در طول دوره پرورش بخصوص براي مزارع قفس كه به صورت متراكم در آن ماهي پرورش داده مي شود اهميت زياد دارد.

مهمترين پارامترهاي آب اكسيژن محلول ودماست . دما بايد به طور روزانه در اول صبح وسط روز واوايل شب , اندازه گيري ودر جدول مشخصي ثبت شود. اندازه گيري ساير پارامترها از قبيل عمق شفافيت , PH ,نيتروژن نيز الزامي است.

- بيومتري ماهي ها:

به منظور آگاهي از ميزان رشد ماهي هاي قفس , بايستي در فواصل منظم از ماهي ها نمونه گيري ووزن وطول آنها تعين شود.

- بهداشت ودرمان ماهي ها:

آگاهي از سلامتي ماهيان پرورشي در طول دوره قابل اهميت است. هر گونه تغيير در ظاهر , پوست , چشم , باله ها ودم مهم و مي تواند علامت بيماري باشد . جمع آوري ماهي هاي مرده در قفس مي تواند در جلويري از سرايت بيماري كمك كند.

جهت جلوگيري از شيوع بيماريهاي مسري پرورش دهندگان بايد نكات بهداشتي را رعايت نموده وباكارشناسان بهداشت مشاوره نمايند.

-تعمير ونگهداري قفس:

  قفس در اثر طوفان ,جانوران شكارچي , اشياي شناور روي آب , كشتيراني ودزدان فرسوده وخراب شده وبراي استفاده مجدد در فصول بعدي پرورش نياز به تعمير دارد.

پارگي هاي كوچك توري قفس را مي توان با نخ هاي ابريشمي , در محل ترميم كرد, اما اگر صدمه ديدگي زياد باشد بايد كيسه تور تعويض شود يا در ساحل تعمير گردد.

براي جلوگيري از گرفتگي چشمه ها وتعويض سريعتر آب در قفس , بهتر است همراه با افزايش وزن ماهي ها , بويژه در محيط هاي دريايي كيسه هاي توري رابا توري چشمه بزرگتر تعويض كرد.

 

 

ماهی قزل آلا تقریبا مشهورترین و محبوب ترین ماهی آب شیرین هست . علاوه بر خود ماهی قزل آلا، انواع قزل آلاهای دیگری هم وجود دارن مثل قزل آلای رنگین کمان، قزل آلای دریاچه خزر و قزل آلای خال قرمز . در اینجا میخوام قزل آلای رنگین کمان رو معرفی کنم چون تکثیر و پرورش اون در دنیا بسیار رایج هست :

         

مشخصات :

این ماهی دارای یک نوار پهن یه صورت رنگین کمان در هر طرف بدن می‌باشد. بر روی سر، بدن، پشت، باله چربی و باله دمی این ماهی لکه‌های تیره رنگ دیده می‌شوند. حداکثر طول آنها به ۷۰ سانتی‌متر و وزن بدن آنها به ۷ کیلوگرم میرسد.

زیست شناسی :

مشاهداتی که در مورد خصوصیات قزل‌آلای رنگین کمان و قزل‌آلای خال قرمز انجام گرفته است بیانگر این نکته میباشد که قزل‌آلای رنگین کمان، قزل آلای خال قرمز را از محل خویش دور میکند. به طور کلی میتوان چنین اظهار داشت که هرگونه، مناطق خاصی از رودخانه را انتخاب و تحت تسلط دارد. باید به این نکته نیز توجه داشت که قزل آلای رنگین کمان بر خلاف قزل آلای خال قرمز در مقابل تغییرات درجه حرارت آب و اکسیژن محلول در آب زیاد حساس نیست و نسبت به نوسانات مواد غذایی حساسیت نشان نمیدهد. دوره تخمریزی از ماه های آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخم ها بین ۵ - ۱ هزار عدد است. بچه این ماهیان تقریبا هنگامی که ۱۵ سانتی‌متر طول دارند دارای ۱۲ - ۱۱ عدد لکه های تیره رنگ بر روی بدن می باشند که یکی از مشخصات آنها است.

                        

ارزش اقتصادی :

امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاه های تکثیر و پرورش ماهیان سردآبی در بیشتر نقاط جهان در آمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده ، سازش خوب آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سخت گیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار می باشد.

قزل آلای رنگین کمان جهت ماهیدار کردن آبهای داخلی که واجد شرایط لازم بوم شناختی (اکولوژی) آن هستند بسیار مناسب میباشد. با توجه به این مطالب ماهی قزل آلای رنگین کمان دارای ارزش اقتصادی فراوانی است.

راستی، اگه جایی دیدین یه نفر اشتباهی به ماهی قزل آلا گفت ماهی آزاد، زیاد سخت نگیرین چون تشخیص این دو تا از هم واقعا مشکله.

کلمات کلیدی : قزل آلای رنگین کمان ـ قزل آلای دریاچه خزر ـ قزل آلای خال قرمز ـ  باله چربی ـ باله دمی ـ  دوره تخمریزی ـ بوم شناختی ( اکولوژی ) ـ ماهی آزاد

 

 

 

 

 

 

مقدمه:
در تير ماه سال جاري خبر توليد بستني ماهي به شكل هاي مختلف در جرايد منتشر شد . بعضي از روزنامه ها نوشتند " بستني ماهي توليد شد " ( 1) و بعضي ديگر عنوان كردند كه " توليد بستني ماهي به پايان رسيده است و ايران دومين كشور توليد كننده ي بستني ماهي در جهان به شمار مي رود (؟؟) و اين توليد نه براي صادرات بلكه براي مصرف داخل و بالابردن سرانه ي مصرف ماهي است ؟؟ ." (2 ) اين خبر حتا در اخبار راديو و تلويزيون نيز خوانده شد و موجب مطرح شدن پرسش هاي زيادي در اذهان مردم گرديد . اين مقاله قصد پاسخ گويي به پرسش هاي مطرح شده را ندارد ولي هدف آن روشن كردن اين موضوع مهم است كه آيا مي توان در كشور بستني ماهي توليد كرد و براي افزايش مصرف سرانه ي ماهي آن را به بازارهاي مصرف داخلي ارايه كرد ؟ به اين منظور لازم است در ابتدا در مورد بستني و انواع آن ، تركيبات و روش فرآورش آن توضيحاتي داده شود.


تعريف
بستني نوعي دسر يخي است كه از شير، خامه ، مواد طعم دهنده، ميوه و شكر تهيه مي شود .بستني را مي توان بر حسب تركيب آن به چهار گروه اصلي به شرح زير تقسيم بندي كرد .

1- بستني تهيه شده از منحصرا فرآورده هاي شيري ؛
2- بستني حاوي چربي نباتي ؛
3- بستني تهيه شده از عصاره ي ميوه جات كه به آن چربي و مواد جامد غير چربي شير اضافه شده است ؛
4- بستني يخي كه از آب ، شكر و ميده جات تغليظ شده است .

شايد بستني يخي در بين فرآورده هاي منجمد ، قديمي ترين نوع اين محصول باشد . نهيه ي بستني در ادبيات ايتاليايي به اوايل قرن شانزدهم نسبت داده مي شود . امروزه بستني هايي كه منحصرا از فرآورده هاي شيري نهيه مي شوند و انواعي كه به آن ها چربي نباتي اضافه مي شود در مجموع در حدود 80-90 درصد از توليد بستني جهان را به خود اختصاص مي دهد . اگر چه در بعضي از كشورها مي توان از بعضي از سبزيجات و ميوه جات بستني توليد كرد ولي بستني حاصل از شير و تركيبات آن در همه ي كشورهاي جهان محبوبيت داشته و مصرف مي شود .

تركيبات بستني
تركيب بستني شامل چربي ، مواد جامد غير چربي ، شكر و شير است كه به آن افزودني هاي مختلفي شامل مواد امولسيون كننده ، پايدار كننده ، طعم دهنده و رنگ دهنده نيز اضافه مي شود.مخلوط مواد تشكيل دهنده ي بستني پس از همگن سازي در يخ زن هاي (Freezer) پيشرفته منجمد مي شود . در زمان انجماد ، هوا با مخلوط بستني زده شده و موجب افزايش حجم آن تا حدود 100 درصد مي شود . بنابراين حجم بستني معمولا دو برابر حجم مخلوط بستني است. مخلوط منجمد از يخ زن ها به پركن هاي مختلف و دستگاه هاي بسته بندي هدايت شده و به صورت بستنی چوبی ، ليواني ، قيفي يا مكعب مستطيل به اندازه هاي 250 گرمي ، 500 گرمي و يك ليتري بسته بندي و سپس در سردخانه نگهداري مي شوند.

مواد تشكيل دهنده ي بستني
مواد مختلفي اجزاي تشكيل دهنده ي بستني هستند . اين مواد پس از دريافت توزين شده و به عنوان ماده خام دريافتي در كارخانه مورد آزمايش قرار مي گيرند . اين مواد را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد.

1- چربي
چربي ممكن است تا 12 درصد حجم بستني را تشكيل دهد. اين چربي از چربي شير يا چربي نباتي قابل تامين است .در اين صورت مي توان از شير كامل ، خامه ، كره يا روغن كره استفاده كرد. هم چنين مي توان مقداري يا تمام چربي شير را با چربي نباتي مانند روغن آفتاب گردان و سويا جايگزين كرد .

2- مواد جامد غير از چربي
مواد جامد غير از چربي را پروتيين ها ، لاكتوز و نمك هاي معدني تشكيل مي دهند كه به صورت شير خشك بدون چربي يا شير غليظ شده ي بدون چربي مورد استفاده قرار مي گيرد.مقدار ماده ي جامد غير از چربي از نظر تغذيه يي داراي ارزش بالايي بوده و ساختمان بستني را از طريق اتصال به ملكول هاي آب موجود در مخلوط بهبود مي بخشد.

3- قند
به منظور تنظيم مقدار ماده ي جامد مخلوط بستني و شيرين كردن آن از قندها استفاده مي شود. مخلوط بستني معمولا حاوي 10-18 درصد قند است و انواع مختلفي از قندها مانند قند تيشكر ، چغندر ، لاكتوز و مخلوطي از گلوكز و فروكتوز را مي توان مورد استفاده قرار داد .

4- مواد امولسيون كننده
اين مواد از طريق كاهش فشار سطحي فرآورده هاي مايع باعث امولسيون شدن آن ها شده و اين حالت را پايدار ميكند.گليسرين ، استرهاي سوربيتول و قندي و نيز زرده ي تخم مرغ امولسيون كننده هاي متداول هستند.مقدار اين مواد در مخلوط بستني 3/0 تا 5/0 درصد حجم مخلوط است.

5- مواد پايدار كننده
اين مواد در بستني با ايجاد شبكه يي از حركت آزادانه ي مولكول هاي آب جلوگيري مي كند . دو نوع پايدار كننده در توليد بستني مصرف مي شود . گروه پروتيين ها و گروه كربوهيدرات. پايدار كننده هاي پروتييني شامل ژلاتين ، كازيين ،آلبومين و گلوبولين است.گروه كربوهيدرات را كلوييدهاي دريايي ، همي سلولز و تركيبات اصلاح شده ي آن تشكيل ميدهند. مقدار مصرف 2/0 تا 4/0 درصد حجم بستني است .

6- مواد طعم دهنده
وانيل ، شكلات ، و ميوه هاي خشك از طعم دهنده هاي بستني هستند.

7- مواد رنگ دهنده
مواد رنگ دهنده باعث بهبود رنگ بستني مي شود . از رنگ دهنده هاي طبيعي مي توان به زعفران اشاره كرد.

فرايند توليد بستني
مواد اوليه ي بستني بايد در شرايط بهداشتي دريافت و نگهداري شوند . پس از توزين مواد خام و همگن سازي آن ها اقدام به پاستوريزه كردن مخلوط مي شود .زمان پاستوريزاسيون 83-85 درجه ي سلسيوس به مدت 15 ثانيه است . پس از پاستوريزه كردن و خنك سازي ، مخلوط به مدت 3-6 ساعت در دماي 5 درجه ي سلسيوس درمخزن هاي رسيدن نگهداري مي شود تا اين كه چربي موجود در آن به حالت تبلور در آمده و پروتيين و پايدار كننده ها جذب آب شوند. اين مرحله از توليد بستني به قوام آن بهبود مي بخشد . پس از پايان مرحله ي رسيدن در صورت نياز به مخلوط مواد طعم دهنده و رنگ دهنده اضافه مي شود .مخلوط سپس براي مخاوط شدن با هوا و انجماد آب محتوي آن به يخ زن هاي پيشرفته هدايت مي شود . دماي بستني در موقع خروج از يخ زن بايد 1- تا 9- درجه ي سلسيوس باشد . قالب گيري و بسته بندي بستني در دستگاه هاي مختلف انجام مي شود . شكل بستني و وزن محصول بستگي به تقاضاي بازار دارد .

استفاده از آبزيان در فرمولاسيون بستني
در فرمولاسيون (يا توليد) بستني ماهي كه در ژاپن به آن Sanma Aisu گفته مي شود از اجزاي مختلف آبزيان شامل روغن ماهي ،انواع گوشت ماهي ، پروتيين هاي استخراج شده ي ماهي و عصاره ي ماهي به عنوان طعم دهنده ، پايدار كننده و بهبود دهنده ي محصول استفاده مي شود . ازجوهر ماهي مركب نيز به عنوان رنگ دهنده و طعم دهنده به صورت مخلوط با مواد اوليه ي توليد بستني يا براي نزيين روي بستني ( بيشتر بستني قيفي ) استفاده مي شود . پيشينه ي توليد بستني ماهي در جهان مربوط به كشور ژاپن است . در سال 1964 اولين بستني امروزي ماهي با اضافه كردن عصاره ي ماهي تون به يستني حاصل از شير توليد شد .

بعدها با تنوع بخشي به فرآورده هاي شيلاتي در ژاپن محصولات بستني ماهي متنوع تر شد ؛ طوري كه مقدار گوشت آبزي در محصول به 40 درصد رسيده و مقدار شير و تركيبات آن كاهش و استفاده از كربوهيدرات ها افزايش يافت . براي توليد اين محصول از گونه هايي نظير ماهي آنچوي ، مار ماهي(Unagi Aisu) ، ماهي تون ، ماهي مركب (Ika Aisu)، اسكوييد ، ميگو(Sakura Ebi Aisu) ، شاه ميگو ، هشت پا(Taco Aisu) ، سوريمي و غيره استفاده مي شود . اسكيموها بستني ماهي را از روغن حيواني ، گوشت و كبد ماهي ، ميوه و شكر توليد مي كنند. در تايلند به جاي قطعات ميوه از قطعات ماهي در بستني استفاده مي شود .

بازار پسندي بستني ماهي
بستني ماهي فرآورده يي است كه در كشورهاي ژاپن و شرق آسيا و نيز مردم آلاسكا مصرف مي شود . بستني ماهي به شدت داراي طعم و مزه ي ماهي يا آبزي مصرفي است و آن چنان است كه بعيد به نظر مي رسد مصرف كنندگان ايراني حتا كساني كه در استان هاي ساحلي زندگي مي كنند تمايلي به مصرف آن داشته باشند . اگر چه محققان ژاپني براي كم كردن طعم ماهي در بستني مطالعات زيادي انجام داده اند ولي روش هاي پيشنهادي كه بر اساس استفاده از انواع الكل ( شراب ) استوار است براي ما قابل استفاده نيست . هرچند هدف از توليد اين محصول بالا بردن مصرف سرانه ي ماهي در كشور عنوان شده و جنبه ي صادراتي نيز براي آن در نظر گرفته نشده است ولي توليد صنعتي اين محصول در كشور به دلايل زير براي هر مصرفي – چه مصرف داخل و چه صادرات – امكان پذير نخواهد بود.

1- هزينه ي هنگفت ماشين آلات و تجهيزات توليد بستني ماهي و دانش فني مربوط؛
2- عدم ثبات در تامين مواد اوليه ي مرغوب به خصوص ماهي ؛
3- فقدان استانداردهاي لازم در توليد بستني ماهي؛
4- عدم وجود فرهنگ غذايي مصرف اين نوع فرآورده ها در كشور ؛
5- امكان پذير نبودن توليد بستني ماهي در كارخانه هاي موجود بستني سازي كشور براي جلوگيري از انتقال آلودگي هاي ميكروبي مواد اوليه مختلف به محصولات نهايي و نياز به احداث كارخانه يي مجزا براي اين كار وتوجيه پذير نبودن سرمايه گذاري در اين خصوص ؛
6- نياز به مراقبت هاي شديد بهداشتي در فرآورش و انبارش محصول و عرضه در خرده فروشي ها؛
7- قابل رقابت نبودن اين محصول با توليدات كشورهاي ديگر نظير ژاپن .

نتيجه
بستني ماهي فرآورده يي است كه در توليد آن مي توان از گوشت و روغن آبزيان و نيز اجزاي بدن آن ها استفاده كرد . اين محصول يكي از صدها فرآورده ي دريايي است كه در كشورهاي آسياي جنوب شرقي به خصوص ژاپن مصرف مي شود . طعم بستني ماهي براي كساني كه تمايل كمتري به مصرف آبزيان دارند ناخوشايند است و حتا تصور اين كه از ماهي يستني توليد شده باشد براي بسياري از مردم كشورمان قابل تحمل نيست .

هدف گذاري توليد اين محصول براي افزايش سرانه ي مصرف آبزيان در كشور نشان دهنده ي عدم بررسي كارشناسي در اين خصوص است . انتخاب بستني ماهي از بين ده ها نوع فرآورده ي دريايي كه تعدادي از آن ها در در سال هاي اخير مطابق ذايقه ي مصرف كنندگان ايراني به بازارهاي داخلي معرفي شده اند و به همين دليل نيز ميلياردها ريال براي نوليد محصولاتي نظير انواع فيش برگر و ناگت هزينه شده است شگفت آور است.

در اينجا فرصت را مغتنم شمرده و دوياره يادآور مي شود كه تنها راه افزايش مصرف سرانه ي آبزيان در كشور توليد غذاهاي دريايي آماده ي مصرف نظير انواع فيش برگر و ناگت ، ميگو برگر و ..و نرويج مصرف آن ها بين گروه هاي مختلف مصرف كننده است .


اين محصولات داراي 5 ويژگي زير هستند :

1- نياز به آماده سازي ( يا پاك كردن) محصول نيست؛
2- با توجه به اين كه حدود نيمي ازفرمول محصول گوشت ماهي / ميگو ومابقي مواد پروتييني گياهي و غيره است از قيمت هاي مناسبي برخوردارند؛
3- طعم مناسبي دارند و براي كساني كه طعم ماهي را دوست ندارند خوشايند است ؛
4- به راحتي مصرف مي شوند و
5- براي كليه ي گروه هاي سني قابل استفاده است.

 

نقش کود

 

نقش کود شیمیایی فسفاته :

در گیاه سیب زمینی غلظت فسفر در تمام اندام های گیاه از زمان سبز شدن تا زمان برداشت

کاهش می یابد. نقش بارز این عنصر در تشکیل بذر ، میوه ، انتقال مواد غذایی از برگ ها به غده ، زود رسی محصول ، افزایش خواص انبارداری کاهش میزان آلودگی های ویروسی ، افزایش فعل و انفعالات سوخت و ساز و بالاخره تاثیر مثبت در کمیت و کیفیت محصول باعث افزایش استفاده کودهای شیمیایی گردیده است . در مقایسه با عناصر دیگر مثل پتاسیم ، کلسیم و منیزیم ، خاک های زراعی حاوی مقدار کمی فسفر قابل جذب گیاه (ارتو فسفات )می باشند . معمولا در خاک های زراعی لازم است فسفر به صورت کود شیمیایی به خاک اضافه شود تا اطمینان حاصل شود فسفات آزاد کافی در اختیار گیاه می باشد . به طور متوسط مصرف کود فسفاته در زراعت سیب زمینی 150 تا 250 کیلوگرم در هکتار می باشد . در صورتی که مقدار نیاز گیاه به مراتب کمتر است و این به دلیل جذب بسیار کم کود توسط گیاه می باشد . به طور کلی ، حدود 80% کود مصرفی که جذب گیاه نشده است ، در خاک تثبیت می شود و به تدریج در آب های راکد و جاری نشت کرده و باعث آلودگی محیط زیست می گردد .

در همه خاك ها، كود هاي فسفري را بايستي به صورت پايه به كاربرد ( در زمان شخم ). فسفر اصولا براي پايداري و استحكام نشاء و افزايش طول ريشه آن مورد استفاده قرار مي گيرد. وجود مقدار كافي كود فسفري براي توليد دانه در مراحل اوليه رشد بيش تر از مراحل بعدي آن مؤثر است، زيرا براي پنجه زني فعّال مورد استفاده قرار مي گيرد. تأمين نياز فراوان گياه برنج به جذب P مستلزم به كاربردن آن در زمان نشاء كاري است نه دير تراز آن. به كاربردن كود P در زمان 25 روز پس از نشاء كاري در توليد محصول تأثير نخواهد داشت. برخلاف كود اوره، لازم نيست كود P را در چندين مرحله تقسيم كرده و در مراحل مختلف رشد گياه برنج به پاشند، زيرا معلوم شده كه اين كود آبشويي نمي شود و در خاك باقي مي ماند و به تدريج در اختيار گياه قرار مي گيرد. به علاوه، در صورتي كه در مرحله آغاز رشد كود P به اندازه كافي توسط برنج جذب شده باشد، بعدا در مراحل بعدي رشد در همه اندام هاي گياه مي تواند توزيع گردد. فسفر در مرحله زايشي به طور فعّال از برگ هاي كهنه به برگ هاي تازه انتقال مي يابد.

خواص زئوليت:

 

   زئوليت داراي مواد اوليه مانند پتاسيم، كلسيم، سديم، آلومنيوم، منيزيم، سيلسيوم، فسفر، گوگرد، مس، آهن، منگنز، و... كه به عنوان بهترن مكمل غذايي دامي و كودهاي كشاورزي محسوب شده و در بهره برداري و توليد بيشتر محصولات كشاورزي و دامي نقش مهمي ايفا مي نمايد.

    داراي خاصيت ضد عفوني كنندگي و پاكسازي است كه از عوارض قارچي خاك، گياه و محصول ( به خصوص آفلاتوكسين) جلوگيري كرده، به حفظ سلامتي ريشه و ساقه  كمك شايان مي نمايد، كه بهترين محصول بدون قارچ را به بازار صادرات عرضه مي كند. با توجه به اين خاصيت زئوليت، مي توان زئوليت را در بسته بندي و يا انبار محصولات استفاده نمود تا از قارچ زدگي، فساد و خرابي آنها ممانعت نمود.

    قابليت فراوان در جذب و ذخيره سازي آب دارد كه اين امر باعث مي شود: اولا آب مصرفي گياه ذخيره شود تا در هنگام لزوم از زئوليت به خاك تزريق شده و مورد استفاده قرار گيرد. دوما به علت ذخيره سازي آب از شسته شدن و هرز رفتن مواد مغذي كودها به سطوح پايين خاك جلوگيري به عمل مي آورد، كه اين مورد خود به تنهايي باعث مقوي ماندن خاك مي شود و از فقير شدن خاك از مواد غذايي ممانعت مي نمايد. سوما در مصرف آب صرفه جويي مي شود. با استفاده از اين خاصيت حتي مي توان زئوليت را در بسته بندي يا انبار محصولات استفاده نموده، تا رطوبت موجود و اضافي را جذب نمود، از فساد و گنديدگي محصولات جلوگيري به عمل آورد.

   به علت در بر داشتن عناصر مفيد مورد نياز رشد جانداران، خاك زراعي تحت كاشت را غني مي سازد و باعث ازدياد، افزايش و درشت تر شدن محصول باغات و مزارع ( علي الخصوص محصولات غده اي مانند سيب زميني و...) و نيز بهبود رشد گياهان و درختان و همچنين زودرس شدن ميوه آنها مي شود. تاثير زئوليت در نوع كشت آبي و ديمي متفاوت نبوده بلكه از عملكرد يكساني بر خودار است، اما از نظر مقدار مصرف با همديگر متفاوتند.

 

 

 

 

كود اوره با پوشش گوگردي( SCU ) به عنوان يك نوع كود آهسته رهش كه داراي راندمان بالا و مزاياي بسيار زيادي براي خاك و گياهان است ، در صنايع كشاورزي  كاربرد زيادي دارد. اخيراً در كشور ما نيز با توجه به راندمان پايين كود شيميايي اوره اتلاف آن ، آلودگي شديد خاكها و منابع زيرزميني آب به نيترات و نيتريت ، كاهش جذب عناصر ريزمغذي بدليل بالابودن PH خاكها و استفاده از اين نوع كود نه تنها براي مزارع شاليزار كه بطور كامل در آب غوطه ورند بلكه براي تمام اراضي كشاورزي توصيه شده است . زيرا صرف نظر از مزاياي فوق گوگرد نيز به عنوان يك ماده حياتي در ساختمان پروتئين ها ، به عنوان كاهنده PH خاكها و در نتيجه ايجاد شرايط جذب عنصر ريز مغذي خصوصا آهن و روي كه مردم كشور ما در فقدان ميزان آهن و روي ركورد دار مي باشند،  دارد .

     در كشور ما سالانه بيش از يك ميليون و ششصد هزار تن اوره جهت تامين نياز ازت گياهان در صنايع كشاورزي استفاده مي شود.متاسفانه باتوجه به راندمان پايين آن( اتلاف بيش از پنجاه درصد ازت) ، كشاورزان مجبورند جهت تامين نياز گياهان مقادير بيشتري كود استفاده نمايند. البته ازدست دادن اين مقدار ازكود نه تنها باعث اتلاف هزينه هاي بسيار زيادي مي شود بلكه بخاطر وجود بيوره و همچنين تشكيل نمكها و كمپلكسهاي ديگر در خاك، كاهش راندمان خاك و آلودگي شديد آن ( سفت شدن خاكها) و آلودگي منابع زير زميني آب  را نيز بدنبال دارد. از طرفي با توجه به نقش ارزشمند گوگرد در كشاورزي خصوصا در كشور ما كه بيش از نود درصد از زمينهاي كشاورزي آهكي و باpH   بالا بوده و اين مسئله با عث كاهش راندمان جذب عناصر ريز مغذي كه از اهميت بالايي در رشد و نمو گياهان برخوردار مي باشند ، استفاده از كودهاي اوره با پوشش گوگردي از هر دو جهت باعث افزايش راندمان كشاورزي كشور خواهد شد.

همچنين با توجه به فرآيند اوره با پوشش گوگردي با تغيير پارامتر هاي عملياتي و شرايط فرآينديو استفاده از سيلنت هاي مختلف، امكان توليد محصولات اوره با پوشش گوگردي با درصدهاي مختلف گوگرد و سرعت انحلالهاي متفاوت وجود دارد و همانطور كه از نمودارهاي ارائه شده مشخص است استفاده از اوره با پوشش گوگردي با حداقل كيفيت ( حداكثر سرعت انحلال هفت روزه) به مراتب مفيدتر و كاراتر از اوره ( با سرعت انحلال پنجاه ثانيه اي) مي باشد.

 لذا بنظر اينجانب با توجه به تاكيد وزارت محترم جهاد كشاورزي در خصوص كاربرد گسترده گوگرد ،  استفاده از كود اوره با پوشش گوگردي با در صد پوشش هاي متفاوت ( سرعت انحلالهاي متفاوت) به تنهايي و يا بصورت مخلوط با اوره جهت تامين بموقع ازت مورد نياز گياه در دوره رشد از كاربرد اوره مناسب تر خواهد بود. اين مسئله اگر بصورت دقيق بررسي و براساس نوع كشت و نياز هاي آن در طي دوره رشد( نياز هر گياه به عناصر مغذي متفاوت است)، شرايط آب و هوايي منطقه و آناليز دقيق خاك اعمال گردد ،  باعث افزايش چشمگير راندمان محصولات كشاورزي ، بهبود كيفي خصوصيات خاك ، جلوگيري از آلودگي منابع آب و كاهش مصرف اوره مي گردد و باتوجه به پرداخت يارانه جهت كود اوره از لحاظ اقتصادي كمك بزرگي به اقتصاد كشور خواهد شد.

لذا لزوم ترويج و آشنايي كشاورزان با كود اوره با پوشش گوگردي و همچنين تعيين استاندارهاي لازم جهت توليد و مصرف آن در سطحي وسيع در نقاط مختلف كشور و با توجه به نوع كشت ضروري بنظر مي رسد.

 

دلائل ازدست رفتن نيتروژن دركودهاي ازته :

       بطوركلي كودهاي ازته پس ازمصرف درخاك ، توانائي نگهداري ماده مغذي نيتروژن محتوي درخود را نداشته و به سادگي از بين مي روند. عواملي كه باعث از بين رفتن ماده مغذي مي شوند، عبارتند از:

1-       شستشوي نيتروژن توسط آب ( Leaching ) كه در اين حالت نيترات آماده جذب توسط آب به نقاط غير قابل دسترس ريشه منتقل مي شود.

2-    پديده دي نيتريفيكاسيون(Denitrification ) كه توسط نوعي باكتري به نام (Denitrifying ) صورت مي گيرد . اين باكتري نيتروژن يونيزه (يعني نيتريت و نيترات)  كه بهترين شكل قابل جذب براي گياه است را تبديل به گاز ازت (N2 ) مي كند كه به سرعت خاك را ترك نموده و از دست مي رود .

3-     تبخير (Volatilization ) كه در خاكهايي با pH   بالا و آب و هواي گرم آمونيوم به آمونياك گازي تبديل و از محيط خارج مي شود.

4-      اكسيداسيون و احياء كه تحت شرايط مناسب يونهاي آماده جذب گياه در اثر اكسيداسيون و احياء از محيط خارج مي شوند.

همچنين اشكال تركيبي نيتروژن مثل اوره توسط آنزيم  اوره آز (Urease )، باكتري هاي موجود در خاك و همينطور توسط آب هيدروليز شده و به نيتروژن آمونياكي تبديل مي شوند . نيتروژن آمونياكي توسط نوع ديگري باكتري بنام  نيتروزموناس ( Nitrosomonas ) و نيتروباكتر (Nitrobacter )  به شكل يونيزه تبديل مي گردد كه آنهم تحت فرآيند  دي نيتريفيكاسيون  تلف مي شود. 

 

 

 

 

 

 

 

good things to compost

 

 

 

 

 
please be patient...

 

 

ارزش کود بیولوژیک به دلیل سه خاصیت مهم آن است: تغذیه ای و شیمیایی (از نظر میکرو ارگانیزم خاک) و خواص فیزیکی و بهبود خواص بیولوژیک

- این نوع کود وقتی به خاک داده میشود مانند یک کود NPK عمل می کند(25%-5%25%). یعنی برای هر مقدار 25 کیلو ازت و 5 کیلو پنتا اکسید فسفر و 25 کیلو پتاس فورا در اختیار گیاه قرار می دهد ولی مهمتر آن است که همین مقدار ازت و پتاسیم و 20 کیلو پنتا اکسید فسفر نیز در طول مدت طولانی به تدریج آزاد و آماده جذب گیاه می شود. غیر از سه عنصر پر مصرف اصلی, مقادیر چشمگیری از عناصر دیگر از جمله منیزیم و گوگرد و آهن و روی و مس و بر و غیره در اختیار گیاه گذاشته می شود.

- این کود از نظر تولید شدن به کود بیولوژیک در حال حاضر در هیچ کشور دنیا به این روش تولید نمی شود زیرا به صورت باکتری های مفید این نوع کود تولید می شود و چون این نوع کود خاک های کشاورزی را سفت نمی کند و تبادلات هوا زدگی بین خاک و هوا صورت می گیرد و آب باران در زمین فرورفته که خود باران دارای مقادیر زیاد نیتروژن می باشد, فعل و انفعالات وگالانسی از جمله باکتریهای مفید خاک و موجودات ذره بینی و محیط اطراف خود و تنفس تبادلات اکولوژیکی جانداران ذره بینی را مختل نمی کند و این نوع کود از مواد شیمیایی دخالت ندارد و بلکه میکروارگانیزم خاک را تقویت می کند. در حاصلخیزی خاک نقش بسزایی دارد.

- این نوع کود از نظر PH در خاک تاثیر دارد که PH خاک را پایین می آورد که برای خاکهای قلیایی (PH بالا) مفید می باشد و این نوع کود در مصرف کشاورزی های بزرگ از نظر تولید انبوه, مقرون به صرفه است. این نوع کود هرگز آبهای زیرزمینی را آلوده نمی کند و آبهای رونده را شامل می شود. منظور رودخانه و دریا است که فیتوپلاتنها آبزی اثر سوء ندارد.

این نوع کود در حال حاضر به نام RNA به ثبت تجاری رسیده که مشخصه آن از کلمه (Reaction Nutrition Activity) گرفته شده است که به روشی تولید میشود که عناصر را می توان تغییر داد تا در هر منطقه که لازم باشد, عناصر را کم یا زیاد کرد. از مشخصات اصلی این کود می توان به NPK و ریزمغذی ها و سولفهیدرید اشاره کرد.

 

حنا بهترين جايگزين خالكوبي:

معمولا‌ چيزهايي كه در زمان‌هاي قديم مد بوده‌اند، با گذشت زمان دوباره مد مي‌شوند< !حنا> يكي ازهمين چيزهاست. چندين سال پيش، بيشتر مادربزرگ‌ها موهايشان را با حنا رنگ مي‌كردند و روي ناخن‌هاي دست و پايشان هم رنگ حنا، جلب توجه مي‌كرد. از سنت‌هاي قديمي هم مي‌توان به شب حنابندان اشاره كرد كه نه تنها در ايران و خاورميانه از زمان‌هاي بسيار قديم وجود داشته، بلكه در كرانه شرقي درياي مديترانه مثل سوريه، فلسطين و لبنان هم مرسوم بوده است. براساس مطالعات مركز دانشگاهي كنت در ايالت اوهايوي امريكا، سابقه تاريخي استفاده از حنا به دوره دوم عصر حجر يا هزاره هفتم قبل از ميلاد مسيح مي‌رسد. به گفته برخي محققان، حنا، قديمي‌ترين ماده‌اي است كه در نقاشي بر روي ديوار غارها به كار رفته و در آن زمان هم يكي از اجزاي مهم آرايش بوده است. براساس يكي از گزارش‌هاي مجله اكونوميست، امروزه حنا در مراكز زيبايي اروپا و امريكا بيشتر استفاده مي‌شود و تبديل به يكي از مواد آرايشي مدرن شده است. نقش‌هاي ظريف حنا بر روي بدن عروس‌هاي ايراني و عرب هم يك گزينه آرايشي جديد است. نام هندي اين گياه <مهندي> است و رنگ‌آميزي پوست با طرح‌ها و شكل‌هاي زيبا به راحتي مي‌تواند جاي انواع و اقسام خالكوبي‌ها را بگيرد.

حنا از خاك
حنا، درختچه‌اي به طول 2 تا 7 متر است كه نام علمي آن <اينرميس لوسونيا>ا‌ست. اين گياه بومي كشورهاي مديترانه، آسياي صغير، شمال و شرق آفريقا و شمال هند است و در كشور ما در نواحي جنوب و جنوب شرقي كشور، بلوچستان، بم و شهداد كرمان كشت مي‌شود. برداشت برگ حنا از سال دوم و سوم آن صورت مي‌گيرد و كشت آن سالي دو بار است يكي در اوايل تيرماه به نام <حناي گرما> كه برگ‌هاي ضخيم و به رنگ روشن ثابت دارد و بار دوم اواخر آبان كه به آن حناي <قوس> مي‌گويند و به رنگ سبز تيره است. براي ساخت پودر حنا كه سبز تيره تا روشن و با بوي خاص است، برگ‌هاي آن را خشك كرده و به شكل پودر درمي‌آورند. مزه حنا، تلخ و گس بوده و در آب نامحلول است. پودر حنا را بايد در جاي خشك و خنك نگهداري كرد.

خالكوبي بي خطر
امروزه ديگر نمي‌توان كسي را پيدا كرد كه با خطرات ناشي از خالكوبي آشنا نباشد. از آلودگي احتمالي سوزن‌هايي كه در اين كار مورد استفاده قرار مي‌گيرند و مي‌توانند باعث انتقال بيماري‌هاي خطرناكي مثل ايدز و هپاتيت شوند تا خطر ناشي از رنگ‌هايي كه در تاتو بكار مي‌روند. هم رنگ‌هاي شيميايي و هم رنگ‌هاي طبيعي كه در خالكوبي استفاده مي‌شوند، خطرناكند و مي‌توانند سرطان‌زا باشند. به همين دليل اگر فكر كنيد كه خالكوبي با رنگ‌هاي طبيعي و حتي حنا خطر كمتري دارد سخت در اشتباهيد، گاهي حتي رنگ‌هاي طبيعي از رنگ‌هاي شيميايي خطرناك‌تر هستند زيرا نسبت به آنها ساختمان شيميايي ثابتي ندارند و سريع‌تر تجزيه مي‌شوند و مواد مضر را وارد جريان خون مي‌كنند. از طرفي سازمان غذا و داروي آمريكا هم استفاده از رنگ‌هاي طبيعي مثل حنا را در خالكوبي مجاز ندانسته است. با رنگ‌آميزي پوست (بدون خالكوبي) به وسيله حنا مي‌توان طرح‌هاي مختلف كلاسيك و محلي عربي را روي پوست ايجاد كرد كه بسيار شبيه خالكوبي هستند. به علت گياهي بودن و نداشتن خطراتي كه مواد شيميايي دارند و از همه مهم‌تر عدم نياز به خالكوبي براي ايجاد اين نقش‌ها، روز به روز گرايش به حنا افزايش پيدا مي‌كند.
تنها ايرادي كه مي‌توان به نقش و نگارهاي حنا بر روي بدن گرفت اين است كه دائمي نيستند و بسته به مدت زماني كه حنا بر روي پوست باقي مي‌ماند، در حدود 2 تا 4 هفته نقش و نگارها هم روي پوست مي‌مانند.
با ريزش لايه شاخي پوست اين رنگ‌ها كم‌رنگ‌تر شده و از بين مي‌روند. البته مي‌توان به اين موضوع طور ديگري نگاه كرد. كساني كه خالكوبي مي‌كنند بعد از گذشت مدتي، به فكر پاك كردن آن با ليزر و روش‌هاي ديگر مي‌افتند، پاك كردن خالكوبي‌هايي كه زماني كلي براي آن دردسر كشيده و هزينه كرده بودند؟ چون بعد از مدتي طرح آنها برايشان تكراري مي‌شود و از آن خسته مي‌شوند. نقش و نگارهاي حنا اين ايراد را ندارند و خودشان بعد از چند هفته پاك مي‌شوند و فرد مي‌تواند طرح‌هاي جديدي روي پوستش ترسيم كند.
از طرفي با افزايش آگاهي مردم از خواص گياهان دارويي، از جمله حنا، استقبال مردم از اين ماده بيشتر شده است. حنا از زمان‌هاي قديم به عنوان رنگ‌كننده و تقويت‌كننده طبيعي مو بكار مي‌رفته و در حال حاضر خواص اين ماده كاملا شناخته شده و عصاره آن به عنوان تقويت‌كننده در شامپوها و لوسيون‌هاي پوستي براي پوست‌هاي خشك و حساس و نيز موهاي خشك و نازك بكار مي‌رود. علاوه بر اين، حنا به صورت موضعي در درمان بيماري‌هاي قارچي پوست هم بكار رفته است.

نقش و نگار‌هاي زيبا
براي ساخت شكلي از حنا كه در رنگ‌آميزي نقش و نگارهاي پوست بكار مي‌رود، با اضافه كردن عصاره ليمو و برخي روغن‌هاي خاص به پودر آن حالت خميري براي حنا ايجاد مي‌كنند و باعث مي‌شوند كه عصاره آن خارج شود. گاهي براي افزايش غلظت و چسبنده شدن حنا، به مواد فوق شكر هم اضافه مي‌كنند. ماده حاصله را كه به صورت آماده هم در بازار وجود دارد، با طرح‌هاي ويژه به مدت 24 تا 30 ساعت در دماي اتاق بر روي پوست مي‌گذارند تا رنگ آن كاملا آزاد شده و به لايه‌هاي پوست نفوذ كند. وقتي اين ماده بر روي پوست گذاشته مي‌شود، فقط به لايه‌هاي شاخي و مرده پوست نفوذ مي‌كند. اين لايه در دست و پا به‌ويژه در آقايان ضخيم‌تر است. هرچه مايع اوليه بيشتر بر روي پوست باقي بماند، رنگ بيشتر در پوست نفوذ مي‌كند و در نتيجه زمان بيشتري طول مي‌كشد تا از روي پوست پاك شود. واكنش‌هاي حساسيتي به حناي طبيعي به‌خصوص زماني كه فقط بر روي پوست گذاشته شود، بسيار نادر هستند و در صورت وجود، ظرف چند ساعت بروز خواهند كرد و شامل خارش، قرمزي و... خواهند بود. به همين جهت براي بار اول بهتر است، ابتدا مقداري از آن را بر روي ناحيه داخلي ساعد امتحان كرد و در صورت عدم ايجاد واكنش از آن استفاده كرد.

 

گياهان دارويي

نام گیاه : زوفا

نام علمی : hyssopus officinalis

عنوان مقاله : ژوپیتر علامت سرطان

 

مقدمه :

زوفا یکی از مهمترین گیاهان دارویی و ادویه ای به شمار می رود . از دم کرده پیکر رویشی این گیاه برای درمان بیماریهای مربوط به دستگاه تنفس مانند سرفه ، سیاه سرفه ، برونشیت و آسم استفاده میشود . مواد موثره این گیاه سبب افزایش فشارخون ، هضم غذا و همچینین کاهش تورم می شود . زوفا اگر چه تلخ مزه است ولی به عنوان طعم دهنده مواد غذایی و همچنین در تهیه سس مورد استفاده قرار میگرد.

اسانس زوفا :

خاصیت ضد قارچی و باکتریایی دارد . این اسانس در صنایع کنسرو سازی ، نوشابه سازی و همچنین در صنایع آرایشی و بهداشتی کاربرد فراوانی دارد .به علت نوش فراوانی که در گلهای این گیاه به وجود می آید در ردیف گیاهان مولد عسل قرار دارد . عسل حاصله از آن کیفیت بسیار مطلوبی دارد .

مشخصات گیاه :

زوفا گیاهی خشبی وچند ساله است . منشا این گیاه آسیای صغیر گزارش داده شده و همچنین زوفا در سطح وسیعی در مرکز و جنوب اروپا ، عمدتا در روسیه ، بلغارستان، مجارستان ، ایتالیا ف اسپانیا، فرانسه و کشمیر و هند کشت میشود . واز دریای خزر تا دریای سیاه همچنین درمناطق شنی نواحی مدیترانه می روید.

ریشه زوفا مستقیم است وانشعابات فراوانی دارد ساقه چهارگوش ، مستقیم ارتفاع آن cm70_50 است . قسمت تحتانی (پای ساقه ) چوبی و قهوه ای رنگ و از انشعابهای فراوانی برخوردار است ولی قسمت فوقانی آن نرم و سبز رنگ می باشد . برگهای صاف ، فاقد دندانه، باریک، کشیده وکم وبیش نیزه ای شکل ورنگ آن سبز روشن است

روش کاشت :

از آنجایی که بذرهای زوفا قوه رویشی مناسبی دارند کشت مستقیم در زمین اصلی نتایج مطلوبی داشته وپس از کاشت زمین را باید آبیاری کرد چنانچه این گیاه در شیبها کشت شود چهت ردیف ها باید برخلاف جهت شیب زمین باشد در گذشته در برخی ازکشورها تکثیر زوفا به روش های غیرمستقیم (کشت در خزانه ویا حتی به روش رویشی است ) انجام میگرفته است ولی در حال حاضر در اکثر کشور هایی که این گیاه کشت میشود برای تکثیر از روش مستقیم استفاده میشود

تناوب کاشت :

زوفا 7_5 سال عمر میکند از این رو انتخاب زمین مناسب برای این گیاه ضرورت دارد علفهای هرز در رشد ونمو مقدارمواد موثره زوفا تاثیر منفی برجای میگذارد مبارزه با علفهای هرز در طول رویش گیاه ضروری است. زوفا را باگیاهانی مانند غلات، خردل وذرت به تناوب کشت کرد کاشت این گیاه در زمینهایی که به مقدار زیادی از علف کشهایی با ماده موثره تریازین استفاده شده است مناسب نیست تناوب کشت زوفا با گیاهانی که بذرآنها پس از رسیدن به اطراف ریزش میکند (مانند رازیانه ، گشنیز و... ) و همچنین تناوب با گیاهان ریشه ای ( مانند یونجه ، شبدر....) مناسب نیست زیرا این گیاهان در گسترش بیماریها موثرند

زوفا رامیتوان 5_4 سال متوالی در یک قطعه زمین کشت کرد پس از این مدت باید با گیاهان مناسب به تناوب کشت شود.

برداشت :

اگر هدف از کاشت استفاده از پیکر رویشی آن برای ادویه باشد اوایل گل دهی باید برداشت شود اگر به منظور استخراج اسانس کشت شده باشد گیاهان را در مرحله گل دهی کامل یعنی اوایل تابستان باید برداشت کرد .برداشت اندامهای مورد نظرگیاه باید از اندام فوقانی ساقه های چوبی صورت گیرد اگر هنگام برداشت هوا خشک باشد و آفتاب شدید نتابد پیکر رویشی برداشت شده را میتوان برای مدتی روی زمین قرار داد و پس از کاهش رطوبت آنها را به خشک کن منتقل کرد دمای مناسب برای خشک کردن گیاه با استفاده از خشک کن های الکتریکی 35_30 درجه است .

خواص دارویی :

نوشیدن زوفای جوشیده با عسل و گیاه سداب به کسانی کمک میکند که به سرفه های شدید، تنگی نفس ، افراد مبتلا به رماتیسم وکسانی که نفسشان با خس خس همراه است کمک میکند . این گیاه همراه با عسل کرمهای داخل شکم را میکشد و کوبیده شده آن با انجیر تازه به از خشکی در آمدن مزاج کمک میکند اثر آن قوی تر هم میشود اگر گل زنبق یا سوسن یا شاهی به آن اضافه شود این گیاه دارویی عالی برای ورم یا آماس لوزه در گلو است و این تحت شرایطی است که به عنوان غرغره ازآن استقاده شود مالیدن پماد آن به سر شپش را از بین می برد این گیاه برای کاهش بیماری خلط بسیار مناسب است و در تمام مشکلات ناشی از سرما یا بیماریهای قفسه سینه ویا ریه مناسب است و این تاثیر هنگامی است که مثل شربت استفاده شود

 

آقطی سیاه  Elderberry

نام علمی   Sambucus nigra

ترکیبات شیمیایی

پوست این درختچه و برگ آن دارای موادی مانند ساوبوسین Sambucine ،‌ سامبو نیگرین Sambunigerine ، کولین ، سیکوتین Cicutine و مقدر کمی نیترات پتاسیم می‌باشد. در گلهای آن الدرین Elderine و مقدر کمی اسانس وجود دارد. میوه آقطی سیاه دارای کریزان تمین Chrysanthemin ، مواد قندی ، اسانس ، صمغ ، اسید والریانیک و اسید استیک می‌باشد.

خواص داروئی

 

 

 

 

 

 

 

آقطی سیاه از نظر طب قدیم ایران سرد و خشک است. پوست ثانوی ساقه و ریشه آن از نظر طبی موثرترین قسمتهای این گیاه است.

  • در درمان رماتیسم و درد مفاصل موثر است.
  • ادرارآور است.
  • ملین و ضد یبوست می‌باشد و بهترین دارو برای رفع یبوست در افراد سالخورده و کسانی است که انقباضات روده بزرگ در آنها ضعیف شده است.
  • دم کرده برگهای خشک شده آن در رفع اسهال موثر است.
  • برای برطرف کردن درد و التیام بواسیر ، برگهای تازه این گیاه را له کرده و یا اینکه از آن پماد تهیه کنید و روی بواسیر دردناک بگذارید.
  • برای از بین بردن خارش بدن ، پوست ساقه آن را در روغن بجوشانید و سپس آن را صاف کرده و بگذارید سرد شود. این روغن را روی قسمتهایی که خارش درد بزنید.
  • برای جوش‌خوردن استخوان و مداوای شکستگی استخوان ، از دم کرده ریشه این درختچه استفاده کنید.
  • دم کرده گلهای خشک شده آقطی سیاه درمان کننده گریپ ، سرماخوردگی ، بیماریهای دستگاه تنفسی و نقرس می‌باشد.
  • جوشانده گلهای خشک شده این گیاه برای معالجه برونشیت و ذات‌الجنب مفید است.
  • بخور گلهای آقطی سیاه برای درمان بیماری سل مفید است.
  • سنگ کلیه را خارج می‌سازد.
  • شیر مادران شیرده را زیاد می‌کند.
  • در درمان بیماری صرع مفید است.
  • جوشانده گلهای خشک شده آقطی سیاه را به صورت کمپرس روی زخمهای اگزما بگذارید اثر مطلوب خواهد داشت.
  • جوشانده گلهای آقطی سیاه را روی سوختگیها بگذارید و کمپرس کنید.
  • جوشانده برک این درخت آفت درختان و سبزیجات را از بین می‌برد.
  • اگر پوست حساس دارید برای شستن صورت یا پاک کردن آرایش از دم کرده آقطی سیاه استفاده کنید.
  • برای شادابی پوست صورت از بین بردن لکه‌ها و کک و مک می‌توان از ماسک زیر استفاده کرد. گلهای خشک شده آقطی سیاه را دم کنید و مقداری پودر باقلای خشک را در ظرفی بریزید سپس دم کرده آقطی سیاه را روی آن ریخته و خمیری تهیه کنید. این خمیر را به صورت ماسک روی صورت بگذارید و پس از یک ربع ساعت بجوشانید این ماسک را هر روزه روی پوست خود بگذارید تا صورت را جوان و شاداب کند.

طرز استفاده

  • جوشانده: مقدار 60 گرم پوست ساقه ، برگ و یا میوه این درختچه را در یک لیتر آب ریخته و بگذارید آهسته بجوشد تا حجم آن به نصف برسد. سپس آن را صاف کنید.

  • سرکه آقطی سیاه: 20 - 10 گرم برگهای خشک شده این درختچه را در یک لیتر سرکه ریخته و بگذارید تا مدت دو هفته بماند و هر روز آنرا بهم بزنید. پس از این مدت آنرا صاف کرده و در شیشه دربسته نگهداری کنید. مقدار مصرف این شراب سوپخوری و سه بار در روز است.

  • دم کرده آقطی سیاه: مقدر 100 گرم گل خشک شده این درختچه را در یک لیتر آبجوش ریخته و به مدت 10 دقیقه دم کنید. از این دم کرده می‌توانید برای شستشوی زخمها استفاده کنید.

  • شیره یا آب میوه: میوه‌های رسیده آقطی سیاه را فشار داده تا شیره آن خارج شود. مقدر مصرف این شیره یک قاشق چایخوری مخلوط در یک لیوان آب می‌باشد.

مضرات

استفاده زیاد از آقطی سیاه ممکن است باعث تهوع و همچنین ورم روده‌ها شود. آقطی سیاه سرد است و بنابراین افراد سرد مزاج حتما باید آن را با عسل بخورند.

 

عناب

عناب: ziziphus

عناب یکی از گونه های بی شمار ziziphus[rhamnaceae] است که میوه آن خوراکی است ، با این حال تنها گونه دیگر ازziziphus ،عناب هندی حساس به سرما [z.mauritiana] نیزبه خاطر میوه اش بسیار کشت میشود . پراکنش طبیعی کنونی عناب از اروپای جنوب شرقی تا چین را در برمیگیرد وبه طور متناوبی در جنوب شرقی ایالات متحده کشت می شود . محاسبات، تنوع دامنه کشت آن را نشان میدهد ولی بشر آن را از خاور میانه به روم انتقال داده که در آنجا به وسیله پلینی شناخته شده است .به مدت چهار هزار سال درخت عناب در چیت کشت می شده است .

تولید سالانه این میوه در چین 450 هزار تن است که درمیزان آن در باغات 290 هزار هکتار عناب در چین به میزان هکتار مرکبات در فلوریدا محاسبه میشود

کاربرد های دارویی این گیاه

عناب هم میوه ای خوشمزه است وهم دارویی گیاهی موثری به شمار میرود . این میوه به افزایش وزن بدن کمک میکند ، قدرت ماهیچه ها را زیاد نموده و بنیه بدن را افزایش میدهد .

در داروهای چینی این میوه به عنوان ماده ای مقوی در فعال ساختن جگر استفاده میشود .

در یک آزمایش پزشکی در چین به 12 بیمار که از ناراحتی جگر شکایت داشتند عناب تجویز شد و به همراه آن بادام زمینی وشکر سرخ،شبانه خورانده شد ، عملکرد جگر این افراد طی 4 هفته بهبود یافت .

از عناب به عنوان پادزهر، زیاد کننده ادرار ،داروی ملین و خلط آور استفاده میشود.برگهای آن بند آورنده خون وتب بر هستند . گفته میشود که این برگ ها رشد موها را تسریع مینمایند.انها به شکل ضماد در درمان ادرار بندی به کار گرفته میشود. میوه های خشک شده آرامبخش ،ضد سرطان ،ضر بیماری های تنفسی ،تب بر ،مسکن ، اشتها آور ، بند آورنده خون ومقوی هستند . تصفیه کننده خون بوده و به هضم غذا کمک میکند .آنها در درمان نامرتب بودن ضربان قلب ،بیخوابی ،خستگی اعصاب ،عرق شبانه وتعرق زیاد بدن استفاده میشوند . ریشه گیاه در درمان سوء هاضمه مفید است . جوشانده ریشه به پودر تبدیل می شود وبرای زخم ها ودمل های کهنه مفید هستند گیاه درمانی برای کم خونی، کشیدگی عضلات ، تورم کلیه وبیماری های عصبی محسوب میشود این گیاه به طور گسترده در چین برای درمان سوختگی به کار میرود.

استفاده های بیشتر

گیاهان کمی هستند که مانند عناب چند منظوره باشند . اول اینکه خود چوب آن ارزشمند است چوب درخت که محکم ، بادوام وصاف است در کارخانجات سازنده آلات موسیقی کاربرد دارد وبه کار ،کارهای هنری {نجاری، کشتی سازی و اقلام متفرقه } می آید . همچنین این چوب با کمی انجام کار هنری روی آن روی آن به دسته دنده اتومبیل وکلاه کاسکت تبدیل می شود

کشت ونگهداری این گیاه

اگر چه این گیاه در مناطق خشک بهتر با شرایط کنار می آید با این حال هر نوع وضعیت آب وهوایی تحمل می نماید . عناب در هر نوع خاکی پرورش می یابد ونسبت به قلیایی بودن ونمکدار بودن زمین مقاوم است . نیاز به خنکی کمتری دارد اگر چه سرمای شدید را تحمل میکند .

دوره خفتگی به آن اجازه میدهد که یخبندان های دیر هنگام بهاری و دوره زیاد خفتگی را تحمل کند وفایده زیادی برای زنبورداران دارد .

بعضی از گونه ها همه ساله فراوان میوه میدهند .ازسوی دیگر کشت عناب کاملا بی نیاز ازمراقبت نیست :

1- درخت بالقوه باعث بروز علفهای هرز میشود ، چون پاجوش ریشه ایی آن زیاد است .

2- در بعضی ازمناطق آب وهوایی بعضی ازمیوه ها شکاف برمیدارند و بعلاوه قسمتی ازمیوه ها قبل از رسیدن می پوسند

3- میوه عناب میزبان بسیاری ازمگس های کارائیبی میباشد که در بخشهای محدوده ایالات متحده زندگی میکنند

به طور خلاصه عناب نسبت به همه مشکلات خود ایمن نیست با این حال گیاهی است که بی توجهی تحمل میکند ونیازبه مراقبت اندکی دارد

گل گاو زبان

نام :گل گاو زبان

borago officinalis

گل گاو زبان از گیاهان دارویی و دارای روغنی است که به علت خاصیت شفا دهندگی از مدتها قبل به خصوص در فرانسه شناخته شده بود. این گیاه دارای شاخه های تو خالی وابدار است و ارتفاع آن به 50 سانتی متر میرسد. برگهای این گیاه نسبتا بزرگ وچین خورده به رنگ سبز تیره و تخم مرغی شکل نوک تیزاند که به طور متنا وب بر روی ساقه گیاه قرار دارند. تمام سطح گیاه پوشیده از کرکهای سفید و منشعب است.گلهای این گیاه در انتهای ساقه قرار دارد و به رنگ روشن و ستاره ای شکل است. میوه این گیاه به شکل چهار فندق کوچک و به رنگ قهوه ای مایل به سیاه است. این گیاه در فرانسه "شکوفه آبی تندرستی" نامیده می شود. زیرا گلهای ان به رنگ آبی است و داروی خوبی است برای دهقانان که معمولا نیاز به تنفس بیشتر در هنگام کار کردن دارند. بعضی از نویسندگان معتقد ند که نام لاتین آن یک اسم تغییر شکل یافته است به معنی "قلب " و به معنی "من اورده ام" زیرا اعتقاد بر این است که این گیاه قلب را تقویت می کند.

امروزه ثابت شده که محصولات حاصل از برگها و پودر این گیاه خاصیت ضد افسردگی دارد و باعث افزایش نشاط روحی می شود. به طور مثال : شربت ساخته شده از پودر این گیاه خاصیت ضد افسردگی و ضد استرسهای روحی و آرامش دهنده و تسکین دهنده قلب می باشد.

تاثیر دارویی:

این گیاه به عنوان مدرملین ومسکن ثابت شده است استفاده از این گیاه در فرانسه به عنوان ضد تب وناراحتی های ریوی (تنگی نفس)بسیار رایج است این گیاه به علت داشتن ترکیبات نمکی باعث افزایش فعالیت کلیه ها میشودو به همین دلیل استفاده از آن باعث کاهش تب می شود

همن خاصیت تسکین دهندگی آن به علت داشتن ترکیبات موسیلازدر کل اندامهای گیاه است

استفاده های غذایی از گل گاو زبان

از گلها وبرگهای این گیاه میتوان به عنوان چاشنی در نوشیدنی های تابستانی استفاده کرد

گل های این گیاه را میتوان برای تهیه مربا استفاده کرد این مربا برای افرادی که ازبستر بیماری برخواسته و دوران نقاهت را سپری میکنند وهمچنین برای افرادی که حالت ضعف دارند بسیار مفید است

گلها وبرگهای این گیاه را میتوان در سالاد وسوپ خیار به کار برد

برگهای قطعه قطعه شده گیاه را میتوان در پایان زمان پخت سوپ ها استفاده نمود

برگهای این گیاه را میتوان همراه با برگهای گل کلم پخت و مصرف کرد

برگهای تازه این گیاه نیرو بخش ونشاط آور است

استفاده دارویی

1_گل گاو زبان یک گیاه مقوی برای غده فوق کلیوی به شمار می آید .همچنین مصرف این گیاه خاصیت ضد استرس های روحی (نشاط آور )دارد و برای زندگی پر دغدغه امروزی فوق العاده مفید است.

2_ گل گاو زبان از نظر عناصر معد نی به خصوص پتاسیم بسیار غنی است.

3_ دم کرده (چای)تهیه شده از این گیاه بدای کاهش تب بسیار مفید است.

همچنین دم کرده گل گاو زبان به عنوان یک محرک تولید شیر در مادران میشود.عرق این گیاه به عنوان یک داروی با ارزش برای التهاب چشم به کار میرود .

معتقد است که این گیاه که این گیاه برای درمان تب های عفونی / یرقان / سل / روماتیسم/ خارش(حساسیت های پوستی ) تورم ها وزخم های گلو و دهان مفید است.

اندام مورد استفاده

برگ ها وبه مقدار کمتر گل ها اندامهایی هستند که مودر استفاده قرار می گیرند.

برگ ها در اوایل مرحله گل دهی جمع آوری میشوند.برگهایی که لک دار یا آفت زده باشد دور ریخته میشود .باید دقت داشت که چیدن برگها فقط در روزهای آفتابی یعنی زمانی که هواخشک است انجام میگیرد.

ترکیبات

این گیاه دارای پتاسیم و کلسیم ترکیب شده با اسید های معدنی است عصاره تازه آن دارای 30%و گیاه خشک آن دارای 3% نیترات پتاسیم دارد

ساقه ها و برگهای این گیاه مقداری نمکهای موسیلاز دارد که هنگام جوشاندن وپختن به نیترات ونمکهای معمولی تبدیل میشود این نمکها سالم وبی خطرند و احتمالا خاصیت نیرو دهنده وتقویت کننده این گیاه به علت وجود این مواد است

زراعت

گل گاو زبان در خاکهای معمولی رشد میکند تکثیر این گیاه به سه طریق زیر صورت میگیرد

1_ تقسیم ساقه زیر زمینی در بهار

2_ کاشت قلمه در ماسه هنگام پاییز

3_کاشت بذر گیاه در خاک نسبتا حاصلخیز وآفتاب گیر

تاریخ کاشت بذر از اواسط ماه مارچ ( اواخر اسفند ) تا ماه می (خرداد ماه) است چنانچه منطقه دارای زمستان خیلی سرد نباشد انجام عملیات کاشت را میتوان در پاییز انجام داد که در این صورت گیاهان سبز شده در اردیبهشت ماه سال بعد به گل مینشیند در حالی که گیاهان کاشته شده در بهار هیچ وقت زود تر از تیرماه گل نمی دهد

فاصله ردیف های کاشت 50_70 سانتی متر و فاصله گیاهان بر روی ردیف حدود 20_30 است طبق تجربیات کشاورزان انگلیسی فاصله ردیف های کمتر در مبارزه با علف های هرز موثر است .

میزان بذر مورد نیاز حدود 14_15کیلوگرم در هر هکتار است .

 

آنغوزه با نام علمي Ferula assa-foetida L از گياهان دارويي مهم تيره چتريان است. اين گياه علفي, چند ساله و منوكارپيك است به طوري كه در طول رويش فقط يكبار به گل مي رود و سپس دوره رويشي آن خاتمه مي يابد. ريشه اين گياه شيره اي را در خود ساخته و ذخيره مي كند كه با عمل تيغ زدن مورد بهره برداري قرار ميگيرد. اين شيره مصارف دارويي داشته و جهت تهيه داروهاي ضد انگل, ضد تشنج و قاعده آور مورد استفاده قرار مي گيرد. اين مطالعه در مرتع آنغوزه منطقه خمروت شهرستان زرند ( واقع در شمال غرب كرمان ) به منظور تعيين بهترين روش تيغ زني براي گياه دارويي آنغوزه انجام شد . در اين تحقيق اثرات پنج روش تيغ زني عرضي ( شاهد ) , دو طرفه , يكطرفه , طولي و تلفيقي ( تركيبي از يكطرفه و طولي ) برروي عملكرد شيرابه دهي و بقاي گياه آنغوره در قالب طرح كاملا تصادفي در پنج تكرار مورد بررسي قرارگرفت . نتايج تجزيه واريانس نشان دادكه اثر تيمارها (روشهاي تيغ زني ) بر عملكرد شيرابه و بقاي گياهان تيغ خورده در سطح احتمال 1/0 درصد معني دار بود . ميانگين عملكرد توليد شيرابه در روشهاي تيغ زني عرضي ( شاهد ) , دو طرفه , يكطرفه, طولي و تلفيقي به ترتيب 94/62 , 64/59 , 08/39 ,66/19 و38/42 گرم در هر بوته بود و درصد سبز شدن ( بقا ) گياهان نيز به ترتيب 12, 86 , 94, 76, 96 درصد بود . از آنجايي كه روش تيغ زني دو طرفه از نظر عملكرد توليد شيرابه (64/59 گرم در بوته)  با روش تيغ زني عرضي ( شاهد ) (94/62 گرم در بوته) تفاوت معني داري نشان نداد و از طرف ديگر بقاي گياهان در روش دوطرفه (86 درصد) تفاوت معني داري (درسطح احتمال 1/0درصد) با روش تيغ زني عرضي(12درصد) داشت, لذا روش دوطرفه جهت بهره برداري ازگياه آنغوزه توصيه مي شود.

واژگان كليدي : آنغوزه , Ferula assa-foetida L, تيغ زني , بهره برداري , گياه دارويي , عملكرد , شيرابه, بقا

مقدمه
       آنغوزه با نام علمي .Ferula assa-foetida L از گياهان دارويي مهم تيره چتريان(1) مي باشد. اين گياه علفي, چند ساله و مونوكارپيك2 است به طوريكه در طول رويش فقط يكبار به گل مي رود (سال پنجم يا ششم رويش ) و سپس دوره رويشي آن خاتمه مي يابد. ارتفاع اين گياه متفاوت و بين 2 تا 5/2 متر است. در انتهاي ساقه هاي  اصلي و فرعي گلهاي زرد رنگ و مجتمع به صورت گل آذين چتر مركب پديدار مي شود. برگهاي قاعده ساقه اين گياه عموما گوشتدار, به طول متوسط 50 تا 60 سانتي متر و فاقد دمبرگ و منقسم به قطعاتي با تقسيمات فرعي دندانه دار يا لوبدار است ( 3و4 ). اين گياه بومي استپ هاي ايران و قسمتهايي از افغانستان مي باشد . در ايران اين گياه در استانهاي فارس , كرمان , خراسان , يزد , سمنان , هرمزگان , سيستان و بلوچستان , اصفهان , لرستان, كهكيلويه و بوير احمد و بوشهررويش دارد (2). قطر ريشه آنغوزه بين 10 تا 12 سانتي متر و طول آن 30 تا 40 سانتي متر مي باشد(3). صمغ استخراج شده از اين گياه كه با انجام عمل تيغ زني راس طوقه انجام مي گيرد,  خاصيت دارويي دارد و منبع درآمد با ارزشي براي تعداد قابل توجهي از روستائيان و بهر ه برداران كشورمان مي باشد . تقريبا تمام  اين صمغ آنغوزه داراي تركيبات دي , تري و تتراسولفيد , مشتقات كوماريني فئوتيدين3 , كامولونفرول4 , اپي ساماركاندين5 , آمبلي پرنين وكانفرول6 و ... مي باشد(7و10) . محققين در اسانس حاصل از شيرابه آنغوزه چندين تركيب مختلف شناسايي كردند(8و 9و 11).
از بخشهاي سبز گياه نيز به عنوان سبزي خورده مي شود(7). شيرابه آنغوزه داراي اثر ضد تشنج , قاعده آور و ضد انگل است . در رفع ييوست افراد مسن نيز كاربرد دارد(4و12) . براي اولين بار شخصي بنام كامفر7در سال 1687 ميلادي روش تيغ زني عرضي را در مراتع آنغوزه لارستان فارس اجرا كرد . سپس بوميان اين منطقه اين حرفه  را آموختند واز آن زمان اين روش ( عرضي ) در ايران اجرا گرديده است( 1 ) . بدليل اينكه در روش تيغ زني عرضي پس از انجام مرحله پيچاندن و كشتن يك برش عرضي در راس طوقه گياه زده مي شود و جوانه انتهايي كه در اين ناحيه وجود دارد, قطع مي گردد , لذا اين روش تيغ زني به مرگ گياه مي انجامد . به همين جهت تراكم بوته هاي آنغوزه در مراتع به شدت پائين آمده و نسل اين گياه مفيد در معرض خطر انقراض قرار گرفته است . محمدي و عليها ( 1368) سه روش تيغ زني گياه باريجه1 ( گونه نزديك به آنغوزه ) را مورد بررسي قرار دادند . اين سه روش , برش عرضي , برش طولي و نربري ( قطع ساقه گلدهنده ) مي باشد. آنها گزارش كردند كه دربرش عرضي بدليل قطع جوانه انتهايي كه در راس طوقه وجود دارد گياه درسال بعد از تيغ زني قادر به ادامه حيات نمي باشد. دربرش طولي چون جوانه انتهايي ازبين نمي رود به ادامه حيات گياه صدمه اي وارد نمي گردد. در روش نربري چون فقط روي ساقه گل دهنده گياهاني كه درسال آخر عمر قرار دارند, اجرا مي گردد, لذا گياهان مرتع به مرحله بذر دهي نمي رسند و بدليل عدم تشكيل بذ ر نسل گياه در مرتع به مرور منقرض مي گردد.
شاد در تحقيق خود(1374) سه روش, دو برشه (يك روش عمود بر محور غده و دومي موازي با محور غده) , روش اريب و روش سنتي (عرضي) را مورد بررسي قرار داد. وي گزارش كرد كه از 20 گياه تيغ خورده به هر يك از روشهاي اول و دوم 12 گياه باقي ماندند و در سال بعد برگ توليد نمودند و در روش سنتي از 20 گياه تيغ خورده هيچ كدام قادر به رشد در سال بعد نبودند و همگي خشك شدند. هدف از انجام اين  تحقيق يافتن روشي صحيح ازتيغ زدن ريشه است به طوري كه نه تنها حداكثر مقدار شيرابه كسب گردد و از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد بلكه به ادامه حيات گياهان آنغوزه صدمه اي وارد نگردد.

مواد و روش ها
منطقه مورد مطالعه

      اين تحقيق در منطقه اي بنام خمروت در 35 كيلومتري شمال شرق شهرزرند و 100 كيلومتري شمال غرب شهر كرمان انجام شد . اين منطقه داراي آب و هواي كوهستاني است و ارتفاع آن از سطح دريا 2100 متر مي باشد. حداكثر درجه حرارت مطلق آن5/38 درجه سانتيگراد در تيرماه و حداقل مطلق آن 5/12- درجه سانتيگراد در ديماه مي باشد. متوسط ساليانه بارندگي حدود 130 ميليمترمي باشد . 

مراحل بهره برداري
جهت بهره برداري از گياه آنغوزه انجام سه مرحله زير ضروري مي باشد :

الف – مرحله پيچاندن : اين مرحله از اوايل تا اواخر ارديبهشت ماه وقتي كه برگهاي بوته هاي آنغوزه زرد مي شود و حالت شكنندگي خود را از دست مي دهند, انجام مي گردد براي انجام اين مرحله تمام بوته و گاهي يكي از برگهاي بوته كه از بقيه بزرگتر مي باشد را پيچانده و سنگي به وزن حدود يك كيلوگرم روي آن قرار مي گيرد تا به همين صورت خشك گردد . دليل اصلي انجام اين مرحله گم نشدن جاي بوته در مراحل بعد مي باشد . هر بهره بردارروزانه تقريبا هزار بوته را مي پيچاند و اين مرحله 5-4 روزطول مي كشد .

ب – مرحله كُشتن : در اين مرحله بوسيله تيشه مخصوصي چاله اي به عمق حدود 15 سانتيمتر در اطراف ريشه گيا ه حفر مي گردد و سپس با دست  الياف  اطراف طوقه كه بقاياي  غلاف برگهاي  سال قبل مي باشند  را جدا كرده و  دور مي اندازند. بعد خاك نرم اطراف گودال  را دور ريشه مي ريزند هربهره بردار روزانه حدود 200 بوته را مي كشد . اين مرحله 20 روز به طول مي انجامد.
ج- مرحله تيغ زدن  : در اين مرحله بوسيله كارد مخصوصي 15 مرتبه و به فاصله زماني هرچهار روز روش هاي تيغ زني مورد مطالعه برروي ريشه گياهان مورد مطالعه اجرا شد. اين مرحله دو ماه به طول مي انجامد و در هر بار تيغ زني ابتدا شيره تراوش شده از تيغ زني قبل توسط ابزاري بنام كلنت جمع آوري گرديد و سپس با كارد عمل تيغ زدن انجام شد

پراكنش جغرافيايي : مروست ، بهاباد بافق ، لرد شيطور ، تفت به اسلاميه ، تفت به ده بالا ، دام گاهان مهريز ، ارتفاعات شيركوه و دره گاهان تفت و طبس

خواص دارويي :ايرانيان باستان با آنغوزه و صمغ آن آشنا بوده اند ، از آنغوزه به عنوان يك داروي ضد تشنج ، خلط آور و تسكين دهنده بيماري استفاده مي‌شود  . آنغوزه معمولاً  به صورت قرص جهت درمان برونشيت ، سرفه سياه و ديگر ناراحتي هاي كننده آن دارد

 

سیر:

 اسامی: ثوم، سیر خوراکی، سیر ترشی

نام علمی: Allium sativum

نام خانواده: لاله liliaceae

نوع گیاه: بوته

قسمت مورد استفاده: پیاز (bulb) 

مواد موثر دارویی: روغن فرار، موسیلاژ، نشاسته، آلیئین، آلیسین،اینولین، آلبومن، ساپونین، نیکوتین آمید، ساتیدین، املاح معدنی، آمینواسیدها، ویتامینهای C, B2, B1, A ،یک گلیکوزید گوگردی، الکالوئید، آنزیم، آنتی بیوتیک با خاصیت ضد قارچ و آلیستاتین 1و2

خواص دارویی: پایین آورنده قند خون، معرق، مدر، خلط آور، ضد اسپاسم، آنتی بیوتیک(میکروب کش و ضدعفونی کننده) ، ضد ویروس، پایین آورنه فشار خون، ضد کرم ، بادشکن، ضد رماتیسم و برونشیت مزمن، ضد مالاریا،رفع سرفه و آسم بکار می رود.

و استعمال خارجی آن در از بین بردن التهاب و التیام دهنده زخم و میخچه و بیماریهای پوستی کاربرد دارد. در منظم کردن قاعدگی، جلوگیری از جمع شدن کلسترول، پایین آورنده قند خون و سیاه سرفه و برای از بین رفتن بوی بد آن جعفری و عسل استفاده می شود.

موارد در پزشکی: پایین آورنده قند خون ، صفرا آور، معالج عرق النسا، هضم کننده غذا، اشتها آور و پیشگیرا از بروز سرطان، معالج استسقاء توصیه کردند.

مقدار مصرف: 4-2 گرم روزی 3 بار بصورت دمکرده یا همراه غذا مورد استفاده قرار می گیرد.

عوارض جانبی و سمیت: ممکن است در بعضی از افراد ایجاد آلرژی یا حساسیت کند. زیادهع روی در خوردن سیر برای خون و چشم و بواصیر و زنان حامله چندان مناسب نیست و تولید صفرا می کند. مصرف خوراکی عصاره سیر یا اسانس آن می تواند باعث تهوع ، استفراغ و اسهال شود. به دنبال استنشاق پودر سیر حملات سخت آسم مشاهده شده است و اثرات شبه هورمونی سیر و عصاره آن در مطالعات آزمایشگاهی گزارش شده و با موشهای صحرایی و گربه ها اثرات شبه ACTH که این هورمون باعث ترشح کورتیزول می شود که باعث افزایش متابولیسم طبیعی بدن می شود و انرژی را در بدن بالا برده و سوخت و ساز پروتئینها را افزایش می دهد و طی این روند قند خون افزایش پیدا می کند. ترشح بیش از حد این هورمون موجب آتروفی شدن تیموس ، طحال ، غدد لنفاوی و باعث کاهش پاسخهای ایمنی می شود.

 

موارد عدم استعمال و اعتیاد: به علت ایجاد آلرژی در دوران حاملگی و شیردهی نباید مصرف شود. 

خانواده سیر در بین گیاهان دارویی مقامی بس والا دارد. سیر دارای ویتامین B,C بوده و مقدار ویتامین C در نوع بیابانی آن بیشتر است. از سیر به عنوان ضد عفونی کننده دستگاه تنفس و دستگاه گوارش در طب دارویی استفاده می کنند و در در بیماریهای ریوی خصوصا غانغاریای ریوی و سیاه سرفه اثر شگفت آوری دارد. اشتها آور بوده و فشار خون را به طور ثابت پایین نگه می دارد.اثر میکروب کشی در رابطه با میکروبهای وبایی دارد. سیر به عنوان محلول غذا و همچنین اثر جذب کننده رطوبت در معده را دارد. خون غلیظ را رقیق می کند. ترشی کهنه سیر برای تنگی نفس، مرض فراموشی ،اکثر امراض عصبی و سیاتیک مفید است. حافظه را تقویت می کند و برای جلوگیری از ریزش مو و از بین بردن سیاهی چشم می توان از آن استفاده کرد.

آب جوشانده سیر کشنده حشرات است. جویدن برگ سیر بوی زننده  و تند آنرا از بین می برد .

به طور کلی در معالجه امراض هر چه تازه تر باشد مفید تر است بر عکس ترشی آن که هر چه کهنه تر باشد مرغوبتر است. 

 

نایی با صبر زرد (Aloe vera):

كليات گياه شناسي

صبر زرد يكي از گياهاني است كه قبل از ميلاد مورد مصرف مردم بوده است . كلئوپاترا ملكه مصر پوست خود را هر روزه با آن ماساژ مي داد كه از شر آفتاب مصر در امان باشد وحتي مصريان آنرا براي موميائي مردگان خود بكار مي بردند . در كتاب مقدس ام اين گياه بكرات آمده است .

صبر زرد فاقد ساقه بوده و لي برگهاي آن دراز و تا ارتفاع 30 سانتيمتر مي رسد . گلهاي اين گياه برنگ زرد مي باشد كه در انتهاي ساقه اي كه از وسط برگها خارج مي شود مي رويد .

تركيبات شيميايي:

صبر زرد موادي نظير آلوئين ‌فامودين ، آنترا كينون ،‌ايزوباربالوئين و مقدري در حدود 12 درصد صمغ مي باشد .

خواص داروئي:

صبر زرد از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است شيرابه آن به مصرف طبي مي رسد .

1)تقويت كننده بدن است

2)يبوست را برطرف مي كند و روده ها را تميز مي كند

3)براي معالجه آسم مفيد است

4)سوء هاضمه را برطرف مي كند

5)در معالجه صرع مفيد است

6)اثر ضد كرم درد

7)خون را تصفيه مي كند

8)براي برطرف كردن خارش ناشي از گزيدگي حشرات شيرابه آنرا روي پوست بماليد

9)اگزما را درمان مي كند

10)براي معالجه اسهال خوني مفيد است

11)براي رفع ريزش مو ، شيرابه آنرا به سر ماليده و موها را با آن ماساژ دهيد

12)گرفتگي كبدي را برطرف مي كند

13)براي التيام زخم ها شيرابه آنرا روي زخم بماليد

14)صبر زرد بهترين كرم مرطوب كننده است برگها را بشكنيد و ژله آنرا به پوست بماليد

15)مبتلايان به بيماري قند مي توانند با مصرف اين گياه قند خون خود را كنترل كنند

16)براي شستن چشم و زخم ها شيرابه صبر زرد را با آب مخلوط كرده و استفاده كنيد

مضرات :

صبر زرد اگر باندازه مصرف شود خطري ندارد ولي مقدر زياد آن باعث اسهال خوني مي شود ضمنا زنان شيدره نبايد از آن استفاده كنند زيرا صبر زرد از طريق شير ودر بدن طفل مي شود و ايجاد اسهال مي كند . اين گياه نيز براي زنان حامله خوب نيست زيرا ممكن است باعث سقط جنين شود

 

مقدمه: درمان فوري ترومبوآمبوليسم مصرف داروهاي فيبرينوليتيك مانند استرپتوكيناز (SK) و اوروكيناز (UK) مي‌باشد. بايست توجه داشت كه اين داروها علاوه بر ليز لخته نابه‌جا داراي عوارض جانبي مثل ايجاد حالت ليتيك عمومي، كاهش فيبرينوژن سرم، تاثير بر ميخ‌هاي هموستاتيك بدن و خونريزي‌هاي كشنده، ايجاد حالت آلرژي و كهير نيز مي‌باشند. هدف: امروزه مطالعات بر روي تركيبات طبيعي و گياهان با خواص دارويي انجام گرفته است. در اين مطالعه به منظور يافتن تركيباتي كه بتواند به تنهايي يا به عنوان داروي مكمل در درمان ترومبوآمبوليسم به كار روند به بررسي تاثير كرفس‌كوهي (Amirkabiria odoratissima Mozaffarian) پرداخته شد. روش تحقيق: براي اين منظور عصاره‌ پلي‌فنليك گياه تهيه شد و نيز اسانس‌گيري به روش تقطير با بخار آب از برگ گياه انجام گرديد و اسانس آن به وسيله دستگاه GC/MS آناليزگرديد. اثرات فيبرينوليتيك استرپتوكيناز (به عنوان شاهد مثبت و مقايسه)، عصاره و اسانس كرفس كوهي به روش فلوريمتري انجام گرديد. ابتدا فيبرينوژن با ماده (فلورسئين ايزوتيوسيانات) FITC نشان‌دار و سپس در محيط پلاسمايي با استفاده از يون كلسيم لخته نشان‌دار تشكيل گرديد و به آن استرپتوكيناز (1000-100 واحد در ميلي‌ليتر) و اسانس در رقت‌هاي (V/V 10/1 و100/1، 1000/1) و عصاره در رقت‌هاي (V/V 1/1 و 10/1، 100/1، 1000/1) اضافه شد و پس از زمان‌هاي 15، 30 و 60 دقيقه فلورسانس اندازه‌گيري شد. يافته‌ها: نتايج حاصل رابطه خطي بين فلورسانس و غلظت‌هاي 300 تا 700 واحد در ميكروليتر استرپتوكيناز را نشان داده است. اسانس كرفس كوهي در حل لخته تاثير داشته و با گذشت زمان مجاورت اسانس با محيط افزايش ناچيزي نشان داده است. عصاره گياه مزبور در حل لخته داراي اثري نسبي بوده است. نتيجه‌گيري: نتايج نشان داده است كه عصاره كرفس كوهي داراي اثرات قابل توجه فيبرينوليتيك مي‌باشد. لذا بررسي فراكسيون‌هاي مختلف اين گياه و نيز جداسازي و خالص نمودن آن جهت بررسي اثرات فيبرينوليتيك توصيه مي‌گردد.

 

آويشن كوهي يكي از گياهان زيبا و معطر است كه در اكثر مناطق معتدله رويش دارد. نمونه اهلي اين گياه آويشن شيرازي است كه بصورت كشت داده شده مورد بهره برداري قرار مي گيرد و در شيراز كشت مي شود.از نظر شكل ظاهري و طعم اين دو نوع آويشن با هم فرق دارند. البته خواص درماني آويشن كوهي بسيار بيشتر از آويشن شيرازي است.

اين گياه بوي بسيار مطبوع و مزه تندي دارد و به خاطر خاصيتش در شدت دادن به جريان خون، به هر عضوي كه ماليده شود خون به آن طرف سرازير مي شود. براي ريزش مو، جوشانده اين گياه استفاده مي شود تا جريان خون را در آن قسمت بيشتر كرده و پياز مو تغذيه شود.اين گياه داروي بسيار خوبي براي دستگاه تنفسي و بيماريهايي از قبيل زكام، برونشيت، آسم، گريپ و .... است. همچنين اين گياه داروي خوبي براي معده مي باشد و ناراحتيهاي معده را از نظر هضم، نفخ به طور كلي برطرف مي كند.

اين گياه از جمله گياهان نيروزا است و همچنين ضد ترشح و ضد عفونت نيز مي باشد.

براي مصرف اين گياه تقريباً ۱٠ گرم آن را با يك ليتر آب مخلوط مي كنند و به صورت جوشانده مورد استفاده قرار مي گيرد كه مصرف خوراكي دارد.

 جوشانده ٥٠ گرم از اين گياه به علاوه يك ليتر آب به صورت غليظ براي مصرف موضعي مورد استفاده قرار مي گيرد.

آويشن باغي يكي از قديمي‌ترين گياهان دارويي و ادويه‌‌اي است. تيموس (Thymus) كلمه‌اي يوناني و به معناي شجاع است. مردم يونان باستان اين گياه را نماد شجاعت ميدانسته‌اند. از آويشن باغي در اكثر فارماكوپه‌هاي (دارونامه‌ها) معتبر به عنوان يك گياه دارويي نام برده شده و خواص درماني آن بر شمرده شده است.

 

آویشن باغی

 خصوصيات گياه شناسي
آويشن باغي گياهي خشبي، چند ساله و متعلق به خانواده نعناع (Lamiaceae)ميباشد. منشأ اين گياه نواحي مديترانه گزارش شده است. ارتفاع اين گياه متفاوت و بين 20 تا50 سانتي‌متر است.برگها كوچك، متقابل و كم و بيش نيزه‌اي شكل بوده و پوشيده از كركهاي خاكستري رنگ است. گلها كوچك، سفيد، ارغواني يا صورتي است كه در قسمت فوقاني ساقه‌هايي كه از بغل برگها خارج ميشوند روي چرخه‌هايي به صورت مجتمع پديدارميشوند.
 

آرایش گل در گیاه آویشن باغی


ميوه دراين گياه فندقه به رنگ قهوه‌اي تيره بوده و طول آن يك ميلي‌متر است. داخل ميوه‌ 4 دانه به رنگ قهوه‌اي تيره وجود دارد. وزن هزار دانه 25/0 تا 28/0 گرم است.

مواد مؤثره
پيكر رويشي آويشن باغي حاوي مواد مؤثره واز نوع اسانس ميباشد. اسانس اين گياه زرد رنگ بوده و مقدار آن بين 1 تا 2 درصد متغير است. مهمترين اجزاء تشكيل دهنده اسانس را تيمول، كارواكرول و پاراسيمول تشكيل ميدهد. پيكررويشي همچنين حاوي تانن، فلاونوئيد، ساپونين و نيزمواد تلخ ميباشد.

اثر درماني 
مواد مؤثره آويشن باغي خلط آور بوده و براي معالجه سرفه مورد استفاده قرار ميگيرد. از تنتور و عصاره‌هاي الكلي پيكررويشي اين گياه براي معالجه سرفه، گلودرد، برونشيت و آسم استفاده فراوان ميشود.

ساير كاربردها
مواد مؤثره آويشن باغی درصنايع غذايي به مقادير فراوان کاربرد دارد. از تيمول و كارواكرول آن بعنوان نگهدارنده مواد غذايي درصنايع غذايي استفاده ميشود. اسانس آويشن باغی همچنين خاصيت شديد ضد باكتريايي و ضد قارچي دارد.
از مواد مؤثره اين گياه در صنايع آرايشي و بهداشتي و در تهيه كرم‌ها، عطرها، لوسيونها، دهانشويه‌ها و پماد استفاده ميشود. مواد مؤثره آويشن باغی نيز از تركيبات ضد ريزش مو در عصاره‌هاي گياهي مورد استفاده در شامپو ميباشد. از اسانس اين گياه به عنوان آروماتراپي (درمان با مواد معطر) استفاده شده و درخمير دندان نيز به عنوان يك ماده ضد باكتري مورد استفاده قرار ميگيرد.

فرآورده‌ها
از اين گياه داروهايي به شكل شربت، قرص مكيدني، بخور، قرص، اسانس و همچنين تركيبات آروماتراپي تهيه ميشود. از عصاره‌هاي آبي، آبي – الكلي و پروپيلن گلايكولي آويشن باغی نيز در تهيه شامپو،‌كرم، پماد و ديگر فرآورده‌هاي استفاده فراوان ميشود

 

نام

اندام مصرفي

خواص و موارد مصرف

سداب

اندام هوائي گياه

نيرو دهنده، ضد تشنج، قاعده آور، ضد خونريزي

سر خار گل

ريشه

تقويت سيستم ايمني بدن

سريش

ريشه ،بذر

درد پهلو، سرفه، يرقان، قاعده آور،جوش خوردن استخوان، ورم بيضه

سگ دندان

برگ

 

سنبل الطيب

ريشه

ضد تشنج، کاهش دهنده ميزان ادار در بيماران قندي، رفع ناراحتي عصبي

سنبل الطيب

ريشه و رزيوم

رفع اختلالات عصبي، رفع بيخوابي، کم کننده فعاليت دستگاه عصبي مرکزي

سير

برگ و کورم

ضد عفوني کننده، هضم کننده غذا، اشتها آور، صفرا بر، کم کننده فشار خون

شب بوي بياباني

برگ

 

شکر تيغال

پيله حشره

گلودرد، رفع حالت سرفه

شيرين بيان

ريشه و رزيوم

مدر، شستشو دهنده دستگاه گوارش ،بادشکن ،رفع ورم معده و سوزش آن

صابوني

ريشه

سيفليس ،بياريهاي مزمن پوستي، رماتيسم ،رفع کم خوني دختران جوان

عروسک پشت پرده

ميوه، برگ

تصفيه کننده خون، رفع ناراحتي هاي جلدي، رفع سنگ کليه، رفع يرقان

علف توت روباهي

تمام قسمتهاي گياه

جلوگيري از خونريزي رحمي، درمان سوختگي ها و زخمها

علف مار

ميوه، ريشه ،پوست

درامراض مربوط به انسداد طحال

عناب

برگ ميوه ريشه

نرم کننده سينه و بند آورنده خون ،کاهش تب، افزايش شير ،کاهش نيروي جنسي

فراسيون سفيد

سرشاخه گلدار،برگ

ضد برونشيت، آبله، سرفه هاي مزمن ،تب بر ،خلط مجاري تنفسي

فرنجمشک

سرشاخه گلدار

ضد اسياسم ،تقويت معده، ضد تنگي نفس

قيچ

سرشاخه

ضد قارچ، ضد کرم، قابض

کرقيچ برگ باريک

برگ

ضد ميکروب

کرفس وحشي

کليه اندامها

مدر،مقوي معده، نيرودهنده، باد شکن ،صفرابر، تب بر

کلماتيس

تمام قسمتهاي گياه

دردهاي مفصل، رفع سردرد، مدر، التيام زخم هاي چرکي

کنگر فرنگي

ريشه، برگ، نهنج

افزايش ترشحات صفرا، اثر مدر، مقوي صفرا، بر تب بر، ضد روماتيسم

گاو زبان

سرشاخه گلدار، برگ

نرم کننده مدر ،آرام کننده ،تصفيه کننده خون ،رفع زکام ،برونشيت ،سرفه

گاو زبان افعي

سرساخه گلدار

ضد ميکروب التيام دهنده زخمها معالجه بيماريهاي پوستي (دمل و سياه زخم)

گاو زبان سبز

 

 

گزنه

سرشاخه گلدار برگ

افزايش خون، مدر، قابض، قاعده آور، ضد انگل و کرم

گل اروانه

سر شاخه

رفع ناراحتي هاي پوستي مانند جوش وزخمها

گل راعي

سر شاخه گدار

مسکن، مسهل صفرا ،اثرات ضد تورمي، درمان عفونتهاي دستگاه تناسلي زن

گل ساعت

کليه قسمتهاي گياه

آرام کننده ناراحتي هاي عصبي رفع بيخوابي ضعف اعصاب

گل قاصدک داروئي

ميوه، برگ

 

گل گاو زبان ايراني

تمام قسمتهاي گياه

مدر، معرق، آرامبخش، رفع سنگ کليه و مثانه، تقويت کبد

گل ماهور

 

خلط آور، آرام کننده اتهاب دهان و گلو، رفع برونشيت، مدر

گل مغربي

بذر

تصفيه کننده خون ،تنظيم فشار خون و سيستم عروق قلبي

گلپر

ريشه ،برگ ،ميوه

معطر ساختن غذا، رفع نفخ ،سوءهضم

گلپر دشتي

ميوه

 

گون سفيد و زرد

صمغ

تهيه موسيلاژ تهيه قرص ها امولسيون دهنده در صنايع آرايشي و بهداشتي

گون گزي

مان (گزانگبين)

توليدگز، عامل مولد گزانگبين پوره حشره است

لاله واژگون

دانه گرده و نوش پياز سمي

محرک دستگاه هضم، نرم کننده، ضد روماتيسم

ماميران

سر شاخه گلدار

سييفليس، بيماريهاي مزمن پوستي، رماتيسم، رفع کم خوني دختران

مخلصه (بابونه کبير)

سر شاخه گلدار

ضد درد، ملين، نرم کننده ،معرق، ضد ميگرون

مرز نجوش

سر شاخه گلدار

آرام کننده، نيرودهنده، مدر، معرق، کنترل ترشحات، عرق بدن

مرز نجوش

سر شاخه گلدار

آرام کننده، نيرودهنده، مدر، مقوي معرق، معرق

مريم گلي

برک و شاخه گلدار

تسهيل کننده عمل هضم، ضد تشنج، تب بر، ضد عفوني کننده، قاعده آور

مريم گلي

برگ و سر شاخه گلدار

تب بر، تسهيل کننده عمل هضم غذا، ضد عفوني کننده خون، قاعده آور

مريم نخودي

سر شاخه گلدار

مقوي، نيرو دهنده رفع سردرد رفع بيماري دستگاه تناسلي

مريم نخودي طناز

گل، برگ

قابض، ضد روماتيسم، کاهش دهنده التهابات، تب بر، ضد عفوني کننده ،مدر

موسير

کورم زيرزميني

اشتها آور، رفع بي خوابي، دافع سنگ کيسه صفرا و کليه و مثانه

نپتا

 

قاعده آور، باد شکن، معرق ،خنک کننده، ضد عفوني کننده، محرک

نعنا

برگ سرشاخه

نيرودهنده ،مقوي معده، باد شکن ،ضد تشنج

 وايول

سر شاخه

استفاده در صنعت و توليد کائوچو

وشا

صمغ

مقوي و نيرودهنده قاعده آور خلط آور

هميشه بهار

گل و برگ

معرق تصفيه کننده خون قاعده آور التيام دهنده بيماريهاي پوستي

مركز مقالات كشاورزي كشاورز تنها-محمد آردين

محققین مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان

 

نام

اندام مصرفي

خواص و موارد مصرف

آنفوزه

رزين

ضد کرم،ضد تشنج،رفع يبوست در افراد مسن،رفع آسم

آويشن

سرشاخه گلدار

باد شکن،مقوي معده،مدرو قاعده آور،رفع اخلاط خوني،سياه سرفه

آويشن شيرازي

برگ و سرشاخه جوان

بيماري دستگاه تنفسي، سياه سرفه،گلودرد،دردهاي عصبي،دردمعده

استاخيس

گل و برگ

ضد قارچ،

اسطوخودوس

برگ و گل

مقوي معده،مدر،نيرو دهنده،درمانسرماخوردگي،بادشکن

اسفرزه

دانه

رفع التهاب،رفع رماتيسم،مدر،قابض ،ملين،تسهيل کننده عمل هضم

اشک

برگ

 

اشنان

سر شاخه

در صنعت براي بيرنگ کردن تارهاي ابريشم

افسنطين

برگ،سرشاخه گلدار

رفع آسم،تقويت قلب،محرک جريانگردش خون،رفع سرماخوردگي

اکاليپتوس

برگ

ضد عفوني کننده،تسکين رماتيسم و آسم و برونشيت مزمن،کرم کش،تب تر

انيسون

بذر

محرک دستگاه هاضمه ،باد شکن،رفع ناراحتي معده و روده

بابونه

گل

تصفيه کننده خون،زياد کننده ترشح صفرا،رفع دردهاي قاعدگي زنان،رفع ميگرن

بابونه اروپايي زرد

گل، سرشاخه گلدار

دفع کرم،رفع ناراحتي معده و روده، رفع دردهاي قاعدگي زنان،رفع ميگرن

بادرنجبوبه

برگ و سرشاخه جوان

نيرو دهنده،رفع کرم خوني،ضعف اعصاب،تسهيل کننده عمل هضم

بارهنگ

تمام قسمت گياه

تصفيه کننده خون،آرام کننده ،درمان ناراحتي هاي آسم،رفع نزله هاي مزمن

باريجه

صمغ

در تهيه چسب بي رنگ،تثبيت کننده بوي عطرها،محرک ،داروي سينه

بالنگو

دانه

رفع خونريزي لثه،تقويت کبد،خنک کننده و آرام بخش،رفع يبوست

برازمبل

سرشاخه و ريشه

ضد مالاريا ،ضد سالک

بلادون (شابيزک)

برگ، ريشه، ميوه،دانه

آرام کننده،درمان آسم و سياه سرفه ،آپانديس ،باز کننده مردمکچشم

بومادران

سرشاخه گل دارو

نيرودهنده،ضد تشنج،قاعده آور،بند آورنده خون

بومادران قالهر

سرشاخه کلدار

معرق،محرک ،تونيک ،مقوي و قاعده آور،گرفتگي مجاري ،سرماخوردگي

پنج انگشت

ميوه

مقوي و اشتها آور،ازدياد شير ،تنظيم عادات ماهيانه در زنان

پنيرک

گل

رفع سرفه، التهاب مخاط، بيماري کليه و مثانه، سرخک، آبله، يبوست

پونه

برگ و سرشاخه

باد شکن، خلط آور، رفع سياه سرفه

ترخون

برگ، سرشاخه جوان

اشتها آور ،مقوي معده، قاعده آور،ضد کرم

تره

برگ، دانه

ضد عفوني کننده روده ها ،مقوي کليه و مثانه، تقويت نيروي جنسي

تره خوني نوانسار

برگ

ضد نفخ ،محرک دستگاه گوارش، ضد باکتري

چاي ترش

برگ

 

خار مريم

تمام قسمتهاي گياه

بند آورنده خون، افزايش فشار خون، اشتها آور، رفع سنگهاي صفراوي، تب بر

ختمي

ريشه ،گل، برگ

رفع کننده تحريکات جلدي نرم، کننده برطرف کننده سرفه و گلو درد

خردل زرد

دانه

قرمز کننده پوست

خواجه باشي

تمام قسمتهاي گياه

تنظيم جريان خون، تسکين درد قاعده آور

درمنه دشتي

شرشاخه گلدار

رفع کرم، ضد نفخ، رفع سردردو سرفه، ضد عفوني کننده قوي و حشره کش

درمنه کوهي

بذر، سرشاخه

 

رازيانه

 

مقوي،قابض، خلط آور،ضد تشنج، مقوي قلب، قاعده آور، التيام دهنده

رزماري

ريشه ،برگ ،ميوه

دفع ادرار،قاعده آور، آرام کننده، ضد التهاب و ضد باکتري، زيادکننده شير

روناس

ريشه و رزيوم

مدر،ضد تشنج، صفرابر، مقوي معده، نيرودهنده بسيار قوي

ريواس

دمبرگ ضخيم شده

مسرت بخش ،مقوي معده و روده،اشتها آور، بادشکن

زرشک البرز

ميوه برگ، پوست ،يشه ،ساقه

مقوي کبد و قلب، رفع کننده اسهال، ضد انگل،صفرابر

زرين گياه

سرشاخه گلدار،برگ

درمان رماتيسم ،دردهاي مفصلي

زعفران

کلاله

سهولت هضم، مسکن تقويت معده، محرک نيروي جنسي، قاعده آور

زنبق

ريزوم

مدر خلط آور، دفع کرم، مسهل قوي، محرک دستگاه هضم

زنجبيل شامي

ريشه

مقوي، نيرو دهنده، اشتها آور،ضد باکتري، ضد عفوني کننده

زنيان

ميوه

باد شکن ،ضد تهوع، مقوي باء، ضد کرم، مدر، رفع برونشيت ،خلط آور

زوفا

برگ و سرشاخه جوان

نيرو دهنده ،آرام کننده سرفه، خلط آور، مقوي معده، ضد کرم

ژرانيوم

اسانس

 

آويشن: مسكن، ضد سرماخوردگي
اسطوخودوس: تقويت كننده اعصاب
بادرنجبويه: استفراغ هاي دوران بارداري
بومادران: ضد ورم معده و روده
بهارنارنج: نشاط آور ، تقويت قلب
بيدمشك: ضد تپش قلب
پونه: ضد سياه سرفه و گريپ
چهارعرق سرد: تب بر
چهارعرق گرم: مفيد براي هضم غذا
رازيانه: معطركننده، محرك
خارشتر: سنگ شكن، ضد سياه سرفه
زيره: ضد چاقي، تصفيه كننده خون
سنبل الطيب: خواب آور، تقويت قلب
شاتره: ضد خارش هاي پوستي
شنبليله: ضد قند، نيروبخش
شيرين بيان: درمان قاطع زخم معده و اثني عشر
شويد: ضد چربي خون
كاسني: مفيد براي كبد، ضد جوش
گزنه: ضد چربي خون و قند خون
مورد: ضد خونريزي، درمان اسهال و بواسير
نعناع: ضد دل درد ، دل پيچه
يونجه: چاق كننده، كاهش قند خون

 

 فلفل

فلفل يك گياه علفي يكساله تا دو ساله است كه از خرداد تا شهريور گل مي دهد. انواعي كه داراي ميوه كوچكي هستند بنظر مي رسد اجداد فلفل قرمز امروزي باشند كه در مناطق نيمه حاره و حاره اي جنوب ايالات متحده تا بخش هاي شمالي آمريكاي جنوبي رشد مي كند. Capsicum در مناطق گرم دنيا كشت مي شود. اولين فلفل ها بوسيله كريستف كلمب به اسپانيا وارد شد. كشت و كار فلفل در اروپاي مركزي و از كشورهاي مديترانه اي تا شبه جزيره بالكان صورت مي گيرد.بخشي از گياه كه براي استخراج تركيبات موثره استفاده مي شود ميوه آن است و حاوي مقدار زيادي كاپسايسين مي باشد. ميوه هاي رسيده در سايه خشك مي شوند. دارو طعم ادويه دارد و باعث سوزش زبان مي شود. حاوي حدود 2 درصد كاپسايسين است كه اغلب محققين بعنوان آلكالوئيد آن را طبقه بندي مي كنند, گليكوزيدهاي فلاونوئيد و حدود 2/0 درصد ويتامين دارد. C مقداري از اسانس فرار كاپسايسين پوست را مي سوزاند و قرمز مي كند. به مقادير كم ترشح شيره معده را تحريك مي كند. Capsicum بندرت بعنوان يك دارو استفاده مي شود و فقط بصورت پودر شده يا تنتور براي تحريك هضم معده مورد استفاده قرار مي گيرد. اغلب بصورت خارجي به شكل پماد, مرهم و گچ براي درمان روماتيسم و ورم مفاصل استفاده مي شود. البته بصورت سبزي هم بمصرف مي رسد. البته در اين حالت كاپسايسين كمي دارد ولي ميزان ويتامين آن بالا مي باشد. فلفل واريته هايي زراعي زيادي دارد.

گشنيز

گشنيز يك گياه علفي يكساله است كه در خرداد و تير گل مي دهد و احتمالا بومي كشورهاي شرق درياي مديترانه مي باشد و در حال حاضر يك علف هرز مزارع اين مناطق است. گشنيز عملاَ بصورت گسترده اي كشت مي شود و اغلب در مزارع, تاكستانها, نزديك ايستگاه راه آهن و در زمينهاي باير مناطق پست و نسبتاَ مرتفع مناطق گرم يعني مديترانه اي, اروپاي مركزي, شرق آسيا و مناطقي از آمريكاي شمالي و جنوبي يافت مي شود.ميوه ها از گياهان زراعي كه جنبه دارويي دارند جمع آوري ميشوند. ميوه ها را با كوبيدن همانند ميوه هاي انيسون, رازيانه و كراويه جدا مي كنند. وقتي ميوه ها له شوند بوي تندي از آنها خارج مي شود. حاوي 4/0 تا 1 درصد اسانس فرار است. ترشح شيره معدهذ را تحريك مي كند, بادشكن است و در درمان اختلالات روده كوچك كاربرد دارد و ضد تشنج و خاصيت خلط آور (اكسپكتورانت) دارد. دم كرده آن عمدتا براي نفخ و درد معده و تحريك اشتها مصرف مي شود. بصورت خارجي بعنوان پماد براي درمان روماتيسم و ورم مفاصل كاربرد دارد. البته گشنيز در غذاها و بعنوان چاشني درغذاهاي گوشتي, سس و كنسروماهي كاربرد دارد. روغن استخراج شده از بذر علاوه بر اينكه درصنايع غذايي, دارويي وعطر سازي كاربرد دارد بعنوان يك ماده خام براي توليد تركيبات معطر مانند لينالول, سيترال و آيونون نيز مصرف مي شود. اسانسهاي فرار استخراج شده از بخش هاي هوايي بوي تقريبا نامطبوعي همانند كل گياه دارد. گشنيز در بسياري از كشورهاي اروپا و آسيا كشت مي شود ولي عمدتا در شوروي سابق مي باشد.

خشخاش

خشخاش يك گياه علفي يكساله است كه از تير تا مرداد گل مي دهد و قرنهاست كه كشت وكار مي شود. خشخاش به احتمال زياد بومي خاورميانه است ولي امروزه در مناطق معتدل نيمكره شمالي براي دانه هاي روغني آن و بعنوان داروي گياهي و براي توليد ترياك در كشورهاي مناطق مديترانه اي تا كشورهاي نيمه حاره آسيا,. چين و ژاپن كشت مي شود. كشت و كار خشخاش در اروپا و آسيا بنظر مي رسد از شرق به غرب بوده است. ماده خامي كه جنبه دارويي دارد ماده شيرمانندي است كه در اثر ايجاد بريدگي روي كپسولهاي نارس خارج مي شود. منابع اصلي ترياك كشورهاي تركيه (آسياي صغير), هند, شوروي سابق و چين مي باشد. كپسولهاي خشك شده ماده خام دارويي در بسياري از كشورهاي اروپايي هستند. ترياك خام و كپسولهاي خشك حاوي الكالوئيدهاي بي نهايت سمي هستند كه بيش از 20 تاي آنها تاكنون شناسايي شده اند. ترياك حاوي حدود 12 درصد مورفين و كپسولهاي خشك خيلي كمتر يعني 3/0 تا 2/1 درصد مورفين دارند. مهمترين الكالوئيدهاي ترياك شامل مورفين, ناركوتين,. پاپاورين, كدئين, تبائين و نارسئين مي باشند. مورفين درد را كاهش مي دهد حتي زماني كه داروهاي استاندارد تاثيري ندارند و بر مركز عصبي مسكن است. كدئين اثرات كشنده درد داروهاي متعدد را كاهش مي دهد و تمايل به سرفه كردن را متوقف مي كند. پاپا ورين انقباضات عضله شل را تخفيف مي دهد. در داروسازي اين الكالوئيدها جزئي از داروها هستند. مورفين و ترياك خام تابع قوانين بين المللي مواد مخدر هستند و بنابراين توليد آنها و داروهاي ساخته شده از آنها تحت نظر دولتها مي باشند.

ريواس

ريواس يك گياه علفي چند ساله است كه از خرداد تا تير گل مي دهد و بومي شمال غربي چين و شمال شرقي تبت است. اين گياه عمدتا در شوروي سابق و در آلمان مي رويد. در باغهاي اروپا بعنوان يك گياه زينتي از سال 1763 زراعي شده است.ريزومهاي سال دوم يا سوم در پاييز اندامهايي هستند كه جمع آوري مي شوند. بعد از اينكه آنها را تميز كردند, پوست كردندو به قطعات كوچكتري قطعه قطعه كردند آنها را به نخ كشيده و آويزان مي كنند تا بصورت طبيعي يا با گرماي مصنوعي 50 درجه سانتي گراد خشك شوند. اين اندام بويي مشخص و طعمي تلخ دارد. علاوه بر تانن حاوي 10 درصد آنتراكينون است كه از تركيبات موثره اصلي آن مي باشند. البته گليكوزيد را پونتيسين نبايد داشته باشد. اين ماده اثرات هورموني دارد و در ريزومهاي گونه R.rhabarbarum و R.rhaponticum L. يافت مي شود. به مقادير كم يعني تا 5/0 گرم اين تانن است كه عمل مي كند و يبوست ايجاد مي كند در حاليكه مقدار1 تا 3 گرم آنتراكيون عمل مي كند و مسهل است. پودر ريزومها بصورت داخلي براي يبوست مزمن, بيماريهاي معده و روده استفاده مي شود و محرك اشتها است. افرادي كه از سنگ كليه يا مثانه رنج مي برند از آن نبايد استفاده كنند. ريزومها فقط از گياهان وحشي جمع آوري مي شوند و ريواس اروپا از چين تامين مي شود. در حال حاضر كوشش هايي براي زراعي كردن آن در اروپا صورت گرفته است. گونه R.rhaponticum L. مدتهاست كه در باغها بعنوان يك گياه خوراكي روئيده است.

نعناع

نعناع يك گياه علفي چند ساله است كه از خرداد تا مرداد گل مي دهد. اين گياه حاصل هيبريد است كه در اواخر قرن هفدهم بوسيله گياه شناس انگليسي به نام جي. ري تشريح شده است. اين هيبريد بنظر مي رسد منشأ تمام واريته هاي نعناع باشد كه در حال حاضر كشت و كار مي شوند. نعناع بطور گسترده اي در اروپا, جنوب و شرق آسيا, آمريكاي شمالي و جنوبي و استراليا كشت مي شود. اين گياه بصورت وحشي هم يافت مي شود. بخش هاي جمع آوري شده برگها يا بخش هاي هوايي بدون گل هستند. آنها را قبل از گلدهي جمع آوري كرده وبسرعت در سايه يا در حرارت 40 درجه سانتي گراد خشك مي كنند. بهترين روش ذخيره كردن در كارتن ياسبد است و ظروف پلاستيكي مناسب نيستند زيرا اسانس فرار را جذب مي كنند. طعم تندي دارد. حاوي حدود 2 درصد اسانس فرار است كه بيش از 50 درصد منتول دارد. حاوي تانن و تركيبات تلخ است. عمل هضم و ترشح صفرا را افزايش مي دهد. نفخ و انقباض عضلات را نيز تخفيف مي دهد. دم كرده آن يا بصورت مخلوط با چاي علفي براي بيماريهاي روده و معده, نفخ, اختلالات كيسه صفرا و تشنج مصرف مي شود. كاربرد خارجي آن براي خارش پوست مي باشد. اسانس فرار استخراج شده باعث تحريك ترشح صفرا شده و ضد تشنح و ضد التهاب مي باشد. همچنين بعنوان چاشني و معطر كننده خميردندان و آبشوي دهان استفاده مي شود. اندامهاي دارويي از گياهان زراعي جمع آوري مي شوند. واريته هاي ميچام در انگشتان و مولتي منتا در آلمان وجود دارند. البته ديگر گونه هاي نعناع كه نام خود را از محل جغرافيايي گرفته اند نيز وجود دارند.

زعفران

زعفران يك گياه علفي چند ساله است كه داراي كورم مي باشد و از شهريور تا آبان گل مي دهد. اين گياه زراعي است و بومي مناطق شرق مديترانه تا خاورميانه مي باشد. كلاله ها كه از گلها جدا مي شوند به منظور اهداف دارويي جمع آوري مي شوند. ابتدا آنها را در سايه خشك كرده و سپس روي غربالي روي آتش ملايم قرار مي دهند. جمع آوري پرزحمت است. تا 000/200 كلاله عملكردي برابر با يك كيلوگرم دارو رامي دهد. دارو به رنگ نارنجي مايل به قرمز براقي مي باشد و بو و طعم تندي دارد. آن را بايد در ظروف سربسته نگهداري كرد زيرا به راحتي رنگ, عطر و طعم خود را از دست مي دهد. بدليل اينكه زعفران گران است اغلب آن را با مواد خام كه رنگ مشابهي دارند مانند گل هميشه بهار و گلرنگ مخلوط مي كنند. حاوي رنگدانه و مقادير كمي اسانس مي باشد. درد را تسكين مي دهد و بعنوان ضد تشنج عمل مي كند. زماني بعنوان دواي خانگي مصرف داشت ولي امروزه براي درمان بيماريها استفاده نمي شود. البته بيشتر بعنوان ادويه و رنگ غذاها بخصوص غذاهاي مشرق زمين كاربرد دارد. مصرف خيلي زياد زعفران ممكن است باعث مسموميت جدي در اثر التهاب موضعي غشاء مخاطي و خونريزي شود. امروزه زعفران بعنوان دارو اهميت زيادي ديگر ندارد زيرا هزينه زيادي داشته و مقدار زيادي گل لازم است تا فقط مقداركمي دارو تهيه شود. زعفران بطور گسترده اي در اسپانيا كشت مي شود كه توليد سالانه آن حدود 000/100 كيلوگرم مي باشد. در قرون وسطي زراعت زعفران در مناطق مديترانه و اروپاي مركزي گسترده شده و در اين مناطق بعنوان رنگ استفاده مي شده است. در انگلستان زماني كشت و كار مي شد ولي امروزه بصورت وحشي يافت مي شود. زعفران در جنوب فرانسه, ايتاليا, سيسيل, مجارستان, يونان, تركيه, ايران, هند و چين نيز كاشته مي شود.

گاوزبان

گاوزبان يك گياه علفي يك ساله است كه از ارديبهشت تا شهريور گل مي دهد. اين گياه به احتمال زياد بومي منطقه مديترانه است ولي بعضي محققين عقيده دارند بومي خاورميانه است. كشت و كار گاوزبان بوسيله عربها در جنوب اسپانيا در قرون وسطي معرفي شد. اين گياه در بسياري از مناطق اروپا, غرب آسيا و آمريكاي شمالي مي رويد و اغلب بصورت وحشي در محل هاي لم يزرع و كناره رودخانه ها ديده مي شود.بخش هاي هوايي به منظور اهداف دارويي درابتداي گلدهي از خرداد تا شهريور جمع آوري شده و در سايه خشك مي شوند. دارو بويي شبيه به خيار دارد و طعم آن تند مي باشد. حاوي موسيلاژ, ساپونين ها, تانن ها و ديگر تركيبات است و مدر, ضد التهاب و سرد است. البته اثر آن اختصاصي نيست.دم كرده آن براي التهاب مجاري ادرار, روماتيسم و بيماريهاي قلبي مفيد است. بخش هاي هوايي گاوزبان باشويد بعنوان سالاد يا بعنوان چاشني در سالاد استفاده مي شود. اين گياه ازحالت وحشي جمع آوري مي شود و نيز براي مصارف خانگي كشت مي گردد.

جعفري

جعفري يك گياه علفي دو ساله است كه از خرداد تا تير گل مي دهد و احتمالا بومي منطقه مديترانه است. اين گياه در سرتاسر دنيابعنوان يك گياه آشپزخانه اي و سبزي ريشه اي كشت مي شود. جعفري اغلب در كنار جاده ها و زمينهاي باير رشد مي كند. بخش هايي از گياه كه مورد استفاده قرار مي گيرند شامل ريشه ها و ميوه ها و بعضي اوقات بخش هاي هوايي مي باشند. ريشه ها را در اواخر پاييز يا در بهار سال دوم رشد جمع آوري كرده قطعه قطعه مي كنند و در حرارت 40 درجه سانتي گراد خشك مي كنند. ميوه ها را جدا كرده و بر روي پارچه قرار داده تا برسند و بعد از آن بذرها را با كوبيدن جداكرده و سپس تميز مي كنند. ماده دارويي بوي ادويه اي دارد وشيرين است كه بخاطر اسانس فرار آن مي باشد. بذرها حاوي 7 درصد اسانس فرار, ريشه ها حدود 1/0 درصد و برگها تا 3/0 درصد اسانس دارند. به مقدار كم كمك به عمل هضم كمك مي كند شديدا مدر است و نفخ را كاهش مي دهد. البته به مقادير زياد باعث جمع شدن خود در غشاء دور رحم مي شود و بنابراين در زمان حاملگي از آن نبايد استفاده كرد. مقدار زياد روغن اثرات گيج كنندگي دارد. دم كرده آن يا بصورت مخلوط با چاي علفي براي بيماريهاي مجاري ادرار و التهاب غده پروستات استفاده مي شود. اسانس فرار حاصل از بذرها, ريشه ها, و اندامهاي سبز علاوه بر مصرف دارويي در صنايع غذايي بعنوان چاشني نيز كاربرد دارند. جعفري تازه بعنوان چاشني در سوپ, سالاد و ديگر غذاها كاربرد دارد. جعفري قرنهاست كه كشت شده است. تنها منبع داروي حاصله از گياه زراعي جعفري است.

شويد

شويد يك گياه علفي يكساله است كه در تير و مرداد گل مي دهد. احتمالا اين گياه بومي ايران و هندوستان مي باشد ولي مصر و قفقاز هم ذكر شده اند. اين گياه در تمام نقاط دنيا كشت مي شود و بصورت وحشي در زمينهاي لم يزرع, كنارجاده ها, در مزارع و زمينهاي آيش و در خاكهاي شني كناره رودخانه ها يافت مي شود. در منطقه مديترانه شويد بعنوان يك گياه دارويي و چاشني تحريك كننده از زمانهاي بسيار قديم شناخته شده است. اين گياه بوسيله مستعمره نشين هاي رومي به اروپاي مركزي وارد شده است.اندامهايي كه خاصيت دارويي دارند و در صنايع غذايي استفاده مي شوند شامل برگهاي تازه يا گلها مي باشد. شويد خشك بعنوان دارويي مصرف نمي شود. عطر آن تا حدودي شبيه كراويه است, طعم تندي دارد و ابتدا نسبتا شيرين و سپس مزه اي مانند ادويه جات پيدا مي كند. تا 5/1 درصد اسانسهاي فرار دربرگها و ساقه هاي گلدار وجود دارد و تا 4 درصد ميوه و يا بذور يافت مي شود. روغن موجود در ميوه عمدتا حاوي كارون, ليمونن و ديگر تركيبات مي باشد. اين اسانس هاي فرار خصوصيات ضد عفوني كننده و ضدتشنجي دارند, بادشكن بوده و شيردهي را افزايش ميدهد.امروزه از شيويد بندرت براي اهداف دارويي استفاده مي شود. استفاده اصلي آن بعنوان چاشني درسس و سالاد و ترشيجات مي باشد. از بذر شويد براي ساخت كره علفي, سوپ و ديگر غذاها استفاده مي شود. اسانسهاي فرار حاصل از ميوه ها و برگها موارد استفاده مشابهي دارند. شويد خصوصاَ در ايالات ارگون و اوهايو براي استخراج اسانسهاي فرار آن كشت مي شود.

پياز

پياز يك گياه علفي دو ساله يا چند ساله است كه از خرداد تا مرداد گل مي دهد. گونه اي است كه در ابتدا در آسياي مركزي تا جنوب غربي هند كشت مي شده است. در شرق و در مديترانه اي پياز از زمانهاي بسيار دور كشت مي شده است. امروزه گونه هاي متعددي از آن در بيشتر نقاط دنيا كشت مي شود. در شرق آسيا فقط در Alliume fistulosum L. محل خود كشت مي شود. پياز از متداولترين سبزيجات و ادويه جات است كه خاصيت دارويي هم دارد. بخش جمع آوري شده براي اهداف دارويي پياز گياه مي باشد. فقط پيازهاي سالم و كاملا رسيده جمع آوري مي شوند و بعد از حذف برگها در كيسه گوني يا روي تخته هاي چوبي در حرارت 3 تا 5 درجه سانتي گراد و در رطوبت نسبي 60 درصد نگهداري مي شوند. از پياز خشك بندرت استفاده مي شود. پياز بوي تندي دارد و باعث مي شود از چشم ها آب بيايد و مزه تند ولي كمي شيرين دارد. پياز حاوي تركيباتي است كه از نظر شيميايي خيلي شبيه به سير است. تركيبات آن حاوي گليكوزيدهاي فلاونوئيد, پكتين و گلوكوكينين ها مي باشد. اين تركيبات اثر ميكرب كشي دارند و عمل هضم و ترشح زرداب را تحريك كرده و فشار خون را كاهش مي دهند.مصرف داخلي آن به شكلهاي مختلف و همانند سير است. بعنوان هضم كننده عمل مي كند, اشتها را تحريك مي كند, قند خون را كاهش مي دهد و همچنين خلط آور است. پياز براي دفع بعضي از انگلهاي روده نيز استفاده مي شود. مصرف خارجي آن براي درمان جوش صورت مي باشد.كشت وكار پياز احتمالا از ايتاليا وارد اروپاي مركزي شده است.

 

 

 

عرق اسطوخودوس

خواص دارويي:

معطركننده - ضدعفوني كننده - مقوي - رفع آسم - بند آورنده خون

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

گياه استوخودوس Lavandula Stoechas 

Labiatae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

دامنه هاي كم ارتفاع - سواحل دريا - نواحي مختلف اروپا - جنوب غربي آسيا - شمال آفريقا -جزاير قناري

مواد موثره:

فنكون ، سينئول

***

عرق بيد

خواص دارويي:

تب بر - آرام كننده - دفع كرم

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Salix alba  پوست درختان بيد

Salicaceae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

همه مناطق ايران

مواد موثره:

ساليكوزيد يا ساليسين

*******

عرق نعنا ممتاز

خواص دارويي:

رفع ناراحتيهاي هضمي و اسهال مقوي معده - ضد نفخ - آرام بخش

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Mentha  گياه نعنا

Libiatae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

كليه مناطق ايران

مواد موثره:

كاروون - تانن

ميزان اسانس در فرآورده

حداقل  50  ميلي گرم در  100  سي سي

 

************

عرق مخلوط زيره

خواص دارويي:

ضدنفخ - اشتها آور - نيرو دهنده

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

زيره سياه Carum carvi

umbelliferae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

آذربايجان - همدان - كرمان - شاهرود

مواد موثره:

كاروون - دي هيدرو كاروون - كومينول

 

**********

عرق خارشتر

خواص دارويي:

مدر - دافع سنگ كليه و مثانه

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Alhagi Camelorum  گياه خارشتر

Indigofera  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

سمنان - دامغان - خراسان - شيروان - بجنورد - بلوچستان

 

***********

عرق كاكوتي

خواص دارويي:

خلط آور - ضد نفخ - مقوي معده

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Ziziphora tenuior  گياه كاكوتي

Labiatae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

مناطق مختلف ايران - نواحي غربي - جنوبي و شرقي ايران

مواد موثره:

پينن - ليمونن - پلي ژون - ميرسن

**********

عرق شويد

خواص دارويي:

نيرودهنده - مقوي معده - هضم كننده - ضد نفخ - آرام بخش - رفع سكسكه - كاهش دهنده چربي خون - شير افزا

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Anethum graveolens  گياه شويد

umbelliferae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

در اغلب نقاط ايران به ويژه تبريز ، خراسان ، تفرش

مواد موثره:

ليمونن ، فلاندرن ، كاروون

*******

عرق نعنا

خواص دارويي:

رفع ناراحتيهاي هضمي و اسهال -مقوي معده - ضد نفخ - آرام بخش

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Mentha  گياه نعنا

Libiatae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

كليه مناطق ايران

مواد موثره:

كاروون - تانن

 

**********

عرق دارچين زنجبيل

خواص دارويي:

رفع سو هاضمه - ضد نفخ - مقوي معده - ضد اسكوربوت - طعم دهنده

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Cinnamomum zeylanicum  دارچين

Lauraceaeاز تيره

Zingiber officinale  زنجبيل

Zingiberaceae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

سيلان - هندوستان - چين

مواد موثره:

آلدئيد سيناميك - اوژنول - فلاندرن - سيمن- زينژرون - ژينژرول

*************

عرق كاسني

خواص دارويي:

مقوي معده - مدر - صفرابر - تب بر - تصفيه كننده خون

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

كاسني Cichorium

Compositae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

نقاط كوهستاني ايران ، اطراف تهران ، آذربايجان ، گيلان ، فارس ، بلوچستان ، آبادان ، خراسان

مواد موثره:

شيكورين ، سيكورين، سيكوري ئين

************

عرق بهار نارنج

خواص دارويي:

ضد تشنج - اشتها آور - خواب آور - ضد سرفه - آرام كننده

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Citrus bigaradia  شكوفه يا گلهاي درخت نارنج

Retaceae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

در مناطق شمالي و جنوبي ايران

مواد موثره:

نرول - نروليدول - فارنه سول -اندول

 

********

عرق شنبليله

خواص دارويي:

نيروبخش - رفع كم خوني - پائين آورنده قند خون

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Trigonella Foenum  گياه شنبليله

Papilionaceae  از تيره

مناطق رويش يا كشت

در نواحي مختلف ايران: آذربايجان - فارس - خراسان - سمنان - دامغان

مواد مؤثره :

كومارين - كولين - تري گونل لين - اسيد نيكوتينيك

 

**********

عرق شاتره

خواص دارويي:

تب بر - شاداب كننده پوست - تصفيه كننده خون - اثر مقوي معده - معرق

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Fumaria Parviflora  شاتره

Fumariaceae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

دماوند - كرمان - خراسان - گرگان - شيروان

مواد موثره:

اسيد فوماريك - فومارين

 

************

عرق زيره سياه

خواص دارويي:

نيرو دهنده - ضد نفخ - هضم كننده - شيرافزا - ضد تشنج

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Carum carvi  زيره سياه

Um belliferae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

شمال ايران - آذربايجان - همدان -كرمان - تهران - شاهرود

مواد موثره:

كاروون - دي هيدروكاروئول - دي هيدروكاروون - كارون

 

**********

عرق بيد مشك

خواص دارويي:

مقوي قلب - ملين

نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير:

Salix Aegyptica  بيد مشك

Salicaceae  از تيره

مناطق رويش يا كشت:

شمال ايران - اصفهان - كرمان - شيراز  

باران های اسیدی

 

باران های اسیدی:

یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.

باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( HCO3 ) در آب خالص است.

باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.


دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟

معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.

« موتا » و « میلو » در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.

عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.

آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.

دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 4،7 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:

اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.

اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.

عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.
باران قلیائی
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.

چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی
آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی ، به علت وجود این دو اسید است.

میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی
دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی PH خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها
تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.
آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.

جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که « فومارو » در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:


مضر برای انسان : ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی


تخریب جنگلها : ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.


خطرناک برای دریاچه‌ها : مرگ صدها گونه زیستی


تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی